سارا لوینسون موریارتی، دختر باب لوینسون گروگان آمریکایی که مدت ۱۱ سال از ناپدید شدن او در ایران می‌گذرد، در مقاله ای در نشریه اینترنتی هیل از مقامات جمهوری اسلامی بازگرداندن پدرش به وطن را درخواست کرده است.

سارا لوینسون موریارتی می نویسد، پس از یازده سال رنج و عذاب برای من و خانواده و مهمتر ازهمه برای پدرم، مطمئن نیستم چگونه می‌توانم دولت جمهوری اسلامی را متقاعد به آزادی پدرم و دولت آمریکا را متقاعد به مبارزه برای آزادی او کنم.

وی می افزاید، همه به پیچیدگی روابط جمهوری اسلامی و آمریکا واقفیم، ولی طی یازده سال گذشته وضعیت پدر من به عنوان یک وطن پرست که حین انجام خدمت از جانب دولت آمریکا به اسارت گرفته شد، اولویتی نیافته است.

سارا لوینسون در پایان می گوید باید پیامی قابل رؤیت از جانب دولت آمریکا به جمهوری اسلامی مبنی بر این که ما دیگر به وضعیت موجود رضایت نخواهیم داد، و سکوت بی رحمانه جمهوری اسلامی دیگر قابل قبول نیست، وجود داشته باشد.

به گزارش صدای آمریکا؛ به عقیده فرزند آقای لوینسون، این به سیاست ارتباط ندارد، بلکه در مورد شفقت است؛ باب لوینسون در اختیار جمهوری اسلامی است و آنها باید او را به وطن بازگردانند تا بتواند جوان ترین دختر خود را به خانه بخت روانه کند.

مقاله قبلی«دو سوم شرکت‌های آلمانی ایران را ترک کرده‌اند»
مقاله بعدیناو هواپیمابر جدید چینی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.