قیمت نفت به پائین ترین سطح در ۵۰ ماه اخیر رسید!

0
27

روز پنج شنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۱۴ میلادی، وزیران نفت کشورهای صادر کننده نفت (عضو اوپک ) در شهر وین پایتخت کشور اتریش گرد هم آمدند. در این جلسه، قیمت نفت خام با تنزل دو دلاری، به پائین ترین سطح آن در پنجاه ماه اخیر تثبیت شد. با توجه به عدم تمایل عربستان سعودی به کاهش تولید نفت خودش، و نیز با تأثیری که رویدادهای سیاسی بر مسائل اقتصادی به ویژه بر روی بهای نفت و ارز و طلا دارند؛ مخالفت های وزیران نفت کشورهائی مانند ایران و ونزئلا، هیچ تغییری در تعیین بهای تثیت شده کنونی نفت، و میزان صدور آن به وجود نیاورد!

نرخ تعیین شده در این جلسه، که با افتی دو دلاری به مبلغ ۷۰ دلار و ده سنت برای هر بشکه معین شده؛ یک دلیل آشکار، و یک دلیل پنهانی دارد. دلیل اول، وضعیت میزان عرضه و تقاضا در باره نفت می باشد. به طور مثال آمریکا با استفاده از یک فنّ آوری نوین، توانسته است که تولید نفت خود از منابع غیرمتعارف را، که قبلا اقتصادی نبوده اند؛ به میزان قابل توجهی افزایش بدهد. از سوئی دیگر، با توجه به مسأله تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی، که بر معاملات نفتی این رژیم نیز تأثیرات فراوانی گذاشته است؛ این حکومت را واداشته، که برای صدور نفت ایران، از روش فروش ارزان تر آن به بعضی از خریداران این ماده گرانبها، روند فروش عادی نفت را، به نوسان های مصنوعی متغیر سازد. این روش، بسیار ساده و قابل درک است؛ جلوه های معمولی آن را می توان در بازارهای کوچک و بزرگ همه ممالک جهان مشاهده کرد. به طور مثال، مالک یک مرکز فروش مواد مورد نیاز روزمره مردم را، به گونه عمدی ارزان تر از فروشگاه های مشابه با خودش عرضه می کند. در این رهگذر، مشتری های او، و کسانی که علاقمند به خرید جنس ارزان می باشند افزایش می یابند؛ به همین دلیل مبلغ ارزان تر فروخته شده کالاهای آن مرکز خرید، با افزون شدن تعداد خریداران آن جبران می گردد!

اما این روش حیله گرانه و غیر اصولی، در مورد ارزان فروختن نفت ایران، توسط حاکمان اشغالگر میهن مان، به مشتری های سودجوی این محصول، هیچ تأثیری در بهبود شرایط نفع بردن یا زیان دیدن آنها ایجاد نمی کند. چون نفت ایران در موقعیت محدودیت های معاملات بازرگانی با ممالک دیگر، که در اثر تحریمها بر میزان صدور نفت ایران تحمیل شده است؛ در حالت عادی، حد اکثر به مبلغ بشکه ای شصت دلار به فروش می رسد؛ و در موقعیت های معامله های پنهانی، این بزرگترین ماده صادراتی کشور را، به نازل ترین بهای ممکن به خریداران فرصت طلب می فروشند!

 بنابراین، خریداران غیر رسمی نفت ایران، که از شرایط کنونی مملکت ما، به نفع خودشان بهره برداری های رندانه می کنند؛ هر بشکه نفت ایران را، بسیار بسیار ارزان تر از مبلغ رسمی ۶۰ دلار برای هر بشکه، از فروشنده نادان آن می خرند. آخوندهای حکومتی هم، که با اندیشه ” ارزان فروختن نفت، بهتر از بی مشتری ماندن است ” ؛ پیه این خسارت پر زیان و حقارت آمیز را، به تن شان می مالند؛ و ضرر عمده آن را، نصیب ملت متضرر ایران می نمایند!

ولی دلیل پنهانی تصمیم اوپک، جهت تعیین قیمت ارزان تر نفت برای هر بشکه، تا میزان زیادی زیر تأثیر مسائل سیاسی جاری در دنیا، به ویژه مسأله مذاکرات هسته ای، چنین نتیجه ای را به بار آورده است. کشورهای صادر کننده نفت، براساس مقررات مندرج در آئین نامه اوپک، اجازه ندارند که بیش از مقدار مشخص شده برای هر کشور( به نسبت کمتر یا زیادتر داشتن نفت) فروش خودشان را کم یا زیاد بکنند. عربستان سعودی به عنوان کشوری که مکان نخست در داشتن منابع زیادتر نفت در جهان را دارد؛ اجازه بیشتر صادر نمودن نفت به بازارهای بین المللی را نیز دارد. کشورهائی هم که در پائین ترین میزان تولید نفت می باشند؛ اجازه بیشتر فروختن محصول شان را ندارند. چون کشورهائی که به خاطر کمتر داشتن نفت، در انتهای لیست فروشندگان آن قرار دارند؛ ناچارند که میزان کمتری از نفت خودشان را صادر کنند!

