لوران فابیوس، وزیر امور خارجۀ فرانسه، در جریان سفرش به امارت متحد عربی نسبت به پیشرفت طرح کنفرانس بین‌المللی حل بحران سوریه ابراز امیدواری کرد و بار دیگر ملاحظات خود را در مورد شرکت جمهوری اسلامی در این کنفرانس تکرار نمود.

 

به گزارش خبرگزاری فرانسه؛ وزیر امور خارجۀ فرانسه، سپس گفت که در ملاقات روز دوشنبه‌اش با وزرای امور خارجۀ آمریکا و روسیه در پاریس در خصوص تدارک این کنفرانس گفتگو خواهد کرد.

لوران فابیوس، اضافه کرد که از قرار رژیم سوریه نیز نمایندگانی را برای شرکت در این کنفرانس معرفی کرده است. وزیر امور خارجۀ فرانسه در ادامه مجدداً مخالفت خود را با حضور ایران در کنفرانس بین المللی حل بحران سوریه اعلام و در توضیح نظرش اضافه کرد : «از آنجا که جمهوری اسلامی ایران خواستار راه حل سیاسی بحران سوریه نیست، حضور او در کنفرانس بین‌المللی حل بحران سوریه مانع از دست یابی به یک راه حل سیاسی خواهد شد.»

لوران فابیوس، سپس اضافه کرد که مـتأسفانه هر روز شاهد حضور بیشتر نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در کنار ارتش بشار اسد در سوریه هستیم و طبیعی است که چنین رویه‌ای وقوع صلح در سوریه را تسهیل نمی کند.

وزیر امور خارجۀ فرانسه همچنین پرتاب دو راکت به روی منطقۀ تحت کنترل حزب الله لبنان در بیروت را محکوم کرد و نسبت به سرایت خشونت های سوریه به لبنان هشدار داد.

او در پایان اظهاراتش ابراز امیدواری کرد که فرانسه بتواند شماری از هواپیماهای جنگندۀ “رافال” را به امارات متحد عربی بفروشد. در جریان سفرش به امارات متحد عربی، لوران فابیوس با ولیعهد ابوظبی، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، معاون فرمانده نیروهای مسلح امارات متحد عربی دیدار و گفتگو کرد.

مقاله قبلیتبلیغات ریاست جمهوری ایران در گذر زمان؛ بخش نخست
مقاله بعدیجایزۀ منتقدان برای محمد رسول‌اف
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.