رئیس کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی، با اشاره به قرارداد چهارصد میلیارد ینی ‌مرتضوی با زنجانی در زمان ریاستش، گفت: در صورتی که وی در دادگاه بار دیگر معامله با زنجانی را کتمان کند، ما سند‌های مرتبط را منتشر می‌کنیم.
سیدحسین دهدشتی ، با اشاره به بررسی تخلفات سعید مرتضوی رئیس سابق سازمان تأمین اجتماعی در دادگاه انقلاب اسلامی، گفت: یکی از موارد اتهامی مرتضوی در این دادگاه پرونده ارتباط وی با بابک زنجانی و انجام معامله در قالب شرکت شستا بوده است.

خانه ملت گزارش داد؛ نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: مرتضوی در دادگاه اخیرش ادعا کرده که او حتی یک ریال با زنجانی معامله نکرده است، اما بر اساس اطلاعات واصله وی 138 شرکت و کارخانجات مرتبط با شستا را به زنجانی واگذار کرده است.

وی افزود: بر اساس گزارش تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی، مرتضوی در قرارداد واگذاری چندین شرکت شستا، برای تضمین قرارداد حدود پنج چک به مبلغ چهارصد میلیارد ین ژاپن را به زنجانی تحویل داده است و بر اساس اطلاعات واصله هنوز این چک‌ها در اختیار زنجانی است.

رئیس کمیته تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی، ادامه داد: در صورتی که مرتضوی بار دیگر ادعا قبلی خود را مطرح و موضوع انجام معامله با بابک زنجانی را کتمان کند، ما حاضر هستیم که شماره و تاریخ صدور چک‌ها و مکتابات وی با زنجانی درباره این موارد را اعلام کنیم.

دهدشتی گفت: بر اساس قانون، مرتضوی هیچ اختیاری برای انجام معامله با افراد دیگر به‌ویژه بابک زنجانی نداشته زیرا این اقدام بدون مصوبه سازمان بوده که این خود یک تخلف بزرگ وی در دوران ریاست سازمان تأمین اجتماعی است، از طرف دیگر ارائه چک به زنجانی برای تضمین قرارداد از طریق سازمان هم از تخلفات مرتضوی است.

مقاله قبلینامه بختیار به آیت الله خمینی
مقاله بعدیبازداشت دو فعال و وبلاگ نویس در مها باد و احضار یک شهروند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.