قتل عمد، یا قتل شبه عمد، در هر دو حال شما جنایتکارید!

0
137

پدیده های طبیعی، که متأسفانه برخی شان بسیار خطرناک و مخرب نیز هستند؛ و در شرایط حاد، منجر به کشته شدن فاجعه آمیز بسیاری از جانداران، اعم از انسان و حیوانات می شوند؛ در همه جای جهان یکسان به وقوع نمی پیوندند. نقاطی که در امتداد دریاها تبدیل به مراکز زیست انسان شده اند، بیشتر از سایر مناطق گیتی در خطر بروز بارانهای سیل آسا، و ریزش ساحل های شنی، و ورود سیل های ویرانگر به داخل آن ممالک می باشند. کشورهائی که در حاشیه کویرها و مناطق خشک به وجود آمده اند نیز، در خطر گردبادهای شنی و خرابی های ناشی از این طوفان در هم شکننده می باشند. اما بروز پدیده زمین لرزه، در تمام انواع آب و هوائی در سراسر دنیا رخ می دهند؛ تعداد دفعات، و میزان خرابی زلزله های ناشی از آن، ضمن آنکه به شرایط طبیعی در هر سرزمینی بستگی دارند؛ به فعالیت های غیر طبیعی که به دست ساکنان آن دیار صورت می پذیرند نیز مربوط می شوند!

کارشناسان مراکز پژوهشی در امور زلزله معتقدند، زمین لرزهائی که در مقیاس هفت وهشت و نه ریشتری روی می دهند؛ مربوط به خزش و خمش پوسته زمین، در اثر آزاد شدن انرژی خاصی به وقوع می پیوندند. به استناد این نظریه علمی می توان نتیجه گرفت، امکان این وجود دارد، که رخ دادن زلزله های بسیار مخرب چند ساله اخیر در ایران، پدیده ای مصنوعی است که به علت آزمایشات اتمی رژیم آخوندی به وقوع پیوسته اند!

با کمال تأسف، یکی از مناطق زلزله خیز در جهان، سرزمین باستانی ما ایران است؛ علت اصلی زمین لرزه های مرتفع و خطر آفرین در ایران، فقط به این خاطر نیست که کشور ما، به دلیل وسعت زیاد و وجود زیستگاه های انسانی فراوانی، که در امتداد ساحل دریاهای شمال و جنوب، و یا در مراکز کویری در ایران هستند نیست. بلکه سبب اصلی چنین رویدادهای خطرآفرینی در مملکت ما، این است که ایران بر روی گسله های زلزله قرار دارد. بدین مفهوم که در عمق این بخش از کره خاکی که ایران بر روی سطح آن می باشد؛ نوسانهای نامساوی درون زمین، و نیز نازکتر بودن پوسته سطح آن قسمت است. چنانچه تغییر و تحولی درون عمق زمین به وجود بیاید؛ و یا در اثر تناوب حرکات دیگر سیاره هائی که در نزدیکی کره زمین در حرکت اند؛ گسله های زمینی و هوائی فراوانی را، در این منطقه در خود دارند؛ که در بیشتر مواقع منجر به خطر آفرینی های مهلکی برای ساکنان چنین کشورهای می گردند.

چه باید کرد؟ آیا باید مانند گذشته های دور که علم تا به این اندازه رشد نکرده بود؛ و دانش بشر در تمامی زمینه ها چنین پیشرفتی نداشتند؛ باز هم دست روی دست گذاشت و تن به غزا و قدر داد؟ آیا باید به غارها پناه برد، یا در لابلای درختهای جنگلها زندگی نمود؟ یا باید از هر طریقی که می توان، اگر نه همه ی این بلاهای زمینی و آسمانی را مهار کرد؛ بلکه به مدد استفاده کردن از روشهای صحیح معماری، ساختمانهای مسکونی مردم را به گونه ای ساخت، که اگر چنین مواردی در جائی رخ دادند؛ به پیشگیری از بروز حوادث خانمانسوز و کشنده اقدام نمود؟!

