کمیپن با صدور بیانیه‌ای از قوه قضاییه ایران خواست تا فورا رضا شهابی بیمار و عضو سندیکاری گارگری، که اخیرا در زندان رجایی شهر سکته کرده است را آزاد کند و اجازه دهد تا او مراقبت‌های لازم پزشکی و درمانی را دریافت کند.

بر اساس بیانیه‌ای که سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۶ منتشر کرد، رضا شهابی عضو این سندیکا پس از سکته از بستری شدن در بیمارستان محروم بود.

در بیانیه‌ سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه آمده است: «در ملاقاتی که روز چهارشنبه خانواده با رضا شهابی در زندان داشته است نیمه چپ صورت رضا افتادگی داشته و زیر چشمش نیز فرو رفتگی خاص داشته است. و رضا گفته به پزشک زندان که مراجعه کردم؛ به من گفته سکته خفیف کرده ای.»

زندانیان سیاسی به صورت مداوم در ایران با رفتارهایی غیرعادلانه مانند محرومیت از درمان پزشکی،‌ مورد هدف قرار می‌گیرند.

هادی قائمی  گفت: «ما بارها می‌شنویم که زندانیان سیاسی از پیامد‌های اتفاقا‌های غیرقابل بازگشت مانند محرومیت از دسترسی به امکانات درمانی در زندان، رنج می‌برند.»

هادی قائمی اضافه کرد: «به نظر می‌رسد که قوه قضاییه جمهوری اسلامی هیچ حدی برای مجازات شهروندان ایرانی که به صورت صلح‌آمیز فعالیت می‌کنند قائل نیست.»

محمد جراحی فعال کارگری به دلیل تشدید سرطان درمان نشده در دوران زندان تبریز در مهر ۱۳۹۶ در گذشت. شاهرخ زمانی،‌ همکار او نیز در تاریخ شهریور ۱۳۹۶ به دلیل دسترسی نداشتن به امکانات درمانی مناسب پس از حمله قلبی در زندان رجایی شهر کرج درگذشت.

در موارد متعددی، سازمان‌های امنیتی و قوه قضاییه، فعالین کارگری را با جرایمی مانند جرایم امنیتی ملی تحت تعقیب قرار می‌دهند. فعالیت اتحادیه‌های کارگری مستقل ممنوع است و کارگران در اغلب اعتصاب‌های کارگری با تهدید‌هایی مثل بازداشت و یا اخراج مواجه هستند. رهبران گروه‌های کارگری نیز به صورت متداوم زندانی و تحت عنوان جرایم امنیت ملی به زندان‌های طولانی مدت محکوم می‌شوند.

یک منبع مطلع به وضعیت رضاشهابی در زندان رجایی‌شهر، محلی که رضا شهابی در آن زندانی است، در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۶ به کمیپن اطلاع داد که رضا شهابی قبل از سکته نیاز دسترسی به درمان پزشکی داشت.

این منبع که تحت شرایط گمنامی صحبت کرد، گفت: «شهابی به صورت مکرر دچار سردرد می‌شد، از بینی‌اش خون می‌آمد و جابه‌جا کردن سر، گردن و پاها برایش دشوار بود.»

رضا شهابی،‌ ۴۵ ساله و یکی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه در خرداد ۱۳۸۹ بازداشت و محکوم به شش سال زندان به دلیل فعالیت صلح‌آمیز برای حقوق کارگران به جرم «تبلیغ علیه نظام» و «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی» شد. او همچنین از فعالیت‌های مدنی به مدت پنج سال محروم است.

در شهریور ۱۳۹۳ رضا شهابی به مرخصی درمانی آمد اما نزدیک سه سال بعد زمانی که در مرخصی درمانی و در خارج از زندان بود، اعلام شد که مدت زمانی که او در مرخصی بوده است، به عنوان زمان حبس او به حساب نمی‌آید و باید به زندان برگردد.

زمانی که شهابی در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ به زندان رجایی شهر بازگشت، به او گفته شد که او باید پنج ماه از مدت زمانی را که از محکومیت او قبل از رفتن به مرخصی، باقی مانده است را زندانی باشد. همچنین یک سال حبس اضافه به دلیل آنچه که دادستانی نقش او درگیری با مامورین زندان در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۹ عنوان شده است،‌ به اون داده شد.

هادی قائمی گفت: «اضافه بر اینکه در پرونده‌های بازداشت سیاسی روند قضایی شفاف وجود ندارد، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از رسیدگی پزشکی به آنها خودداری می‌کند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمیپن حقوق بشر در ایران؛ او اضافه کرد: «مدت طولانی است که از وعده‌های انتخاباتی دولت حسن روحانی که در آنها خواستار حفظ حقوق شهروندان توسط قوه قضاییه و نیرو‌های امنیتی شد،‌ گذشته است. او باید به وعده‌های خود عمل کند.»

مقاله قبلیحمید بقایی به ۶۳ سال زندان محکوم شد
مقاله بعدیکاخ سفید: شورای امنیت سازمان ملل درباره اقدامات موشکی جمهوری اسلامی اقدام کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.