فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح سه شنبه، ۱۳ مهرماه درگذشت.

فتحعلی اویسی بازیگر سینما و تلویزیون و کارگردان سینما فارغ التحصیل رشته کارگردانی و بازیگری سینما از دانشگاه ایالتی تگزاس آمریکا بود  و آن طور که در کتاب “دانشنامه سینمای ایران” آمده است: فیلم کوتاه “سه شنبه آخر” را با بازگشتش از آمریکا در سال 1354 ساخت و فیلم “مادر” را هم به عنوان کارگردان در سال 63، “باو” در سال 66 ، “مریم  و میتیل” در سال 1371  و “سربلند” را در سال 73 به عنوان کارکردان ساخته است.

او در سینما، فعالیتش را با یک نقش کوتاه در فیلم “قدغن” علیرضا داودنژاد در سال 57 آغاز کرد.

 و او در سال های بعد “راهی به سوی خدا” را به کارگردانی جلال مهربان در سال 58 بازی کرد و از فیلم های دیگرش به ترتیب سال و کارگردان می توان از “ناخدا خورشید” ناصر تقوایی در سال 65، “پرنده کوچک خوشبختی” پوران درخشنده در سال 66، “سرب” مسعود کیمیایی در سال 66، ” هی جو” منوچهر عسگری نسب در سال 67، “گل سرخ حمید” تمجیدی در سال 68، “ریحانه” علیرضا رییسیان در سال 68، “هامون” داریوش مهرجویی سال 68، “سایه خیال” حسین دلیر سال 69، “حکایت آن مرد خوشبخت” غلامرضا حیدرنژاد سال 69، “بانو” داریوش مهرجویی سال 70، “قرق” احمد هاشمی سال 70، “دلشدگان” علی حاتمی سال 70، “مسافران دره انار” یدالله نوعصری سال 70، “پرنده آهنین” علی شاه حاتمی سال 70،  “پرواز را به خاطر بسپار” حمید رخشانی در سال 71، “آخرین خون ” منوچهر مصیری سال 72، “بدل” جهانگیر جهانگیری سال 72، “مرضیه” اسفندیار شهیدی سال 73، “لژیون” ضیا الدین دری سال 73، “می خواهم زنده بمانم” ایرج قادری سال 73،”اعاده امنیت” حمید رخشانی سال 74، “پاتک” علی اصغر شادروان سال 74، “حادثه در کندوان” جهانگیر جهانگیری سال 74، “همسفر” مهدی مدنی سال 76، “جهان پهلوان تختی” بهروز افخمی سال 76، “یک قدم تا مرگ” بهروز فرجی سال 77، “مومیایی 3” محمدرضا هنرمند سال 78، “زندانی 707” حبیب الله بهمنی سال 80 و “دوشیزه” محمد درمنش سال 81 نام برد.

او که جدی ترین فعالیت حرفه ای خود را با بازی در ناخدا خورشید ناصر تقوایی آغاز کرد ، در فیلم های چون پرنده کوچک خوشبختی …. تفنگهای سحرگاه، سرب، هی جو!ریحانه، گل سرخ، هامون ، حکایت آن مرد خوشبخت، مسافران دره انار، پرنده آهنین، دلشدگان، قرق، پرواز را به خاطر بسپار، مرضیه، می خواهم زنده بمانم، حادثه در کندوان همسفر، بانو، مومیایی 3 و….. از جمله آثار ماندگارش در سینما بود.”

سریال‌های تلویزیونی فتحعلی اویسی

چمدان، ۱۳۹۱

دست بالای دست، ۱۳۹۱

کسی خوابه ؟،۱۳۹۰

دارا و ندار، ۱۳۸۹–۱۳۸۸

زیر زمین، ۱۳۸۵

بایرام ،۱۳۸۵

کمربندها را ببندیم، ۱۳۸۳

باغچه مین و،۱۳۸۲

در کنار هم ،۱۳۸۱

بدون شرح، ۱۳۸۱

فرمان ب، ۱۳۸۱

« تله تئاتر «به سوی دمشق »،۱۳۸۱–۱۳۸۰

تفنگ سرپر، ۱۳۸۱–۱۳۷۷

چمدان‌های بسته ،۱۳۸۰

تله تئاتر «زارع شیکاگ و»،۱۳۸۰

تصمیم نهایی، ۱۳۸۰

خورشید و ماه، ۱۳۸۰–۱۳۷۹

چراغ جادو، ۱۳۸۰–۱۳۷۹

ولایت عشق، ۱۳۷۹

کاکتوس – سری دوم، ۱۳۷۹

آبدارشاه، ۱۳۷۹

تله تئاتر «در پوست شیر»، ۱۳۷۹

خانه ما، ۱۳۷۹

پس از باران، ۱۳۷۹–۱۳۷۸

به او بگویید دوستش دارم، ۱۳۷۷

قصه‌ها، ۱۳۷۷–۱۳۷۵

عملیات فوق سری، ۱۳۷۵-۱۳۷۶

تهران ۱۱- ۵۹۵ ج ۴۸، ۱۳۷۶–۱۳۷۵

تنهاترین سردار، ۱۳۷۵–۱۳۷۳

مش خیرالله صندوقچه اسرار، ۱۳۷۲–۱۳۷۰

مسافران دره انار، ۱۳۷۰–۱۳۶۹

سردار جنگل، ۱۳۶۶–۱۳۶۳

سربداران، ۱۳۶۳

دلیران تنگستان، ۱۳۵۴ – ۱۳۵۳

فتحعلی اویسی که از چندی پیش در بیمارستان بستری و به کما رفته بود، صبح سه شنبه، ۱۳ مهرماه درگذشت.

مقاله قبلیگزارش رسمی سوء استفاده جنسی کلیسای کاتولیک فرانسه از ۲۱۶ هزار کودک منتشر شد
مقاله بعدیخط فقر به ۱۱ میلیون تومان رسید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.