قبله نخست مسلمانها، پایتخت یهودیان شد! محترم مومنی روحی

0
254

« آمد به سرم، از آنچه می ترسیدم» ؛ موردی که هرگز در مخیله مسلمان ها نمی گنجید تحقق یافت. نزدیک به هفتاد سال از شکل گیری مجموعه ای که اکنون کشور اسرائیل نامیده می شود گذشته است. در طول همه این سالها، سرزمین بزرگی که از یک سو فلسطینیان خودشان را صاحب مالک الرقاب آن می دانند؛ و از سوئی دیگر ساکنان جدید در بخشی از آن سرزمین، که به تبعیت از نیاکان خود،آنجا را ملک مطلق یهودیان جهان تصور می نمایند(بیش از سه هزار و سیصد سال پیش، موقعی که یهودیان، مورد غضب بخت النصر پادشاه بابل قرار گرفته بودند. به سرزمینی که بخشی از اورشلیم کنونی است و صهیون نامیده می شد شتافتند؛ تا جان شان را نجات بدهند. و در قلعه ای به همین نام < صهیون> که به امر داوود پیامبر ساخته شده بود اقامت کنند. داوود پسر سلیمان و جد پدری موسی بود. و یهودیان آن منطقه را مقدس می دانستند) صهیون نام کوهی است که قلعه مورد نظر به امر داوود پیامبر بر روی آن بنا شده بوده است. در جریان جنگ خانمانسوز دوم جهانی، یهودیان که دوباره در تاریخ بشری، مورد غضب یک دیکتاتور وحشی دیگر قرار گرفته بودند؛ و هزاران تن از ایشان در « هالوکاست» درون کوره های آدمسوزی آدولف هیتلر جان شان را از دست دادند. بر آن شدند، که از سراسر جهان به اورشلیم بگیریزند و در آنجا ساکن بشوند!
از همان نخستین سالهای اقامت یهودیان در آن بخش از دنیا، ساکنان پیشین آنجا(فلسطینیان) به دلائل مختلف که فقط یکی از آنها سودپرستی شان بود؛ زمین ها و خانه های شان را، با قیمت های گزاف به یهودیان ثروتمندی که به آنجا گریخته بودند می فروختند. تا ایشان را در آن سرزمین سکنی بدهند. تا جائی که هر دو سه خانوار فلسطینی در یک خانه زندگی می کردند؛ تا دو خانه دیگر را به کلیمی ها بفروشند؛ و سود سرشاری به دست بیآورند!
بعد از مدتی نسبتا طولانی که از اقامت مجدد یهودیان در اورشلیم(بیت المقدس) گذشته بود. فلسطینی ها متوجه شدند که بخش وسیعی از آن مکان در اختیار یهودیان می باشد(« خود کرده را تدبیر نیست»!) ؛ از آن پس که دیدند کلاه بزرگی بر سرشان رفته است؛ و یهودیان با این شیوه توانسته اند دوباره در سرزمین اجدادی خود ساکن گردند. میان ایشان بر سر مالکیت این اراضی جنگ های نامرتب اما بسیار جدی درگرفت. از اینرو از آن موقع تا کنون، این دو گروه در این باره به شکل های گوناگون دارای دشمنی و پدرکشتگی سختی با یکدیگر شده و هستند!
در کنار ستیزه های مداومی که ایشان با همدیگر دارند؛ دستآویزی موذیانه به دست برخی از دولت های ممالک دیگر افتاده، تا که بتوانند از هر سو، این « لحاف ملا نصرالدین » را به سوی خودشان بکشانند؛ و در این رهگذر، آرمان های نادرست و فرصت طلبانه خویش را به کرسی بنشانند!
پیش از هر سرزمین دیگری، بعد از خاتمه جنگ دوم جهانی، زمانی که یهودیان از بیم جان شان، از هر کشوری که در آن می زیستند؛ به اورشلیم(بیت المقدس = قدس = اولین قبله مسلمان های گیتی) گریختند. تا در آن مکان به اصطلاح مقدس، که مورد اهمیت زیادی برای مسلمان های جهان نیز بود و هست. پایگاه امن و معتبری جهت سکونت جدید خودشان تدارک ببینند. مردمی که هزاران تن از هم کیشان آنان در جهنم « هالوکاست » به دستور دیکتاتور دیوانه و نژاد پرست