در روزهای پاییز، ایران هر سال میزبان چندین میلیون مهاجر است. سالانه میلیونها پرنده مهاجر از کشورهای مختلف اروپا برای گذرندان فصول سرد سال به ایرانمی آیند. منطقه فریدونکنار باآمدن دو میلیون پرنده، یکی از بزرگترین مناطق زمستان‌مانی این پرندگان است. اما به گفته کنشگران محیط زیست، این شهر به قتلگاه پرندگان مهاجر بدل شده است.

قتلگاهی برای پرندگانی مانند درنای سیبری، قوی فریادکش،عروس غاز، اردک مرمری، اردک بلوطی، اردک سرسفید، بوتیمار بزرگ، پلیکان خاکستری، عقاب طلایی گیلانشاه بال سفید، اکراس، انواع جغدها و… که بسیاری از آنان نیز در لیست گونه های در حال انقراض قرار دارند.
به گفته کنشگران محلی، امسال حدود یک میلیون از این پرندگان در فریدونکنار کشته شده اند، یعنی از هر دو پرندۀ مهاجری که پایش به تالاب های فریدونکنار میرسد تنها یکی از آنها میتواند از این مهلکه در شمال ایران بگریزد.

بازار فروش پرندگان مهاجر
بازار فروش پرندگان مهاجر

برخی از رسانه های ایرانی مدعی شده اند بحران شکار پرندگان مهاجر به جایی رسیده است که کنشگران اروپایی سعی میکنند با فریب دادن پرندگان، از مهاجرت آنها به ایران خودداری کنند و پرندگان را وادار کنند به مسیرهای دیگری برای مهاجرت به سمت جنوب کره زمین بروند.
شکار پرندگان مهاجرهمواره به شکل سنتی و محدود، در شمال ایران و فریدونکار همواره وجود داشته است که تهدید چندانی برای پرندگان به شمار نیمرفت. اما حالا چند سالی است که شکارچیان محلی علیرغم غیرقانونی بودن هرگونه شکار پرندگان مهاجر، دست به شیوه ای وحشتناک زده اند، روشی ارزان، بی دردسر و بسیار کارآمد به نام “تور هوایی”.

ماموران حفاظت از محیط زیست با مقاومت مردم محلی نتوانستند وارد مناطق اصلی که تورهای هوایی کاشته شده بودند شوند و در مناطقی حاشیه ای اقدام به برچیدن چند تور کردند
ماموران حفاظت از محیط زیست با مقاومت مردم محلی نتوانستند وارد مناطق اصلی که تورهای هوایی کاشته شده بودند شوند و در مناطقی حاشیه ای اقدام به برچیدن چند تور کردند

در این روش، تورهایی با استفاده از چوب ها و میله های بسیار بلند در تالاب ها و کنار تالاب ها مستقر میشوند، پرنده ای مصنوعی و یا حتی دست آموز در آن مناطق گذاشته میشود و پرندگان مهاجر به خیال آنکه محل امن است، فرود می آیند اما این تورهای پیچ در پیچ دیگر اجازۀ خروج ازآنها را نمیدهند و پرنده ها در میان تورها زنده، گیر می افتند.

خریدارها هم از نقاط مختلف ایران و به خصوص شهرها و استان های همجوار برای خرید پرندگان، بصورت زنده و یا مرده، در این فصل سال به فریدونکار و بازار پرنده فروشهای آن سرازیر میشوند. شمار پرندگانی که به فروش میرسد و نیز تعداد فروشندگان آنقدر زیاد شده که قیمت اردک های در حال انقراض سر سفید و یا سر سیاه که در سالهای گذشته بین 50 تا 70 هزار تومان بود، به حدود 30 هزار تومان کاهش یافته است.

