داور دربی هشتاد و هشتم از اتفاقاتی که برای او پیش و بعد از این بازی افتاده است، ابراز ناراحتی کرد و گفت: بهتر است از این به بعد یک داور خارجی دربی را قضاوت کند.

 علیرضا فغانی بعد از دربی هشتاد و هشتم درباره قضاوتش در این مسابقه گفت: مثل بقیه بازی ها سعی کردیم قضاوت کم اشتباهی باشد. دربی در داخل کشور شرایطی دارد. باتوجه به دشنام ها و توهین هایی که می شود اگر یک داور خارجی دربی را قضاوت کند بهتر است.

وی درباره اینکه گفته می شود در دربی خطای زیادی از بازیکنان دو تیم اعلام کرد، تصریح کرد: اینکه دست داور نیست. ما بازی تیم ها را قضاوت می کنیم. این بستگی به تاکتیک تیم ها دارد و چیزی که می بینیم قضاوت می کنیم که بدون اشتباه هم نیست.

داور دربی افزود: متاسفانه یک جوی درست شده است. یکسری مسائل را بازیکنان رعایت نمی کنند که دیروز هم رعایت نکردند. شاید لازم باشد ناظر انضباطی باشد که تذکر بدهند.  مثلا در بازی دیروز دو بازیکن سر یک برخورد کوچک به هم پیچیدند و باعث سنگ پرانی و پرتاب بطری از سوی هواداران شد. باید جلوی این مسائل را بگیریم.

فغانی تاکید کرد: این توهین ها باعث می شود خودم دوست نداشته باشم دربی را قضاوت کنم. شاید طرفداران دو تیم هم دوست نداشته باشند ما را برای قضاوت تیمشان ببینند.

وی در خصوص اینکه گفته بود کاش زرگر و سیدعلی داور دربی می شدند، خاطرنشان کرد:  از اول هفته که اعلام  شد من داور دربی هستم، طرفداران استقلال و پرسپولیس فحاشی را شروع کردند. یکی می گوید من پرسپولیسی ام و یکی می گوید استقلالی. بنده آبرویم را بیشتر از استقلال و پرسپولیس دوست دارم. رنگ آبی و قرمز برای ما فرقی ندارد.

داور دربی ادامه داد: این رنگها برای مردم سرگرمی است جای خود ولی یکسری مسائل از بین رفته است و راحت به هم توهین می کنیم. وقتی به عنوان داور انتخاب شدم یکسری خانم ها پیام هایی می دادند با الفاظ رکیک. من خودم شور و شوقی برای قضاوت بازی دو تیم ندارم چون حواشی آن زیاد است. شاید بهتر است برای دربی داور خارجی بیاورند و کسی هم با او کاری ندارد.

فغانی گفت: امثال من در داوری زیاد آمده اند و رفته اند. جام جهانی بعدی هم شانس برای قضاوت دارم ولی متاسفانه خیلی مسائل در فوتبال از بین رفته است و نتیجه گرایی به هر قیمتی جایگزین شده است. لذتی که همه جای دنیا از فوتبال می برند را ما نمی بریم. برای من یکسری فحاشی ها عادی است ولی نباید اتفاقی رخ بدهد که تاسف خوردن برایش درست باشد.

به گزارش مهر، وی در پایان تاکید کرد: ارزش ها از بین رفته است و راحت به هم توهین می کنیم. بعضی ها می گویند فلان داور استقلالی، سپاهانی یا پرسپولیسی است. داوری که ۹۰۰ هزار تومان می گیرد برایش چه فرقی می کند طرفدار کدام تیم باشد؛ آنهم این فوتبال!

مقاله قبلیجمهوری اسلامی و موضوع حمله به مراکز و پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه
مقاله بعدیخالق شخصیت پت پستچی درگذشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.