سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا در گزارشی به تمجید از داور بین المللی ایران پرداخت. علیرضا فغانی که جایزه ویژه داوری آسیا را دریافت کرده است می‌گوید جایزه اش متعلق به تمام داوران آسیا است.

 روز یکشنبه بود که کنفدراسیون فوتبال آسیا با دعوت از علیرضا فغانی، محمدرضا منصوری و رضا سخندان داوران بین المللی ایران که امسال فینال مسابقات فوتبال المپیک را سوت زده بودند، تجلیل و جایزه ویژه داوری AFC را به آنها اهدا کرد.

سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا در گزارشی به زندگی علیرضا فغانی و داوری وی پرداخت و مصاحبه‌ای با این داور انجام داد.

AFC در اینباره نوشت: از دوران کودکی، فوتبال چیزی بیشتر از یک بازی برای علیرضا فغانی بود. برای این مرد ۳۸ ساله، علاقه به فوتبال و داوری ریشه در خانواده وی دارد.

در ادامه به نقل از علیرضا فغانی آمده است: «من از یک خانواده فوتبالی آمدم. برادر و برادر همسرم هم داور هستند. پدر و پدر همسرمهم داوران حرفه ای فوتبال بوده اند. آنها تاثیر زیادی روی من داشتند. من ساعتها به تماشا و مطالعه عملکرد آنها می پرداختم. از زمانی که ۱۶ ساله بودم، مدام می‌دانستم که داوری مرا صدا می‌زند.»

داور بین المللی ایران با اشاره به عملکرد کمک‌هایش، افزوده است: «رضا (سخندان) و محمد (منصوری) فوق العاده بوده اند و ما با هم یک همکاری عالی را شکل داده ایم. به عنوان یک داور وسط شما نیاز دارید که نسبت به تمام جزئیات در زمین مسابقه آگاه باشید و آنها زندگی را برای من آسانتر کرده اند.»

به گزارش مهر؛ فغانی همچنین جایزه خود را متعلق به کل داوران آسیا می‌داند: «این جایزه برای تمام داوران آسیا است. از طریق برنامه های AFC و سمینارهایی که ما را دور هم جمع می کرد، به هم نزدیکتر می‌شدیم و هر زمانی که برای قضاوت وارد زمین می شدیم به همدیگر الهام می بخشیدیم. باید از مدرسان و داوران آسیا تشکر کنم. یک تیم بزرگ در پشت صحنه مدام کار می کند و بدون آنها کار کردن ممکن نیست.»

مقاله قبلیفاطمه صفرپور بهترین مربی جهان شد
مقاله بعدیمسیح علینژاد و دروغهای یواشکی؛ نوشتاری از نسرین آسوده
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.