مجله نیویورکر به عنوان یکی از معتبرترین مجله‌های آمریکا و جهان، بهترین و بدترین فیلم‌های سال 2013 را انتخاب کرد.

 ریچارد برودی نویسنده سینمایی این نشریه در میان بهترین فیلم های سال فیلم “مثل یک عاشق” عباس کیارستمی را در مکان سوم خود قرار داده است.

او که 10 فیلم برتر سال را انتخاب کرده است، سال 2013 را از نظر تولید فیلم‌های خوب فوق‌العاده می‌خواند. وی خوب بودن داستان را تنها دلیل این انتخاب نمی‌داند و می‌گوید هنر تصویر و صدا هم در انتخاب او نقش داشته است. او می نویسد بیشتر از همه فیلمی که بازتاب بحران در زندگی فیلمساز و جایگاه ذهن او و حتی روحش باشد، برایش مهم بوده است.

او با نام بردن از نسل جدید سینماگرانی که در دهه 90 در تلویزیون شکل گرفتند مثل وس آندرسون، سوفیا کاپولا، جیمز گری، پل توماس آندرسون، دیوید فینچر، دارن آرنوفسکی و کوئنتین تارانتینو می‌گوید اینها فیلمسازانی بودند که واقع‌گرایی دهه هفتاد و نوستالژی دهه هشتاد را با دیدگاه‌های خودشان در هم آمیختند و جهان نمادین شخصی خودشان را خلق کردند.

وی می‌نویسد بهترین فیلم های سال فیلم هایی هستند که موفق به خلق تصاویری می شوند که راه جدیدی را برای تماشاگران برای روبه رو شدن با روایت و اهمیت چگونه بودن آن، فراهم می کنند. او با ستودن تهیه کنندگان مستقل و در سایه تکنولوژی دیجیتال می گوید فیلمسازان مسن تر نیز موفق شدند به یک جوانی دوم در تجربیاتشان برسند.

برودی می نویسد به دلیل همه اینها انتخاب امسال بسیار رمزآمیز است و 10 فیلم برتر سال فیلم هایی معمولی نیستند و حتی 10 فیلم دوم هم می توانند 10 فیلم برتر سال باشند. این انتخاب ازمیان فیلم هایی که سال 2013 در آمریکا اکران شده اند، بوده است.

این فهرست چنین تنظیم شده است:

رتبه اول و دوم: به صورت مشترک “گرگ وال استریت” مارتین اسکورسیزی و “به سوی شگفتی” ترنس مالیک

 

رتبه سوم: “مثل یک عاشق” عباس کیارستمی

 

رتبه چهارم و پنجم به صورت مشترک: “شطرنج کامپیوتر” ساخته اندرو بوخالسکی و “رنگ جریان اصلی” ساخته شین کروت

 

رتبه ششم: “شب در خیابان” ساخته رائول روییز

 

رتبه هفتم: “یک ذره گناه” ساخته ژیا ژانکه

 

رتبه هشتم: “آبی گرم ترین رنگ است” ساخته عبدالطیف کشیش

 

رتبه نهم: “ساده سازی فوق العاده زیبایی او” ساخته ترنس نانس

 

رتبه دهم تا دوازدهم: به صورت مشترک “درون لوین دیویس” برادران کوئن، “خورشید نمی درخشد” ساخته ایمی سیمیتس و “جسم آنها مقدس نیست” ساخته دیوید لوری

این منتقد “پیش از نیمه ‌شب” ریچارد لینکلیتر، “زیبایی بزرگ” پائولو سورنتینو و “همه چیز از دست رفته” جی سی شاندور و “جاذبه” آلفونسو کوارون را به عنوان بدترین فیلم‌ های سال انتخاب کرده است.

به گزارش  مهر به نقل از نیویورکر،البته این اولین بار نیست که فیلم کیارستمی در میان بهترین فیلم‌های سال جا می گیرد و دیوید ارلیش منتقد سینمایی سایت “فیلم” نیز این فیلم را یکی از 25 فیلم برتر سال 2013 نامیده بود.

مقاله قبلییک کارت پستال سیاه و سفید برای وداع با نلسون ماندلا
مقاله بعدیفیلم‌های گمشده پیتر سلرز پس از نیم قرن به نمایش درمی‌آیند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.