قراردادی ننگین تر از « ترکمانچای»! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
104

عهدنامه ترکمانچای پیمان نامه منفوری بود؛ که در زمان فتحعلی شاه قاجار با روسیه تزاری بسته شد. این ننگ بزرگ تاریخی، در روز پنج شنبه یکم اسپند ۱۲۰۶خورشیدی، برابر با بیست و یکم فوریه سال ۱۸۲۸ میلادی، در پی جنگ های ایران و روسیه، در دوره حاکمیت استبدادی سلسله بی خرد قجرها، در روستای « ترکمانچای » بین این دو کشور امضاء شد!

جهت امضای این قرارداد ننگین، از سوی پادشاه ایران فتحعلی شاه قاجار، میرزا ابوالحسن خان شیرازی، و الله یار خان آصف الدوله، و از طرف امپراطوری روسیه، نماینده ای به نام « ایوان پاسکوویچ » حضور داشتند. بر پایه این پیمان ننگین، سه ایالت دیگر قفقاز، یعنی: ایروان ، نخجوان و بخش هائی از تالش در شمال کشورمان، زیر سلطه روس ها قرار گرفتند!

با این پیمان سلطه جویانه از سوی روس ها، و بی خردانه و قدرت پرستانه از طرف قجرها، حاکمیت ایران بر دریای مازندران محدودتر گردید؛ و مردم ایران ناگزیر از پذیرش « کاپیتولاسیون » ( قضاوت کنسولی ) شدند؛ و بدین سان میان مردم قفقاز که در آن زمان متعلق به ایران بود؛ و دیگر مردمان میهن مان دیوار جدائی کشیده شد!

بنا بر این، با بسته شدن این عهدنامه منفور، در مجموع حدود سی هزار کیلومتر مربع دیگر، شامل حدود بیست هزار کیلومتر مربع از « ارمنستان امروزی » ، حدود پنج هزار کیلومتر مربع از ترکیه کنونی، شامل کوه « آرارات » و شهر « ایغدیر » که در آن زمان بخش هائی از « خانات ایروان » بودند؛ و نیز حدود پنج هزار کیلومتر مربع از جمهوری آذربایجان امروزی، یعنی تالش شمالی، شامل شهرستان « لریک و نخجوان » از ایران آن زمان جدا شدند!

ظاهرا حکومت پهلوی به شهریاری رضا شاه بزرگ، که پس از حاکمیت استبدادی قجرهای عیاش و زنباره و دگم مذهبی، در ایران به قدرت رسید. هم نتوانست و میسر نبود؛ که در این باره کاری بکند و سرزمین های از دست رفته میهن مان را پس بگیرد. پس از آن نیز، موضوع مشمول « مرور زمان » گشته بود و مردم و مسؤلان نیز بهای چندانی به این ننگ خفت بار ندادند و موضوع را رها نمودند!

اما اکنون، حالا که یک پیمان ننگین تر از ترکمانچای میان سران حاکمیت دیکتاتوری و منفور آخوندی، با شریک تجاری ایشان چینی های کمونیست بسته شده است. باید این شبیخون بی محابای چینی ها به کل دارائی های منقول و غیر منقول ایرانیان را، نیز نادیده گرفت و هیچ واکنشی نسبت به آن نشان نداد؟!

همانگونه که می دانید؛ جمهوری اشغالگر آخوندی، با تایید و امضای قرارداد پنهانی ننگین موسوم به « برنامه ۲۵ ساله همکاری های جامع » با حکومت چین، فصل جدیدی در کتاب خیانت های خود به منافع ملت ایران را گشوده است!

پافشاری بر جنگ با دولت بعثی عراق که هشت سال به طول انجامید. واگذاری حقوق حقه ایران بر دریای مازندران به روس ها، دشمنی کور و زیانبارشان با ایالات متحده و اسرائیل، برنامه هسته ای بی حاصل رژیم، سرازیر کردن منابع ارزی کشور به حزب الله لبنان و دولت بشار اسد و حوثی های یمن، نمونه های دیگری از سیاست های خیانت بار و ایران ویرانگر جمهوری ننگین اسلامی هستند؛ که توسط این حاکمیت پلید به انجام رسیده بودند و چه بسا که باز هم برسند!

