مهتاب ساوجی، دومین دختر دانشجوی ایرانی است که در فاصله زمانی کوتاهی در خارج از کشور کشته شده است. این بار محل قتل میلان بوده و محل پیدا کردن جسد ونیز. آن هم در یکی از کانال های آبی ونیز.حالا پس از سه روز از پیدا شدن جسد مهتاب، دو همخانه هندی او دستگیر شده اند که به گفته پلیس مظنون به قتل هستند.

مهتاب 31 ساله بود و دو سال پیش برای تحصیل عازم میلان شد تا در رشته هنر و آکادمی بررا درس بخواند. اما ساعت 1:30 بامداد شنبه و پس از گزارش یک راننده تاکسی، جسدش در یک کانال آبی پیدا شد تا پایانی باشد بر زندگی او.

البته پزشکی‌قانونی بعد از معاینه اولیه اعلام کرد که دو روز از مرگ مهتاب گذشته بوده و جسد حداقل چهارساعت هم روی آب شناور بوده چون زمان کشف جسد، در ریه مقتول آب وجود داشته است.

«الساندرو جوليانو»، رييس پليس محلي ميلان به وب سايت «كوريره ميلان» گفته بود: «بررسي هاي اوليه نشان مي دهد ساعت 14روز دوشنبه گذشته مهتاب در آپارتمانش واقع در منطقه «لكو» به قتل رسيده و قاتل يا قاتلان قصد داشتند بعد از ارتكاب اين جنايت جسد قرباني شان را در درياچه بيندازند اما به دليل ازدحام جمعيت و ترس از برملاشدن اسرار اين جنايت جسد را با ترفندي خاص و با استفاده از قطار به منطقه «ليدو» ونيز منتقل كرده و در يك كانال آب انداخته اند.»

پلیس ایتالیا پس از چند روز زوج هندی هم‌خانه این دانشجوی ایرانی را به اتهام قتل بازداشت کرده و آنها ابتدا مدعی‌ شدند هیچ ‌اطلاعی از سرنوشت مهتاب ندارند. اما در تحقیقات بعدی اعتراف کردند جسد او را از میلان به ونیز منتقل کرده‌اند.

زوج هندی زمانی مجبور به اعتراف شدند که پلیس پی برد آنها یک شب قبل از حادثه با مهتاب مشاجره شدیدی داشتند و همسایه‌ها صدای داد و فریاد آنها را شنیده‌اند. آنها اعتراف کردند که جسد مهتاب را به ونیز منتقل کردند اما مدعی شدند در مرگ او نقشی نداشتند و مهتاب به‌دلایل نامعلومی فوت شده ‌است.

این زوج گفتند: «روزی که به خانه آمدیم جسد مهتاب را در اتاقش پیدا کردیم؛ چون خارجی بودیم، ترسیدیم پلیس حرفمان را باور نکند به همین خاطر جسد را داخل چمدانی گذاشتیم و می‌خواستیم به دریاچه بیندازیم اما چون جمعیت آنجا زیاد بود نتوانستیم و جسد را در کانال آب ‌انداختیم. بعد هم به میلان برگشتیم. قتل کار ما نیست.»

وکیل متهمان که قصد دارد موکلانش را از قتل تبرئه کند، مدعی ‌شده مهتاب به‌دلیل مصرف زیاد الکل جان خود را از دست داده ‌است در حالی که پزشکی‌قانونی این ادعا را رد و علت مرگ مهتاب را خفگی عنوان کرده‌ است. مطابق این نظریه مهتاب ابتدا خفه و بعد جسدش به آب انداخته شده ‌است. تحقیقات پلیس نشان داد مهتاب دوروز قبل از حادثه تلفن همراهش را خاموش کرده‌ و در همان زمان با یکی از مقامات آکادمی محل تحصیلش مشاجره کرده ‌است بنابراین پلیس در حال تحقیق در مورد همه مدارک موجود است. در حال حاضر هم‌خانه‌های مهتاب در بازداشت هستند و تحقیقات از آنها ادامه ‌دارد.

تحقیقات پلیس نشان می دهد که مهتاب در دوسال گذشته که در آپارتمانی در میلان زندگی می‌کرد و فقط با عده‌ محدودی از دوستان خود رفت‌وآمد داشته و مورد مشکوکی هم در پرونده او دیده نشده است.

به گزارش مهر؛ خانواده مهتاب ساوجی پس از مرگ او از طریق دوستانش از این اتفاق با خبر شده اند و منتظر روشن شدن تحقیقات پلیس در زمینه قتل مهتاب هستند.

مقاله قبلیسفر بیش از یکصد تن از نمایندگان صاحبان صنایع فرانسه به تهران
مقاله بعدیشیشه‌ای که نمی‌شکند، فقط خم می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.