دو سال از درگذشت عسل بدیعی (بازیگر جوان سینما و تلویزیون) می‌گذرد و حالا قلب او در سینه مردی می‌تپد که با خانواده او در تماس است و در مراسم‌های یادبود این هنرمند، شرکت می‌کند.

 دو سال قبل، نوروز هنرمندان با درگذشت ناگهانی عسل بدیعی رنگی از غم گرفت و خانواده بدیعی امسال و همزمان با دومین سالگرد درگذشت این بازیگر، تصمیم گرفتند به جای برگزاری یک مراسم عمومی و پرهزینه، برنامه‌ای خصوصی برگزار کنند و هزینه‌های یک مراسم عمومی را صرف امور خیریه کنند.

شاهرخ بدیعی پدر عسل بدیعی در همین زمینه گفت: امسال مراسم سالگرد درگذشت عسل را به صورت خصوصی برگزار کردیم و البته مراسم دیگری هم داریم، اما تصمیم گرفتیم هزینه‌های یک مراسم عمومی را صرف امور خیریه کنیم.

او که همزمان با درگذشت عسل بدیعی اعضای بدن این هنرمند جوان را به درخواست خودش، به چندین بیمار نیازمند عضو اهدا کرده بود، اضافه کرد: قلب عسل به یک آقایی اهدا شده که ایشان با ما در تماس است و در مراسم‌های عسل شرکت می‌کند. تا جایی که خبر دارم، کبد او نیز به یک نفر در مشهد اهدا شده و من این موضوع را از طریق مطلبی که آن فرد در روزنامه منتشر کرده بود، فهمیدم. به هر حال هر یک از اعضای بدن او در پیکر دیگری زنده هستند و این موضوع برای ما خوشحال کننده است.

بدیعی ادامه داد: ما نمی‌خواهیم با کسانی که اعضای بدن عسل به آن‌ها اهدا شده است، تماسی برقرار کنیم چون دوست نداریم آن‌ها احساس دین کنند یا معذب شوند، مگر اینکه خودشان دوست داشته باشند با یکدیگر در تماس باشیم.

عسل بدیعی 12 فروردین‌ سال 92 به‌ علت ایست تنفسی که به خونریزی مغزی منجر شد،‌ درگذشت و اعضای بدن او بنا به درخواست خودش به بیماران نیازمند اهدا شد.

به گزارش ایسنا، او متولد سال 1356 در تهران بود که سال 1375 به سینما راه یافت و با فیلم «بودن یا نبودن» به کارگردانی کیانوش عیاری فعالیت حرفه‌یی خود را آغاز کرد.

مقاله قبلیشوک دیکتاتورها در تهران؛ نگاه و معرفی کتاب هفته‌نامه اکسپرس فرانسوی
مقاله بعدیاجرای حکم تبعید چهار درویش گنابادی توسط دادگاه انقلاب شیراز
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.