این بار اما قرارداد منفور بیست و پنج ساله با کشور چین، موضوع در اندازه کمک های مالی به گروه های تروریستی نیست. بلکه بر پایه آنچه که تا کنون از درونمایه این قرارداد بیست و پنج ساله آشکار شده است؛ مساله واگذاری سه میدان منابع نفتی و گازی ایران به چینی ها، فروش نفت کشور به ایشان به بهای سی درصد پائین تر قیمت جهانی آن، دریافت درازمدت بهای نفت فروخته شده به آنان به پول چینی و یا معاوضه آن با کالاهای بنجل آنان، استقرار پنج هزار نیروی امنیتی – نظامی چینی در کشورمان، امتیاز گسترش خطوط راه آهن ایران و نیز بهره برداری های ناروا از خلیج پارس و دریای عمان، برای ماهیگیری چینی ها درون آب های متعلق به ایران، و چه بسا دیگر موارد نیز باشند؛ که دست کم، نگارنده از آنها مطلع نیست!

امضای این قرارداد ننگین با دولت چین، یادآور تقسیم ایران بین دولت های روسیه و انگلستان در سال ۱۹۰۷ میلادی، و نیز واگذاری امتیازات انحصاری به دولت های اروپائی در سده نوزدهم در ایران است!

قرارداد ننگین بیست و پنج ساله میان جمهوری اسلامی با چینی ها، کشورمان را در عمل مستعمره چین می سازد؛ که بخشی از خاک ایران را، با استقرار نیروهای امنیتی – نظامی به اشغال خود در خواهد آورد!

رژیم خودکامه ولایت فقیه، با پنهانکاری در باره مفاد این قرارداد، به روشنی و بدون هرگونه تفسیری نشان داده، که پیمان مربوطه، تا چه اندازه به زیان ملت ایران است؟!

بدیهی است که عدم انتشار کلیت این پیمان نکبت بار، میزان وحشت سران خودکامه رژیم منفور آخوندی را مطرح می سازد؛ چون بیم آن را دارند، که با مطرح شدن کلیت این قرارداد بدتر و پلیدتر از « عهدنامه ترکمانچای » ، تا چه میزان بر عصبانیت مردم میهن پرست کشورمان خواهد افزود. بر همین اساس، ترجیح داده اند که از آن، فقط به بیان اختصارات این پیمان منفور بپردازند. تا که در این رهگذر، افزایش نفرت مردم ایران نسبت به ایشان، منجر به خیزش حق طلبانه ملت ایران نشود. تا آقایان اشغالگر و سودپرست به آسانی بتوانند. مدتی دیگر نیز بر اریکه قدرت منفورشان در ایران تکیه بزنند!

آنچه که مسلم است، هیچ ایرانی میهن پرست و وطنخواهی، اجازه نخواهد داد. تا پیکره این سرزمین باستانی و همواره آبرومند، با بی خردی های دست اندرکاران این حاکمیت فاسد و سودجو، و با زیاده طلبی های بیگانگان منفعت پرستی مانند چینی ها، یا تکه تکه بشود؛ و یا اینگونه به مستعمره استعمار گران این دوره و زمانه تبدیل گردد!

جهت نجات یافتن از اینهمه بی لیاقتی های حاکمیت فاسد و دیکتاتوری آخوندی، و نیز بی کفایتی های دولت بی اختیار و مزدور آن، تنها راه نجات و رهائی از اینهمه بی تدبیری و بی سیاستی این جمهوری پلید آخوندی، آگاهی دادن مستمر به مردم دربند درون مرزهای ایران مان است؛ که با مضمون « مرگ یکبار و شیون هم یکبار » مصمم به خیزشی میلیونی علیه این اشغالگران میهن شان گردند؛ و برای همیشه سایه ننگین این حاکمیت منفور و جنایت پیشه را، از سر خود و میهن شان کوتاه نمایند. چرا که « بی مایه فتیر آید » !

محترم مومنی

مطلب قبلیتاثیر انتخابات آمریکا، بر روند میانجیگری پرزیدنت ترامپ، در عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیهر هفته یک تحریم: ترامپ تا آخرین روز کاری‌اش به تحریم جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

پاسخ معادله زیر را وارد نماید: *