فارست ویتاکر که این اواخر مشغول بازی در نقش یک شخصیت واقعی در فیلم “پیشخدمت” بود، قصد دارد در نقش یک چهره نمادین تاریخی یعنی مارتین لوترکینگ در برابر دوربین ظاهر شود.

به گزارش مهر به نقل از رپ، پل گرین گرس از مدت‌ها پیش قصد داشت فیلم “ممفیس” را بسازد و حداقل از سال 2010 این پروژه را دنبال کرده است. اما وقتی استودیو یونیورسال از سرمایه‌گذاری برای این فیلم خودداری کرد این کارگردان به ساختن فیلمی درباره دزدان دریایی سومالی با عنوان “کاپیتان فیلیپس” مشغول شد.

در اواخر 2012 گرین گرس و اسکات رودین با امضای قرارداد جدیدی تصمیم گرفتند تا فیلم “ممفیس” را به صورت مستقل بسازند. مارتین لوتر کینگ جونیور(۱۵ ژانویه ۱۹۲۹ – ۴ آوریل ۱۹۶۸) رهبر سیاهپوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا بوده است.

فیلمنامه گرین گرس به تصویر جزییات ترور مارتین لوتر کینگ در روز 4 آوریل 1968 می پردازد؛ روزی که او وارد ممفیس شد تا از راهپیمایی کارگران اعتصابی حمایت کند. اما این فیلم همچنین قرار است ماجرای مردی را که به او شلیک کرد نیز دنبال کند.

022013-celeb-out-forest-whitaker

این فیلم تصویرگر چهره مردمی کینگ حتی زمانی که به یک قهرمان تبدیل شده بود نیز هست.

با گفتگوی جدی کارگردان با فارست ویتاکر برای ایفای این نقش، به نظر می رسد این فیلم به مراحل ساخت نزدیک شود.

ویتاکر که به زودی در نقش “پیشخدمت” به بیان رازهای درونی کاخ سفید در دوره هشت رییس جمهور می‌پردازد، با فیلم “زولو” در کنار اورلاندو بلوم در مراسم اختتامیه شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم کن دیده شد. این فیلم فرانسوی را ژروم سال کارگردانی کرده بود.

پل گرین گرس نیز فیلم “کاپیتان فیلیپس” را با بازی تام هنکس جلوی دوربین برد. این فیلم هنوز اکران نشده است.

فارست استیون ویتاکر (زاده ۱۵ ژوئیه ۱۹۶۱) بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی و برنده جوایز اسکار، گلدن گلوب، امی و جشنواره کن است.

وی به خاطر ایفای نقش دیکتاتور اوگاندایی، ایدی امین، در فیلم آخرین پادشاه اسکاتلند در سال ۲۰۰۶ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد. وی چهارمین بازیگر مرد سیاه‌پوست بعد از سیدنی پواتیه، دنزل واشنگتن و جیمی فاکس است که به این جایزه دست پیدا می‌کند.

 

مقاله قبلیدر حاشیه انتخابات؛ حداد عادل: نهضت ازدواج آسان راه می اندازم
مقاله بعدی90 سال خاطره سینمایی با کمپانی برادران وارنر..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.