انجمن فیلمنامه‌نویسان آمریکا با اهدای جایزه دستاورد فیلمنامه نویسی به پدرو آلمادوار از وی تجلیل می‌کند.

پدرو آلمادوار جایزه ژان رنوآر دستآوردهای فیلمنامه‌نویسی انجمن نویسندگان آمریکا را دریافت خواهد کرد. این جایزه از یک فیلمنامه‌نویس بین‌المللی که خارج از ایالات متحده و به زبان‌های دیگر کار می‌کند، تجلیل می‌کند.

آلمادوار که اهل اسپانیاست تا به حال قابلیت‌های خود به عنوان یک نویسنده، کارگردان و تهیه کننده را در چندین فیلم از جمله «با او حرف بزن» برنده جایزه اسکار محصول سال 2002 و «زنان در آستانه شکست ذهنی» که نامزد دریافت جایزه بفتا شد، نشان داده است. فیلم بعدی او «سکوت» نام دارد که از طریق کمپانی تهیه مستقل خود او یعنی ال دسئو، کمپانی‌ای که او با برادرش آگوستین آلمادوار راه اندازی کرد، توزیع خواهد شد.

وی با فیلم‌های برنده جایزه‌های مختلف، توانست مسیر حرفه‌ای شغلی پنلوپه کروز و آنتونیو باندراس را نیز تضمین کند. کروز برای نقش‌آفرینی در فیلم «بازگشت» او محصول سال 2006 نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن سال شد و باندراس هم یکی از نقش‌های اصلی خود را در «قانون آرزو» محصول سال 1987 ایفا کرد که در فستیوال فیلم برلین نیز نمایش داده شد.

هاوارد ای رادمن معاون انجمن نویسندگان آمریکا گفت: فیلمنامه‌های او که با شور و مراقبت فراوان کارگردانی می‌شوند به ما درباره لایه‌های خارجی سرزمین بومی او و لایه‌های داخلی قلب‌های خودمان چیزهای زیادی آموخته‌اند. یک فیلمنامه آلمادوار مانند پریدن از بالکون گائودی می‌مانند، می‌چرخد، بالا می‌رود، صعود می‌کند، کج می‌شود، غلت می‌خورد، سقوط می‌کند – همیشه هم حیرت‌انگیز و حیرت‌زده روی پایش فرود می‌آید.

از دریافت‌کنندگان پیشین این جایزه می‌توان به سوسو دآمیکو و تونینو گرا فیلمنامه‌نویسان فقید ایتالیایی و همچنین فیلمسازان ژاپنی آکیرا کوروساوا و شینوبو هاشیموتو اشاره کرد.

آلمادوار به این ترتیب به جمع افراد دیگری که قرار است در این مراسم مورد تجلیل قرار بگیرند یعنی بن افلک، هارولد رامیس و مارگارت ناگل پیوست.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، جوایز انجمن نویسندگان سال 2015 روز چهاردهم ماه فوریه در دو مراسم جداگانه در شهرهای نیویورک و لس‌آنجلس به برندگان امسال اهدا خواهند شد.

پدرو آلمودوار در سال ۱۹۴۹ در کالزادا د کالاتراوا شهر کوچکی در نزدیکی سیوداد رئال در استان کاستیا-لامانچا زاده شد. او یکی از چهار فرزند (دو پسر و دو دختر) خانواده‌ای بزرگ و تهیدست روستایی بود. پدرش آنتونیو آلمودوار که اندکی سواد خواندن و نوشتن داشت، بیشتر عمرش را به حمل و نقل بشکه‌های شراب با قاطر مشغول بود.

مقاله قبلیظریف در داووس: رسیدن به توافق هسته‌ای امکان‌پذیر است
مقاله بعدیجود لاو در «دریای سیاه» دیده شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.