شهردار تهران در جمع تعدادی از فعالان دانشجویی گفت: با مدیریت بخشنامه‌ای نمی‌توان با سونامی بیکاری مقابله کرد.کسی که برای کسب رأی وعده ۱۰۰ روزه می‌دهد درکی از مدیریت اجرایی ندارد.
به گزارش تسنیم، محمدباقر قالیباف در این دیدار با بیان مطلب فوق گفت: سونامی بیکاری فضای اجتماعی و اقتصادی کشور را تا سرحد فروپاشی تخریب کرده است.

وی ادامه داد: امروز نه تنها انبوهی از طبقه محروم جامعه دنبال کار می‌گردند بلکه اصلی‌ترین دغدغه عمده بسیاری از قشر متوسط نیز اشتغال فرزندان‌شان شده است.وقتی کسی بی‌هیچ مبنا و فقط برای کسب رأی وعده 100 روزه می‌دهد مشخص است که درکی از مدیریت اجرایی کشور ندارد و مجبور می شود به بی‌صداقتی روی بیاورد.

شهردار تهران گفت: حتی بعد از 4 سال نیز هنوز رئیس جمهور در آستانه انتخابات به صدور بخشنامه و نامه‌نگاری و رسانه‌ای کردن آن روی آورده است؛ با «مدیریت بخشنامه‌ای» که نمی‌شود با سونامی بیکاری مقابله کرد.هزینه‌های بازگشت انحرافیون به بازی سیاست نتیجه ناکارآمدی دولت حرف است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، حسن روحانی چند روز پیش در نشست خبری با رسانه ها درباره موضوع وعده 100 روزه برای حل مشکلات اقتصادی و تحول اقتصادی گفت:  اعلام کرد که “من حافظه‌ام کم نیست. من میدانم چه گفتم. من گفتم در پایان 100 روز اعلام می‌کنم، چکار کردم. مگر مشکلات در 100 روز حل می‌شود.کسی این را می‌گوید که عقل نداشته باشد. مشکلات اقتصادی 100 سال دیگر هم حل نمی‌شود.”

این در حالی است که با مراجعه به آرشیو شعارهای تبلیغاتی روحانی در انتخابات سال 92 میبینیم وی به صراحت اعلام کرده بود برنامه 100 روزه دارد که تحول اقتصادی ایجاد می کند.

مقاله قبلیواکنش فعالان سیاسی درون مرز به کاندیداتوری احمدی نژاد
مقاله بعدیپوتین ناگزیر به حرف شنوی است!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.