آمریکا و بریتانیا در اقدامی هماهنگ، دایره تحریمها علیه جمهوری اسلامی و شبکه نیابتیاش را تنگتر کردند؛ اقدامی که بار دیگر نشان میدهد سیاستهای نظامیگری و حمایت از تروریسم منطقهای، هزینهای سنگین بر اقتصاد و مردم عادی ایران تحمیل میکند، در حالی که حاکمیت همچنان بر مسیر خود پافشاری دارد.
آمریکا ۲۸ شرکت هواپیمایی ایرانی را تحریم کرد
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا روز سهشنبه هفدهم شهریور، ۲۸ شرکت هواپیمایی ایرانی، هفت شرکت مرتبط با بخش هوانوردی و یک تبعه مصری ساکن امارات را تحریم کرد. از جمله شرکتهای تحریمشده میتوان به آتا، چابهار، ایرانایرتور، آسمان، کیش، کارون، قشم، سپهران، تابان، زاگرس، وارش و فلایپرشیا اشاره کرد. چند شرکت در امارات، بریتانیا، ترکیه، مالزی و قزاقستان نیز به دلیل ارتباط با ماهانایر تحریم شدند؛ ماهانایری که سالهاست به دلیل نقش آن در انتقال نیرو و تجهیزات برای سپاه قدس و حزبالله لبنان زیر ذرهبین است.
در کنار این اقدام، آمریکا مجوز عمومی G-1 را که امکان صادرات مجدد موقت برخی هواپیماهای غیرنظامی به ایران را فراهم میکرد، تعلیق کرد. این تصمیم عملاً یکی از معدود روزنههای باقیمانده برای تأمین قطعات و خدمات فنی ناوگان هوایی غیرنظامی کشور را مسدود میکند؛ ناوگانی که سالهاست به دلیل تحریمها فرسوده و ناایمن شده و بارها شاهد سوانح مرگبار بوده است. کارشناسان میگویند این وضعیت نتیجه مستقیم سیاستهای حکومتی است که بهجای حل بحران هستهای و رفتار منطقهای از طریق دیپلماسی، جان مسافران عادی را به خطر انداخته است.
فهرست کامل شرکتهای هواپیمایی تحریمشده: هواپیمایی شیراز، آسا جت، هواپیمایی آتا، گروه هوانوردی اطلس، هواپیمایی آوا، هواپیمایی چابهار، هواپیمایی اروان، فلای کیش، فلای پرشیا، ایرانایرتور، هواپیمایی آسمان، جیاسکای ایرلاینز، هواپیمایی کیش، هواپیمایی کارون، لاد ایرویز، مهر ایرویز، نسیم ایر، پارس اقیانوس کیش، قشمایر، رایمون ایرویز، هواپیمایی ساها، هواپیمایی سپهران، سروش ایر، هواپیمایی تابان، طوس ایرلاینز، هواپیمایی وارش و هواپیمایی زاگرس.
منبع: وزارت خزانهداری آمریکا
بریتانیا مؤسسه مالی حزبالله را هدف گرفت
بریتانیا روز سهشنبه هفدهم شهریور تحریمهایی را علیه «القرضالحسن»، بازوی مالی حزبالله لبنان، اعلام کرد؛ اقدامی که بار دیگر پیوند تنگاتنگ جمهوری اسلامی با گروههای نیابتی مسلح در منطقه را برجسته میکند. اد میلیبند، وزیر امور خارجه بریتانیا، اعلامکننده این تحریمها بود. القرضالحسن خود را نهادی خیریه با وامهای بدون بهره معرفی میکند، اما آمریکا سالهاست آن را بخشی از زیرساخت مالی پنهان حزبالله میداند و از سال ۱۳۸۶ خورشیدی آن را تحریم کرده است؛ نهادی که به گفته ناظران، بخشی از شبکه گستردهتری است که جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمها و تأمین مالی شبهنظامیان منطقه از آن بهره میگیرد.
پیشتر نیز وزارت خزانهداری آمریکا در نهم تیر ۱۴۰۵ اعلام کرده بود اعضای «مرکز مقابله با تأمین مالی تروریسم» پنج نهاد و شانزده فرد مرتبط با زیرساخت مالی حزبالله، از جمله القرضالحسن و «بیتالمال»، را تحریم کردهاند؛ گرچه وزارت خزانهداری تأکید کرد این بیشتر یک هماهنگی مجدد بینالمللی بود تا یک اقدام تازه، اما پیام آن روشن بود: حمایت مالی جمهوری اسلامی از حزبالله همچنان زیر نظارت جدی جامعه جهانی قرار دارد.
