«حادثه پلاسکو» یک جورهایی قلب همه‌مان را لرزاند. انگار که یک هشدار بزرگ به ما داد؛ درباره خیلی چیزها. هشداری درباره آدم‌ها، آدم‌خوب‌ها، موبایل‌ به دست‌ها، کاسب‌ها، امنیت شهری و یک عالمه هشدار دیگر.

آن روز یک روز معمولی بود؛ مثل همه روزهای خدا روشن و گرم. همه چیز عادی بود؛ اما پلاسکو آن روز تاب نیاورد و فروریخت. با فروریختنش خیلی‌ها داغدار شدند و خیلی‌های دیگر هم بیکار و نگران. علاوه بر اینکه چک‌ها و سفته‌های کاسبان در آتش سوخت، بسیاری از کارگران پلاسکو در چند قدمی شب عید بیکار شدند و امیدشان را نسبت به خیلی چیزها از دست دادند؛ کارگرانی که همه دلخوشی‌شان به کارانه شب عید بند بود.

57424152

حالا در این روزها و شب‌ها که همه‌مان پیگیر آخرین آمار حادثه‌دیدگان و وضعیت آن‌ها هستیم و برایمان مهم است که بازماندگان حادثه قرار است از این پس چگونه روز و روزگارشان را بنا کنند، کارفرمایانی پیدا شده‌اند که در فضای مجازی فراخوان‌های متفاوتی منتشر کرده‌اند با عنوان: «فقط برای کارکنان عزیز پلاسکو»

کارفرمایان کارگاه‌های دوزندگی مختلف در این فراخوان‌ها از همه بازماندگان برای همکاری در کارگاه‌هایشان دعوت کرده‌اند تا نشان دهند «زندگی خالی نیست؛ مهربانی هست؛ ایمان هست»

 

57424151

این‌ها تنها بخش بسیار کوچکی از  مهر مردم تهران به همشهریانشان است که هر کدامشان به نوعی در حادثه پلاسکو متضرر شده‌اند. شاید شرایط روحی این افراد هنوز آن‌قدر مناسب نباشد که بتوانند در هر جایگاه و سمتی زندگی‌شان را از نو بسازند؛ اما همین آگهی‌های کوچک مرهمی بر دل‌های بی‌تابشان باشد.

57424230

این در حالی است که کاربران شبکه‌های اجتماعی هم دست به راه‌اندازی یک کمپین زده‌اند با عنوان «#انتشار_عکس_جنازه_های_پلاسکو_ممنوع »که بر این اساس دایرکنندگان کمپین برای مردم نوشته‌اند: « با توجه به دلخراش بودن تصاویر به‌جامانده از بازماندگان حادثه آتش‌سوزی پلاسکو و رعایت حال خانواده‌های محترم شهدا و سانحه‌دیدگان عزیز و حفظ امنیت روانی جامعه هیچ تصویری از این عزیزان منتشر نخواهد شد.»

به گزارش ایسنا؛ دایرکنندگان این کمپین از رسانه‌ها نیز درخواست کرده‌اند از انتشار عکس در این رابطه خودداری کنند.

مقاله قبلیدعوت جشنواره گوتنبرگ از کارگردان ایرانی
مقاله بعدیایران در گزارش تازه شورای ملی اطلاعات آمریکا؛ گزارشی از فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.