اخبار رسیده حاکی از قطع تلفن‌های هفت درویشی است که پس از حمله‌ی هفتم شهریور گارد زندان تهران بزرگ (فشافویه) به درویشان متحصن در تیپ ۳ آن زندان به سلول‌های انفرادی منتقل شده‌اند.

تلفن‌های این هفت درویش که از روز هفتم شهریور به مدت ۱۸۶ روز جدا از زندانیان دیگر در بند سلول‌های انفرادی فشافویه موسوم به سالن امن نگهداری می‌شوند از صبح روز شنبه به دلایل نامشخص قطع شده است.

این درویشان پس از گذراندن ۱۰۵ روز در سلول انفرادی که بدون حکم قضایی بر آنان تحمیل شده است، از روز ۲۳ آذر تاکنون در سالن امن فشافویه که خالی از هر زندانی دیگری‌ست نگهداری می‌شوند.

سه نفر از این هفت درویش به نام‌های رضا انتصاری، کسری نوری و سینا انتصاری در این ۱۸۶ روز هیچ ملاقاتی با اعضای خانواده‌شان نداشته‌اند و چهار درویش دیگر تنها یک بار اجازه ملاقات یافته‌اند.

خانواده‌ی هفت درویش به مجذوبان نور گفته‌اند که تاکنون هیچ‌یک از مقامات قضایی و مسئولان زندان‌ مسئولیت حبس این هفت درویش در شرایط امنیتی سالن امن را بر عهده نگرفته و درباره‌ی دلیل نگهداری آنان در سالنی که متشکل از سلول‌های انفرادی خالی از زندانیان دیگر است نیز دلیلی ارائه نکرده‌اند.

رضا انتصاری، کسری نوری، محمد شریفی‌مقدم، حسام معینی، سینا انتصاری، امیر نوری و مرتضی کنگرلو هفت درویشی هستند که پس از حمله‌ی روز هفتم شهریور نیروهای گارد زندان فشافویه به درویشان متحصن در تیپ ۳ آن زندان مورد ضرب و جرح قرار گرفته و با بدن مجروح و سر و دست شکسته به سلول‌های انفرادی منتقل شده‌اند.
به گزارش مجذوبان نور؛ پیش‌تر درویشی به نام مهدی اسکندری نیز با این هفت درویش در سالن امن محبوس بود که با پایان دوره‌ی حبس، از زندان آزاد شد.

مقاله قبلیپاسخ به شبهه‌ای قدیمی برای تشخیص دوقلوهای همسان
مقاله بعدیدر واکنش به اخراج دو کارمند سفارت؛ هلند سفیر خود در تهران را فراخواند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.