بنابه گزارشات رسیده اقدام غیر انسانی قطع داروی اعصاب زنان زندانی در زندان قرچک ورامین شرایط را برای زنان زنانی غیر قابل تحمل نموده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که از ۱۶ تیرماه زندانبانان ولی فقیه اقدام به قطع داروی اعصاب زنان زندانی که تخمین زده می شود تعداد آنها چند صد نفر می باشد نموده اند. زندانبان ولی فقیه به زندانیان زن زندان قرچک ورامین گفته اند که دولت بودجه ندارد و ورشکسته است و توان تامین داروهای شما را ندارد. شما به خانواده هایتان بگوید تا داروهای اعصاب را برای شما خریداری نمایند و به ما تحویل دهند تا ما به شما بدهیم.

این درحالی است که اکثر زنان جوان فاقد سرپرست هستند و یا اینکه خانواده های آنها از اقشار تهی دست جامعه می باشند و قادر به تامین داروهای های عزیزان خود نیستند.

اکثر زنان جوانی که به دلایل مختلف دستگیر و در این زندان نگهداری می شوند، مورد سوء استفاده جنسی زندانبان ولی فقیه قرار می گیرند. ازدحام بیش از حد،نبود حداقل امکانات اولیه انسانی در زندان ، فشارها و سرکوبهای وحشیانه که بطور سیستماتیک و سازمان یافته صورت می گیرد، زندانیان بی دفاع را یا دچار بیماریهای عصبی و روحی می کند و یا اینکه به اعتیاد روی می آورند. رژیم ولی فقیه توسط بهداری زندان بطور سازمان یافته به زندانیان متادون می دهد بخصوص به جوانانی که تازه وارد زندان می شوند و بیرون از زندان حتی سیگار نمی کشیدند .آنها در اثر فشارهای وحشیانه و غیر انسانی و برای فرار موقت از این فشارها به متادون که زمینه ساز اعتیاد آنها به مواد مخدر است روی می آورند.

قطع داروهای اعصاب و روان زندانیان زن در زندان قرچک ورامین منجر به درگیریهای لفظی و فیزیکی بین زندانیان زن شده است و گاها این درگیریها بصورت گروهی و خشونت آمیز صورت می گیرد.

زندانبانان ،زنان زندانی بیمار را به حال خود رها کرده اند و فشارها را بر آنها افزایش داده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، قطع داروهای اعصاب و روان زنان زندانی در زندان قرچک ورامین را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات فوری بر علیه جنایتکاران علیه بشریت بخصوص علیه آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۵ مرداد ۱۳۹۲ برابر با ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاین روزهای روحانی؛ نوشتاری از محمد نوری زاد
مقاله بعدیوضعیت وخیم یک زندانی در حال اعتصاب غذای خشک در زندان بندر عباس..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.