سومین مرحله از آبگیری سد گتوند درحالی قرار است به‌زودی در دستور کار قرار گیرد که تاکنون هیچ گزارشی از نتایج بررسی‌های باستان‌شناسی از ۲۵ روستای غرق شده و آثار و محوطه‌هایی که قرار است به‌زیر آب روند، منتشر نشده است. درحال‌حاضر گوردخمه، کتیبه اسلامی پرنوشته و بزرگترین ‌شیرسنگی‌های منطقه آب‌ماهیک در معرض خطر آبگیری قرار دارند.

در نتیجه آبگیری سد گتوند علیا که از سال 91 آغاز شده است نزدیک به 35 روستا در معرض خطر آبگیری قرار گرفتند. از این تعداد 25 روستا طی دو مرحله آبگیری سد به زیر آب رفتند و آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی استان خوزستان اعلام کرده‌اند 10 روستای دیگر قرار است در سومین مرحله از آبگیری غرق شوند. روستاهایی که برگرفته از معماری بومی و آثار و محوطه‌های تاریخی ارزشمندی هستند.

به‌گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از CHN؛ سد گتوند علیا یکی از بزرگ‌ترین سدهای ایران است که روی رودخانه کارون در جنوب غربی ایران احداث شده است. این سد، در فاصله 380 کیلومتری از ریزشگاه رودخانه کارون، در فاصله 25 کیلومتری شمال شهرستان شوشتر و در 10 کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان قرار دارد.

با اینکه هدف از احداث سد و نیروگاه گتوند، تامین بخشی از برق مورد نیاز ایران (4٬500 گیگاوات‌ساعت در سال)، کنترل سیلاب‌های فصلی کارون و نیز تنظیم آب کشاورزی پایین‌دست به‌شمار می‌رفت و حتی برخی از مسئولان نیز از دریاچه سد به عنوان یک جاذبه گردشگری برای منطقه نام بردند اما احداث سد گتوند علیا سبب یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست محیطی و میراث‌فرهنگی را رقم زد.

«مجتبی‌ گهستونی» فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا خوزستان با اعتراض به زیر آب رفتن 35 روستا در نتیجه‌ آبگیری سد گتوند علیا گفت: « درحالی از 35 روستا اطراف سد گتوند 25 روستا غرق شده‌اند و مابقی در معرض آبگیری هستند که تا این لحظه هیچ گزارشی از بررسی، شناسایی و حتی کاوش‌های باستان‌شناسان از روستاها و محوطه‌های تاریخی در معرض خطر آبگیری اعلام نشده است».

او می‌گوید: «با توجه به روی کار آمدن دولت جدید و تغییر رویکردی که در پژوهشکده باستان‌شناسی و معاونت میراث‌فرهنگی کشور ایجاد شده انتظار می‌رود نتیجه کاوش‌ها و بررسی‌ها نسبت به تکمیل پروژه‌های باستان‌شناسی هر چه سریعتر در این منطقه اعلام و نجات‌بخشی‌ها آغاز شود».

آنطور که این فعال میراث‌فرهنگی خبر می‌دهد، وسعت دریاچه گتوند حدود 90 کیلومتر است و باتوجه اینکه این سد در محدوده شهرهای بسیار مهم تاریخی مثل گتوند، لالی و مسجدسلیمان قرار گرفته مناطق تاریخی بسیار مهمی را مورد تهدید قرار می‌دهد.

درحال‌ حاضر بزرگترین شیرسنگی‌های خوزستان در منطقه آب‌ماهیک و کتیبه اسلامی پَرنوشته در روستایی به همین نام در معرض خطر و محاصره آبگیری دریاچه گتوند هستند.

گهستونی معتقد است، بیش از 25 روستا به زیر آب رفته است و این موضوع به‌قدری تاثیرات منفی بر روستاییان این مناطق داشته که هفته گذشته در روستایی به نام پَرنوشته مراسمی تحت عنوان وداع با پَرنوشته از سوی اهالی روستا برگزار شد.

به‌گفته گهستونی، این اتفاق درحالی رخ داده که هیچ مطالعه مردم‌شناسی روی این مناطق و مردم روستاهای مختلف صورت نگرفته و بسیاری از قصه‌ها و آداب و رسوم مردم که در این مناطق با پیشینه قوی تاریخی متمرکز بود برای همیشه پراکنده و از بین برده شد. به‌طوری‌که در اثر غرق‌ شدن روستاها خانواده‌ها ثبات خانوادگی خود را که طی قرن‌ها زندگی به‌دست‌ آورده بودند از دست دادند و رشد بیکاری و آسیب‌های اجتماعی در نتیجه از بین رفتن کشاورزی و مهاجرت مردم به حاشیه‌ شهرها افزایش یافت.

مقاله قبلیدرگیری پلیس ترکیه با داوطلبین عزیمت به کوبانی
مقاله بعدیتصاحب محوطه باستانی «لور» پس از ضرب و شتم نیروهای میراث‌فرهنگی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.