آلمان، به امر آدولف هیتلر در کوره های آدم سوزی خاکستر شده بودند؛ از نزدیک ترین تا دورترین نقاط دنیا، به طرف آن سرزمین شتافتند؛ تا که به قول خودشان در آن مکان امن، آرامش و تسکینی نسبی داشته باشند. غافل از آنکه حاکمیت « تفرقه بینداز و حکومت کن » بریتانیای کبیر، نقشه ای پدر و مادر دارتر برای ایشان تدارک دیده بود. و از همان نخستین گامهای ورود و اقامت یهودیان(ساکنان جدید سرزمین فلسطین) به آنجا، یکی از خطرناک ترین نقشه های تاریخی خود را به مرحله اجرا گذاشت!
آنها(انگلیسی ها) با فریفتن معدودی از یهودیان، که با سایر همکیشان خود اختلاف نظر فراوانی داشتند. آنان را در بخشی از آن سرزمین که « صهیون » نامیده می شد؛ زیر درختی که با همین نام و بر روی کوهی که آن نیز صهیون نامیده می شود گرد آوردند. تا میان یهودیان نیز تفرقه و چندگانگی ایجاد کنند. کسانی که با تدبیر انگلیسی ها در آنجا گرد آمده بودند؛ به نام « صهیونیست» ها شهرت یافتند. همین گروه که معنای اصلی نام شان « ملی گرائی » است. به تدریج به سه بخش تقسیم شدند. و همین امر میان یهودیان اختلاف زیادی به وجود آورد. تا جائی که موجب به طول انجامیدن روشن شدن تکلیف نهائی میان فلسطینیان و یهودیان گردید!
سالهای درازی می گذرد؛ که بسیاری از دولتمردان گیتی مخصوصا رؤسای جمهور ایالات متحده، که کشور اسرائیل متحد و همپیمان صمیمی و نزدیک ترین به ایشان است؛ بر این هدف بوده اند؛ که مشکل بزرگ آنها با فلسطینیان را حل کنند. اما تا امروز(چهارشنبه ششم دسامبر ۲۰۱۷ میلادی)، هیچیک از دولتمردان آمریکائی به انجام این مهم توفیق نیافته بود. سرانجام پرزیدنت دونالد ترامپ، که در سخنرانی های مبارزات انتخاباتی خویش وعده داده بود. با یک تصمیم ضربتی و تاریخی و بدون بازگشت، اراده اش بر آن قرار گرفت؛ که از این پس اورشلیم یا بیت المقدس را پایتخت کشور اسرائیل بنامد و به رسمیت بشناسد. و سفارتخانه آمریکا را، از « تل آویو» پایتخت قبلی اسرائیل به آنجا منتقل نماید. وی از ممالک دیگر هم خواسته که چنین بکنند. رئیس جمهوری آمریکا به کارگزاران دولت اش فرمان داده، که جهت اقامت کارگزاران سیاسی – نظامی کشور آمریکا در پایتخت جدید کشور اسرائیل ، یک عمارت بسیار خوب و گرانبها و شیک و کامل و مدرن را بسازند. تا هر چه زودتر به آنجا نقل مکان کنند!
اما با وجود اعتراض های بین المللی، به ویژه از سوی رژیم ملاها در ایران و رجب طیب اردوغان در ترکیه و چند کشور دیگر اسلامی، معلوم نیست که بر سر این تصمیم آقای ترامپ چه خواهد آمد؟!
از نظر رئیس جمهور آمریکا، اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل، بستری مناسب جهت یک دموکراسی است؛ که تاخیر افتادن آن هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. بلکه بر مشکلات فعلی هم می افزاید!
البته به شرط آن که، موذیگری های سایر سرزمین هائی، که از این طریق(حضور دشمنی میان دو گروه فلسطینی و اسرائیلی) ، منافع فرضی و اصلی و جاه طلبانه خویش را پیگیری می کنند. اجازه تثبیت شدن این امر را بدهد!
محترم مومنی

مطلب قبلیکارگردان‌های زن اسکار خارجی زبان سخن می‌گویند
مطلب بعدیدبیرکل ناتو: به تهدید تروریستی جمهوری اسلامی و پایبندی هسته‌ای باید جداگانه رسیدگی شود
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.