نمونه ای از پرندگان مهاجر اسیر شده
نمونه ای از پرندگان مهاجر اسیر شده

به نظر میرسد مقامات محیط زیست ایران هم با وجود اطلاع کامل از این بحران زیست محیطی و قتل عام سالانه اقدام قابل قبولی انجام نداده اند.
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از ناظران فرانسه؛ به گفته معصومه ابتکار مدیرکل سازمان محیط زیست 70 تن نیروی اضافه برای جمع آوری تورهای هوایی به منطقه فریدونکنار و سرخرود اعزام شده اند اما این افراد در مواجه با حدود 150 شکارچی غیرمجاز مسلح به سلاح گرم و سرد، بدون اینکه بتوانند به مناطق تورگذاری شده وارد شوند، محل را ترک کرده اند.

نمونه ای از تورهای هوایی بسیار وسیع در فریدونکنار
نمونه ای از تورهای هوایی بسیار وسیع در فریدونکنار

پرنده‌های درحال انقراض خورشت سفره‌ها می‌شوند

سامان یک کنشگر محیط زیست در فریدون کنار است:

بسیاری از پرندگانی که اینجا شکار میشوند از گونه های حفاظت شده اند، بسیار از آنها حتی حلقه های شناسایی هم دارند اما وقتی به فریدونکنار و سرخرود که میرسند گرفتار تورهای هوایی میشوند.
این روشی بسیار وحشیانه و ناجوانمردانه است. هیچ دردسری برای شکارچیان ندارد، آنها شب میخوابند، صبح برمیخیزند و میروند پرنده ها را از تور برمیدارند و میفروشند، به همین راحتی.

1604489_799622050104207_7456814723418178154_n

خریدارها هم دو دسته اند، عده ای که کارگاه تاکسیدرمی دارند و دنبال پرندگان زیبا هستند. باقی مشتری ها هم فقط این پرنده ها را برای یک خورشت خوشمزه میخرند!
بسیاری، از شهرها و استان های دیگر حتی تهران برای خرید این پرندگان و به اینجا می آیند. حتی شکارچی های استان های دیگر هم برای فروش محصولات خود به بازار پرندگان اینجا می آیند چون خیلی معروف شده است.

10320478_925103107514511_5581081661608051430_n

این کار طی سالهای اخیر بسیار بیشتر شده است، شاید کمی به خاطر مسیله بیکاری باشد، نکته دیگر اینکه این کار هیچ هزینه ای ندارد و سود خالص است. دردسری هم تاکنون برای هیچ کس نداشته است. مجازات ها به هیچ وجه بازدارنده نیستند. در این زمینه تاکنون هیچ کس بازداشت نشده است و تنها چند باری چند نفر جریمه شدند که آن هم عملا در برابر سود خالص کار رقمی نیست. هر کسی در زمین و شالیزار خود یک تور هوایی گذاشته، درآمدی بیشتر و یک کمک خرج بی دردسرد.

10419576_799589560107456_7470461986438057612_n
اما نهایتا تنها راه پایان دادن به قتل عام، فرهنگ سازی است. باید مردم محلی، خریدارها، کودکان، کشاورزان و حتی شکارچی های حرفه ای از عواقب بسیار بد زیست‌محیطی که تاثیر مستقیم بر زندگی خود آنها خواهد داشت آگاه شوند. آگاهی و فرهنگ سازی تنها راه متوقف کردن این جنایت سالانه است.

نمونه ای از پرندگان شکاری گیرافتاده در تورهای هوایی
نمونه ای از پرندگان شکاری گیرافتاده در تورهای هوایی

 

hunted-wild-ducks-Mazandaran

عقاب طلایی گیرافتاده در تورهای هوایی
عقاب طلایی گیرافتاده در تورهای هوایی
مقاله قبلی‘پسربچگی’ و ‘بردمن’ برگزیدگان اصلی جوایز منتخب منتقدان فیلم آمریکا شدند
مقاله بعدیرقابت «ماهی سرخ‌شده» برای خرس کریستال
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.