ریچارد لینکلیتر بازیگران جدیدترین اثر سینمایی خود را برگزید.

کارگردان «پسربچگی» فیلم جدیدش را با اقتباس از رمان «آخرین پرچم افراشته» می‌سازد. او برای ایفای نقش‌های اصلی فیلم برایان کرنستون، استیو کارل و لارنس فیشبرن را برگزیده است. فیلم جدید لینکلیتر را می‌توان دنباله‌ای بر فیلم «آخرین ماموریت» با بازی جک نیکلسون و کارگردانی هال اشبی دانست.

فیلم «آخرین ماموریت» نیز با اقتباس از کتابی به همین نام سال 1973 ساخته شد. نویسنده دو کتاب «آخرین پرچم افراشته» و «آخرین ماموریت» داریل پانیسون است. پانیسون کتاب «آخرین پرچم افراشته» را سال 2005 روانه بازار کتاب کرد.

داستان «آخرین پرچم افراشته» در دوران جنگ عراق روی می‌دهد. در این فیلم شخصیت‌های قدیمی «آخرین ماموریت» به صحنه بازمی‌گردند.

کمپانی آمازون سرمایه‌گذار این اثر سینمایی است و امتیاز توزیع آن را نیز در اختیار دارد.

لینکلیتر از سال 2006 به این سو تلاش می‌کرد که این پروژه سینمایی را به سرانجام برساند. او در آغاز قصد داشت که بازیگران فیلم «آخرین ماموریت» را برای حضور در فیلم «آخرین پرچم افراشته» قانع کند. آخرین ساختۀ ریچارد لینکلیتر با عنوان «هر کی یک چیزی می‌خواد» اواخر ماه مارس امسال در آمریکا اکران شد.

به گزارش خبرآنلاین،استیو کارل سال گذشته فیلم «فروش استقراضی بزرگ / The big short» را بر پرده سینما داشت. برایان کرنستون نیز سال گذشته در فیلم «ترومبو» خوش درخشید. کرنستون برای بازی در نقش دالتون ترومبوی مشهور نامزد جایزه اسکار شد، هر چند که در نهایت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد اسکار به لئوناردو دی‌کاپریو رسید. این بازیگر اخیراً برای بازی در نقش لیندون بی‌جانسون رئیس‌جمهور آمریکا در فیلم تلویزیونی «تمام مسیر» نامزد جایزه امی شده است.

www.hollywoodreporter.com

مقاله قبلیدریافت‌کنندگان جایزه افتخاری اسکار مشخص شدند
مقاله بعدیواکنش مشاور ترامپ و یک سناتور جمهوریخواه به “معافیت‌های محرمانه برای ایران”
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.