کلاج، ترمز، گاز، کلاج، گاز ….این یعنی با پاهای معلول هم می‌شود، رانندگی کرد و آدم‌ها را مسیر به مسیر برد و با صد تومن و دویست تومن روزی زن و بچه در آورد، حتی اگر پاهای معلولش را نتوان از زیر فرمان دید.

از هشت صبح تا 12 ظهر مسافرکشی می‌کند، بعد نهار و استراحت و بعد نوبت تمرین است. دو ساعتی ورزش می‌کند و باز دغدغه نان و کار.

دو ساعت ورزش یعنی بالای سر بردن وزنه‌ها باز هم با همین پاهای معلول، آنقدر در این سال‌ها وزنه‌ها را بالا و پایین برد که مدال طلای مسابقات جهانی آمریکا را گردنش انداختند، که روی سکوی اول مسابقات جهانی لیبی ایستاد و حالا شش مدال برون مرزی طلا و نقره و برنز دارد.

صمد عباسی وزنه زدن را از 22 سالگی آغاز کرد، از زمانی که دکترش به او انگیزه داد و عصایش را کنار گذاشت.

از زمانی که دکتر یادش داد نداشتن پای سالم آخر زندگی نیست و حالا او در سن 28 سالگی هم قهرمان وزنه‌برداری معلولان جهان است و هم در خیابان‌های شهر آدم ها را جابجا می‌کند و پول می‌گیرد و نان می‌خورد و زن و بچه‌اش را سیر می‌کند.

ولی دلش بزرگ است، زندگی اش را سخت می‌گذراند، سخت روزی در می‌آورد، سخت ورزش می‌کند، سخت قهرمان شده، سخت این مدال‌های طلایی و نقره‌ای را به دست آورده، اما قدر سختی کشیدن‌هایش را نمی‌دانند.

حتما نمی‌دانند که امروز مثل خیلی از قهرمانان و ورزشکاران دیگر مجوز وارد کردن ماشین های خارجی ندارد، خانه‌های ویلایی ندارد، درآمد چند میلیونی در ماه ندارد و با مسافرکشی هم خرج خانه را می‌دهد و هم کرایه خانه را.

و وقتی با ما از سختی‌ها و افتخاراتش می‌گوید نه ذره‌ ای زیاده خواهی در حرفهایش هست و نه خواسته‌های غیر‌منطقی دارد، فقط یک انتقاد دارد، اینکه به ورزشکاران و قهرمانان معلول آن‌طور که شایسته و در شأن آنهاست، رسیدگی نمی‌شود.

صمد عباسی به مناسبت روز جهانی معلولین  حرف می‌زند و از درد و دل های یک قهرمان جهان می‌گوید، که اگرچه از پا معلول است، اما برای امرار معاش مسافر کشی می‌کند.

این ورزشکار معلول می‌گوید: ای کاش مسئولین همان اندازه که به قهرمانان سالم بها می‌دهند، به ورزشکاران معلول هم توجه کنند، زیرا معلولین با سختی بیشتری افتخار آفرینی می‌کنند.

وی از مسئولین خصوصا استاندار جدید می‌خواهد بیشتر به ورزشکاران و معلولین بهاء دهند و امکاناتی برای آنها فراهم کنند.

عباسی اشتغال را مهمترین دغدغه خود و سایر معلولین می‌داند و می‌گوید: اگر فکری برای شغلم بشود با فراغ خاطر می‌توانم به ورزش قهرمانی بپردازم.

این قهرمان جهان می‌گوید: به مسئولین قول می‌دهم اگر فکر به حال شغل و امرار معاشم شود، در بازی‌های پارالمپیک قهرمان شوم.

و یک حرف پایانی هم برای معلولین دیگر داشت، به آنها گوشزد کرد که معلولیت محدودیت نیست و اگر بخشی از جسم یک معلول پیش خدا مانده دلیل نمی‌شود، خانه نشین شود.

او می‌گوید: معلولیت نباید باعث شکست شود.

و یادمان باشد قول داده اگر شغل برایش دست و پا شود و دغدغه نان نداشته باشد، قهرمان می‌شود، با دست‌های خودمان قهرمانان را از ورزش کنار نگذاریم.

این که بر اساس قانون جامع معلولیت حق معلولان است که سه درصد سهم اشتغال کشور را داشته باشند، نادیده گرفته شده بماند، حداقل برای آنهایی که کمی متفاوت هستند، فکری کنیم.

به گزارش ایسنا؛ آنهایی که بدون پا و دست و چشم و گوش مدال می‌آوردند، خیلی سالم تر از کسانی هستند که با همه توانایی‌ها از استعدادهاشان استفاده نمی‌کنند.

مقاله قبلیجان ۶ زندانی عقیدتی اهل سنت در ۲۹ـمین روز اعتصاب غذا در معرض خطر جدی قرار گرفته است
مقاله بعدیمحمد نوری زاد: کلید گاوصندوق های زیارتگاه های اهل حق در اختیار اوقاف است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.