همزمان، دولت بریتانیا مجموعه مقررات تازهای منتشر کرد که بر اساس آن، دسترسی تهران به نظام مالی بریتانیا محدودتر میشود، ممنوعیتهای تجاری گسترش مییابد و اختیارات لندن برای اعمال محدودیت علیه کشتیهای مرتبط با جمهوری اسلامی افزایش پیدا میکند. بر اساس این تدابیر، هواپیماهای ایرانی جز در موارد دارای معافیت، دیگر اجازه فرود در بریتانیا نخواهند داشت. استیون داتی، معاون وزارت خارجه بریتانیا، گفت این قانون تلاشها برای محدود کردن جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی را دوچندان میکند. رویترز نوشت سفارت جمهوری اسلامی در لندن به درخواست برای اظهار نظر پاسخ نداد؛ سکوتی که در سالهای اخیر به رویهای آشنا در برابر فشارهای بینالمللی بدل شده است.
منبع: بیانیه وزارت خارجه بریتانیا، رویترز
بهای سنگین ماجراجویی منطقهای جمهوری اسلامی
تحلیل تازه اکونومیست که توسط ایراناینترنشنال بازتاب یافته، تصویری روشن از فروپاشی تدریجی «محور مقاومت» ترسیم میکند؛ محوری که سالها ستون اصلی راهبرد منطقهای جمهوری اسلامی بود و اکنون به دلیل جنگهای پیدرپی و فشارهای بینالمللی، دیگر نمیتواند بهعنوان شبکهای هماهنگ زیر فرمان تهران عمل کند.
به گزارش این نشریه، محور موسوم به مقاومت جمهوری اسلامی بعید است ناپدید شود، اما سالها جنگ، اعضای آن را تضعیفشده، مستقلتر و کمتر قادر به عمل بهعنوان شبکهای هماهنگ تحت هدایت تهران باقی گذاشته است.
حزبالله: از قدرت مستقل به وابستگی بیشتر به تهران
بر اساس این گزارش، جانشین حسن نصرالله، یعنی نعیم قاسم، اقتدار کمتری دارد، در حالی که حملات اسرائیل بسیاری از فرماندهان ارشد را کشته و لبنان خواستار تحویل باقیمانده زرادخانه حزبالله است. اکونومیست مینویسد سپاه پاسداران برای اعمال کنترل مستقیمتر، نیرو به لبنان اعزام کرد و این موضوع عملاً به حزبالله گزینهای جز ورود به جنگی دیگر با اسرائیل در ماه مارس باقی نگذاشت؛ جنگی که محبوبیت داخلی این گروه را نیز کاهش داده است.
این تحول از منظر انتقادی قابل توجه است: گروهی که زمانی نماد «استقلال راهبردی» در چارچوب محور مقاومت معرفی میشد، اکنون به گفته اکونومیست بیش از پیش تحت کنترل مستقیم تهران قرار گرفته — نشانهای از اینکه جمهوری اسلامی حاضر است حتی هزینه جان و منابع متحدان خود را برای حفظ نفوذ منطقهای بپردازد.
زمینه بحران: تنش هستهای و ناآرامی در خلیج فارس
این تحلیل در بحبوحه رویدادهای پرتنشی منتشر شده است. در حالی که رئیسجمهور جمهوری اسلامی، مسعود پزشکیان، سهشنبه را صرف اطمیناندادن به شی جینپینگ، ولادیمیر پوتین و نارندرا مودی کرد که تهران در صورت بازگشت واشنگتن، به چارچوب اسلامآباد بازخواهد گشت، خبر رسید که دو نفتکش سعودی در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفتهاند. به گفته منابع اطلاعاتی کشتیرانی، این دو ابرنفتکش که هرکدام حامل ۲ میلیون بشکه نفت خام سعودی بودند، در فاصله چند دقیقه از یکدیگر در نزدیکی خصب عمان مورد اصابت قرار گرفتند.
گزارش با لحنی کنایهآمیز اشاره میکند که زمانبندی این حمله، دستکم، برای پزشکیان بیموقع بود و با الگویی همخوانی دارد که در آن تلاشهای متناوب او برای کاهش تنش، ظرف چند ساعت با رویدادهایی در تنگه هرمز نقض میشود. این تناقض آشکار میان شعارهای دیپلماتیک مقامات جمهوری اسلامی و اقدامات میدانی نیروهای وابسته یا تحت نفوذ آن، بار دیگر اعتبار بینالمللی حکومت را زیر سوال میبرد.







