تنها مجسمه موجود از فیلم “شاهین مالت” به قیمت 4 میلیون دلار در یک حراجی به فروش رسید.

 مجسمه “شاهین مالت” از فیلمی به همین نام با بازی همفری بوگارت به قیمت چهار میلیون و 85 هزار دلار در یک حراجی به فروش رسید. علاوه بر این خریدار مبلغ 585 هزار دلار نیز برای اجرت این حراجی پرداخت کرد.

این قطعه به این ترتیب گران‌ترین قطعه به فروش رسیده از یک فیلم سینمایی یا تلویزیونی که تاکنون در یک حراجی عرضه شده است، نام گرفت. پیش از این اتومبیل بتمن از دهه 60 میلادی قیمت 4.6 میلیون دلار و اتومبیل استون مارتین که شان کانری آن را در فیلم “انگشت طلایی” رانده بود نیز 4.1 میلیون دلار فروخته شدند.

یک جفت کفش راحتی یاقوتی که جودی گارلند در “جادوگر شهر اوز” به پا داشت به قیمت 2 میلیون و مدل اینترپرایز در فیلم “سفر ستاره ای” نیز 576 هزار دلار به فروش رسیدند.

458px-1941_Plaster_Maltese_Falcon_Prop

مجسمه شاهینی که در فیلم “شاهین مالت” از آن استفاده شد یکی از دو مجسمه‌ای بود که برای این فیلم ساخته شد.

مدیر برپایی این حراجی، مجسمه شاهین مالت را با ارزش ترین قطعه از یک فیلم خواند که تاکنون زیر چکش حراج رفته است.

به گزارش  مهر به نقل از هالیوود ریپورتر،این قطعه تاکنون در تملک یک مجموعه‌دار کالیفرنیایی بود که در دهه 80 میلادی آن را خریده بود. هویت خریدار این مجسمه اعلام نشده است.

مقاله قبلیانتقاد تند پرویز پرستویی از یک نماینده
مقاله بعدیکوجک دوباره به سینما باز می گردد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.