عکسی دیده‌نشده از آیت‌الله حسینعلی منتظری و مهندس مهدی بازرگان در نماز جمعه تهران در ۲۳ آذر ۱۳۵۸.

منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. او هم چنین از اعضای شورای انقلاب بود.

مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله منتظری را در سال ۱۳۶۴ به جانشینی خمینی به قائم‌مقامی رهبری برگزید. اما پس از اختلاف‌های او در نهایت آیت‌الله خمینی در نامه‌ای او را برکنار کرد و وی نیز در پاسخ بدین نامه از مقام خویش استعفا کرد. در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ و پیش از تعیین خامنه‌ای به رهبری، مجلس خبرگان به قریب به اتفاق آرا، استعفا و برکناری آیت‌الله منتظری را تأیید کرد.

پس از شور 57، خمینی حکم نخست‌وزیری دولت موقت را به نام بازرگان صادر کرد. وی از همان ابتدا با خمینی اختلاف داشت. اولین اختلاف دولت موقت، سر مسئله همه‌پرسی بود. ابتدا دولت موقت مطرح کرد که جمهوری دموکراتیک باید به رفراندوم گذاشته شود. بعد از این که با این حرکت، مخالفت‌هایی صورت گرفت، بازرگان آن را تصحیح کرد و از عنوان جمهوری دموکراتیک اسلامی حمایت کرد. اما روح‌الله خمینی اظهار داشت: فقط «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم.

عکاس: حمیدرضا عطاری

bazargan(3)

مقاله قبلیفائزه هاشمی: فروپاشی محتوایی نظام رخ داده
مقاله بعدیبنیامین نتانیاهو: اجازه نمی‌دهیم حضور جمهوری اسلامی در سوریه تثبیت شود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.