شرکت فرانسوی Carmat به سمت ایمپلنت نوعی قلب مصنوعی حرکت می‌کند که بافت‌های بیولوژیکی یک گاو را در خود جای داده است.

به گزارش ایسنا، اوایل ماه جاری میلادی قلب مصنوعی Carmat تایید چهار مرکز قلب مختلف در کشورهای عربستان سعودی، اسلوونی، لهستان و بلژیک را دریافت کرد.

در حالی که ایده طراحی قلب‌های مصنوعی جدید نیست، آن‌چه مدل بیوپروتزی جدید را از دیگر مدل‌های قلب مصنوعی متمایز می‌کند، شیوه استفاده آن از بافت بیولوژیکی موجود است.

 دو اتاقک درون قلب توسط یک غشا از هم جدا شده‌اند و مایع هیدرولیکی در یک طرف غشا نگهداری می‌شود.

یک پمپ موجود در درون قلب این مایع را به درون و بیرون اتاقک‌ها پمپاژ می‌کند که غشا را حرکت داده و موجب پمپاژ خون به درون و بیرون اتاقک می‌شود (درست مانند قلب).

این غشا از بافت‌هایی خلق شده که از کیسه احاطه‌کننده قلب یک گاو گرفته شده‌اند.

استفاده از ماده بیولوژیکی موجب فعالیت بهتر قلب با سیستم پیوندی خود گیرنده است و شاید به وابستگی کمتر به داروهای ضدانعقاد بیانجامد.

در ابزار Carmat بافت قلب گاو همچنین در ساخت دو دریچه به کار می‌رود و حسگرهای تعبیه‌شده در درون قلب بر فشار نظارت کرده و به آن امکان تغییر میزان خونی که در واکنش به فعالیت فیزیکی جریان می‌یابد، را می‌دهد

از این حسگرها در واقع، برای مخابره داده بدن بیمار به یک رایانه استفاده می‌شوند که ابزار نیز به نوبه خود، سیگنال‌هایی را دریافت می‌کند، مبنی بر این که میزان پمپاژش را با سطوح فشار وارده هماهنگ کند.

در حالی که Carmat باید تایید قانونگذاران فرانسوی را به دست آورد، قرار است نخست بر روی حیوانات آزمایش شود.

بهای احتمالی این مدل بیش از 195 هزار دلار امریکا گزارش شده است.

مقاله قبلیفدراليسم در خاورميانه از تهديد به فرصت
مقاله بعدیبوسیدن دست یک کاندیدا..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.