بیش از یک سال از رویداد دهشناک زلزله ورزقان زنجان می گذرد؛ هنوز که هنوز است، بسیاری از خانواده های آسیب دیده در آن زمین لرزه مهیب بی خانمان هستند. این در صورتی است که رئیس جمهور نادان پیشین، و وزیر کشور و وزیر مسکن کابینه او قول داده بودند؛ که حد اکثر تا سه ماه، خرابی ها را ترمیم کرده و خانه های مردم را برای سکونت دوباره آنها آماده نمایند. در هفته گذشته نیز باز هم زمین لرزه بسیار مرتفعی در مقیاس هفت ریشتر شهر برازجان را لرزاند و خرابی های فراوانی را به بار آورد. اینبار هم مسؤلین استان بوشهر، در مصاحبه هائی که پس از زلزه با آنها به انجام رسیده گفته اند: که ظرف بیست و شش روز آینده، همه خرابی های پیش آمده در اثر زلزله را از میان خواهند برداشت؛ و دوباره ساکنین این خانه ها را، در خانه های از نو ساخته شده ایشان اسکان خواهند داد!

دروغ که خناق نمی آورد، هر چه می توانید دروغ به خورد این مردم بیچاره بدهید؛ خدا پدر دولت بی کفایت قبلی را بیامرزد؛ که دست کم برای دوباره سازی خانه ها و ساختمانهای تخریب شده، قول ترمیم شدن آنها در سه ماه را داده بود. اما ظاهرا کارگزاران دولت یازدهم، در ارتباط با وقاحت های بی شماری که از طریق اسلام عزیز به همگی شان ارث رسیده گوی سبقت را از بقیه ربوده اند!

برآورد کردن بیست و شش روز، برای تعمیر کردن و بازسازی نمودن و تحویل دادن خانه های نوساز به مردم زلزله زده برازجان، اعتراف کردن مسؤلین بی خرد این دولت به بلاهت پیشه تر بودن ایشان، نسبت به همکاران دولت های نهم و دهم در زمان تصددی محمود احمدی نژاد است!

ظرف بیست و شش روز آینده، شما حتی قادر نیستید، که به سرشماری نمودن و ارائه دادن آمار ساکنان منطقه زلزله زده برازجان توفیق بیابید؛ پس چگونه چنین قول بی محتوا و پوچی را به مردم می دهید؟ از آن گذشته، آیا خانه هائی که می خواهید بسازید و به مردم بدهید؛ را با بهره گیری از روشهای ایجاد تکنیک مقاومت آنها در برابر زلزله خواهید ساخت؟ که هنگام رخ دادن چنین رویدادهای دلخراش و آسیب رساننده ای، به خاطر دارا بودن تکنیک مقاومت در برابر حادث شدن زلزله، منهدم نشوند و جان ساکنان درون خود شان را به خطر نیندازند؟

اگر چنین نکنید، گوئی که با دست خودتان مردمان آسیب دیده و جان باخته را، به طور عمد به قتل رسانده باشید. این دیگر فاجعه کشتن جوان ناکام ستار بهشتی نیست، که وی را در زندان خویش به قتل رساندید؛ سپس وقتی پای شکایت و رسیدگی به این امر پیش آمد؛ با آنکه پزشکی قانونی، پزشک بهداری زندان، و بسیاری دیگر از کسانی که بدن شکنجه شده وی را معاینه کرده بودند؛ اعلام نمودید که او را عمدا نکشته اید؛ بلکه این مورد را باید شبه عمد تلقی نمود!

به قول کتاب دینی خودتان، هر کسی یک نفر را به قتل برساند؛ مانند آنست که تمامی مردم دنیا را کشته باشد. وای به حالتان که شب و روز در حال کشتار مردم بی دفاع و بی گناه ایران هستید. چه آنها را ” به عمد ” کشته باشید، و چه این جنایات ضد بشری خودتان را ” شبه عمد ” تلقی بنمائید؛ در هر حال شما جنایتکار هستید و مشمول همان حکمی می شوید که قرآن خودتان برای چنین قاتلانی صادر کرده است!

خزان ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

مطلب قبلیروحانی: دومین نیروگاه اتمی بوشهر احداث خواهد شد
مطلب بعدیسه تن در زندان مرکزی رشت اعدام شدند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.