این موارد در موقعیت های عادی، تغییرات زیادی در نحوه صدور و خرید و فروش نفت به وجود نمی آورد. اما با توجه به تحولات سیاسی کنونی در گیتی، بخصوص در ارتباط با وضعیت مذاکرات هسته ای قدرت های بزرگ جهان با جمهوری اسلامی، دگرگونی ملموسی را در غیر عادی ساختن معاملات قانونی و غیر قانونی نفتی موجب گردیده است. یکی از این دگرگونی ها، که از موضوع نتیجه حاصل شده از مذاکرات اخیر هسته ای در وین پدید آمده؛ تحمیل فشارهای بیشتر بر حاکمان رژیم آخوندی در ایران، جهت واداشتن ایشان به پذیرفتن همه پیشنهاد های ۱+۵ است!

فشار محدودیت فروش این محصول بر روی ایران، فشار تنزل یافتن نرخ رسمی فروش نفت بر جریان بیشتر افت نمودن اقتصاد در این مملکت ثروتمند، فشار کشور هائی که جایگاه بالاتری در میزان تولید و صدور نفت نسبت به ایران را دارند؛ برای افزودن بر عرضه نفت خودشان به بازارهای نفتی دنیا، که خریداران مهمتر را به خودشان اختصاص می دهند؛ موجب ناامید ساختن جمهوری اسلامی، از این بالاترین محصول صادراتی کشور می گردد. و آنها را وا می دارد، که جهت به دست آوردن سودی هر چند ناچیز، به ارزان فروختن نفت ایران، به مشتری های ابن الوقت بین المللی دست بزنند. البته ناگزیری حاکمان کنونی ایران برای ارزان تر عرضه نمودن مهمترین کالای کشور به مشتریان سودجوی فرصت طلب، جلوه های پنهانی دلیل مهم تقلیل یافتن میزان عرضه نفت به بازار، و تثبیت بهای هفتاد دلار و ده سنت برای هر بشکه نفت خام برنت است!

در حالی که خواسته وزیر نفت رژیم آخوندی، برای فروش هر بشکه نفت ایران، به مبلغ صد دلار است که پیشنهاد کرده، موردی که در شرایط کنونی، از سوی اوپک به هیچوجه پذیرفته نمی شود و تحقق نخواهد یافت!

 فروش یک بشکه نفت خام به ازای صد دلار، آرزوئی محال و ناشدنی برای جمهوری اسلامی است؛ که مغز مفلوک آخوند، قادر به تشخیص دادن این امر نیست. نفتی که پیش از شکل گیری این حکومت اهریمنی در ایران، با نرخ هفت دلار برای هر بشکه به دست خریداران آن در سراسر دنیا می رسید؛ که هم فروشندگان، و هم خریداران آن را راضی و بهره مند می ساخت؛ به خاطر کدام دلیل مشخص و بارزی، به این قیمت غیر قابل تصور افزایش یافته است؟ تولید کنندگان نفت در جهان، که محصول جدیدتری از نفت قبلی خویش را ارائه نمی دهند؛ کیفیت این محصول هم هیچ تغییری نسبت به گذشته نیافته است؛ پس چرا همواره باید نقطه ثقل و تعیین کننده در اقتصاد جهانی باشد؟!

تغییرات و تحولات اقتصادی دنیا، به ویژه در ارتباط با هزینه های تولیدات تکنولوژی های پیشرفته، برای دست یافتن بشر یک زندگی بهتر و مطلوب تر، ایده آل هائی هستند؛ که نه فقط سران فاسد و زیاده خواه حکومت آخوندی، بلکه همین قدرت های بزرگ در دنیا نیز، علاقمندی شدیدی به آن داشته و دارند. زیرا، هر چه نفت بیشتر، به همان نسبت یک کشور غنی تر، اگر مردم ستمدیده کشور ثروتمندی مانند ایران، که دومین سرزمین دارنده نفت در گیتی است؛ هیچ تغییر مثبتی در نحوه زندگی اجتماعی و اقتصادی شان ایجاد نمی شود؛ فقط به دلیل حضور مشتی آخوند تازی تبار در کشورمان نیست. بلکه تا میزان زیادی خودشان هم در این جریان مقصر می باشند. زیرا در هر دیاری که مظلومی از سوی ظالم ستم ببیند و در فشار باشد؛ مقصر اصلی مظلوم است، که به ظالم فرصت حضور و ماندن در کنار وی را داده است!

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است!!

محترم  مومنی

مطلب قبلیکشف یکی از نادرترین پدیده های دوره ساسانی در فارس
مطلب بعدیمل بروکس به دراکولاهای ترانسیلوانیا پیوست
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.