«لبه فردا» (Edge of Tomorrow) با عنوان قبلی «فقط باید بکشی» از 6 ژوئن (16 خرداد) به صورت دوبعدی و سه‌بعدی اکران می‌شود.

تام کروز و امیلی بلانت در این فیلم تولید مشترک شرکت‌های برادران وارنر و ویلیج رُدشاو بازی می‌کنند. «لبه فردا» را داگ لیمان با اقتباس از رمان تحسین‌شده «فقط باید بکشی» نوشته هیروشی ساکورازاکا ساخته است. این رمان سال 2004 منتشر شد.

داستان در آینده نزدیک روی می‌دهد. نژادی از موجودات بیگانه به نام «میمیکس» که شکل کندو هستند، به زمین حمله و شهرها را تکه‌تکه کرده‌اند و میلیون‌ها تن از انسان‌ها را از بین برده‌اند. ارتش‌های کشورهای مختلف برای آخرین حمله به بیگانه گرد هم آمده‌اند.

سرهنگ دوم بیل کیج با بازی کروز که تجربه شرکت در هیچ جنگی را ندارد، درگیر نبرد با بیگانه می‌شود و در همان دقایق اول می‌میرد، اما قبل از مرگ یک موجود بیگانه را هم از پا درمی‌آورد. زمانی که کیج به هوش می‌آید متوجه می‌شود در شروع همان روزی است که وارد نبرد شد. او بار دیگر می‌جنگد و باز می‌میرد. این مسئله مرتب تکرار می‌شود. درگیری فیزیکی با بیگانه کیج را وارد حلقه زمان کرده است.

 edge-of-tomorrow-520fa5cf79d3e

کیج با هر نبرد، قوی‌تر و باهوش‌تر می‌شود و هر بار با مهارت بیشتر با میمیکس درگیر نبرد می‌شود و در این راه ریتا وراتاسکی (بلانت) یکی از جنگجویان نیروهای ویژه در کنار او قرار می‌گیرد. در همان حال که کیج و وراتاسکی با موجودات بیگانه مبارزه می‌کنند، تکرار هر نبرد فرصتی برای آن‌هاست که کلید نابودی مهاجمان بیگانه و نجات زمین را پیدا کنند.

بیل پکستن، جرمی پیون، نوا تیلور و و شارلوت رایلی از دیگر بازیگران «لبه فردا» هستند. کریستوفر مکواری یکی از فیلمنامه‌نویسان فیلم است.

لیمان کارگردان فیلم‌هایی چون «برو»، «هویت بورن»، «آقا و خانم اسمیت»، «جامپر / جهنده» و «بازی عادلانه» است.

به گزارش خبرآنلاین؛ کروز سال 2013 فیلم آخرالزمانی «فراموشی» به کارگردانی جوزف کاسینسکی را روی پرده سینماها داشت. او برای فیلم‌های «متولد چهارم ژوئیه»، «جری مگوایر» و «ماگنولیا» نامزد اسکار بوده است.

fanart.tv

مقاله قبلینامه مادر پوریا یکى از سرنشینان هواپیماى مالزى که میخواست به کشور آلمان پناهنده شود
مقاله بعدیاعتراضات گسترده زندانیان زندان ندامتگاه کرج در اعتراض به رفتارهای وحشیانه زندانبانان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.