ایبل فرارا کارگردان آمریکایی که به تازگی فیلمبرداری فیلم بیوگرافیکی جدیدش با عنوان «پازولینی» را به پایان برده، می گوید قاتل این کارگردان صاحب‌نام ایتالیایی را می‌شناسد.

مرگ «پیر پائولو پازولینی» ایتالیایی به مدت بیش از 40 سال است که در هاله‌ای از ابهام قرار دارد اما ایبل فرارا کارگردانی که به تازگی فیلمبرداری فیلم بیوگرافیکی جدیدش را که داستان آن درباره پایان زندگی پازولینی است تمام کرده می‌گوید کسی که این کارگردان را به قتل رسانده است، می‌شناسد.

پازولینی در سال 1975 و بعد از اینکه در مناطق حاشیه‌ای رم چندین بار ماشین خودش از رویش رد شد، جانش را از دست داد. پلیس در ابتدا یک فرد خیابانی را دستگیر کرد اما او بعدها به دلیل کمبود مدارک آزاد شد. اندکی بعد از آن، جستجوها برای یافتن سه مرد آغاز شد که با دیدگاه‌های چپ‌گرا و ضدمذهبی پازولینی مخالف بودند، اما آن‌ها هیچگاه پیدا نشدند. در سال 2005 نیز پلیس بعد از آشکار شدن مدارک جدیدی دال بر اینکه پازولینی در یک طرح اخاذی شرکت داشته پرونده را دوباره باز کرد، اما در انتها این پرونده هنوز هم به صورت یک معما باقی مانده است.

فرارا کارگردان فیلم «ستوان بد» که به تازگی کارگردانی فیلم «پازولینی» را به پایان رسانده به رسانه های ایتالیایی گفته است «من می دانم چه کسی او را به قتل رسانده است». با این وجود او هیچ نامی را مطرح نساخت. رسانه های محلی بر سر این مساله که این سخن حقیقی است و یا اینکه تنها هدف آن افزایش علاقه موجود نسبت به فیلم است، اختلاف نظر دارند. ویلم دفو بازیگر شناخته شده سینما ستاره نقش اول این فیلم است.

حداقل یکی از نزدیکان پازولینی امیدوار است این سخن حقیقت داشته باشد. گویدو مازون پسرعموی پازولینی سخت در تلاش است دوباره پرونده را باز کند تا مدارکی جدید کشف شوند. او در این باره گفت: امیدوارم سخنانی که این کارگردان آمریکایی با اطمینان کامل بیان کرده است حقیقت داشته باشند، چون نمی توانیم باز هم حدس‌های بی‌پایه دیگری را تحمل کنیم.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،‌ پازولینی که در هنگام مرگ 53 سال داشت، یکی از پیشگامان حرکت نئورآلیسم در سینمای ایتالیا، همچنین شاعر اهل تئاتر و هنر بود. او در سال های 1971 و 1972 با فیلم های «دکامرون» برنده جایزه منتخب هیأت داوران و «قصه های کانتربری» برنده جایزه خرس طلایی، موفق به دریافت جوایز اصلی فستیوال فیلم «برلین» شد. همچنین چندین فیلم او در بخش رقابتی فستیوال های «کن» و «ونیز» به نمایش درآمدند.

مقاله قبلینامه مادر ستار بهشتی به گروگان گیرهای جیش العدل: راضی نشوید مادران دیگری داغدار شوند
مقاله بعدیعزل رهبر فرع است، اصل را دریابید!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.