دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز شنبه ۳ ژانویه (۱۳ دی) در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد: «ایالات متحده آمریکا با موفقیت یک حمله گسترده علیه ونزوئلا و رهبر آن، نیکلاس مادورو، انجام داده و او به همراه همسرش بازداشت و از کشور منتقل شده است. این عملیات با همکاری نیروهای اجرای قانون ایالات متحده انجام شده است. جزئیات متعاقباً اعلام خواهد شد. امروز ساعت ۱۱ صبح، در مارالاگو، یک کنفرانس خبری برگزار خواهد شد».

یک مقام آمریکایی تأیید کرد که نیکلاس مادورو توسط نیروهای ویژه نخبه آمریکا بازداشت شده است. شبکه سی‌بی‌اس نیوز گزارش داد که یگان «دلتا فورس» ارتش آمریکا مسئول این عملیات بوده و فیلم‌هایی منتشر شد که نیروهای هوابرد نیروی دریایی ایالات متحده همراه با چتربازان توسط بالگردهای شینوک در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، فرود آمده‌اند.

پام باندی، دادستان کل آمریکا، اعلام کرد: «نیکلاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس، به بخش جنوبی نیویورک منتقل شده‌اند. نیکلاس مادورو به توطئه برای تروریسم مواد مخدر، توطئه برای واردات کوکائین، داشتن مسلسل و دستگاه‌های مخرب، و توطئه برای داشتن مسلسل و دستگاه‌های مخرب علیه ایالات متحده متهم شده است. آنها به زودی خشم عدالت آمریکایی را در خاک آمریکا و در دادگاه‌های آمریکایی تجربه خواهند کرد».

باندی از رئیس‌جمهور ترامپ به خاطر «شجاعتش در مطالبه مسئولیت‌ها به نمایندگی از مردم آمریکا» و از نیروهای مسلح آمریکا برای «مأموریت شگفت‌انگیز و موفقیت‌آمیز» تشکر کرد.

ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع ونزوئلا، در ویدئویی که بامداد شنبه منتشر شد، از «حمله آمریکا به مناطق غیرنظامی» خبر داد و گفت ونزوئلا در برابر حضور نیروهای خارجی مقاومت خواهد کرد. او افزود که دولت در حال جمع‌آوری اطلاعات درباره کشته‌ها و مجروحان احتمالی است.

دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، اعلام کرد دولت از محل نگهداری مادورو و همسرش اطلاعی ندارد و خواستار «ارائه فوری نشانه‌ای از زنده بودن رئیس‌جمهور» شد.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأیید کرد که دیگر اقداماتی در ونزوئلا انجام نخواهد شد زیرا مادورو تحت بازداشت است.

با طلوع آفتاب و پس از شنیدن خبر دستگیری و سقوط حکومت دیکتاتوری نیکلاس مادورو، مردم ونزوئلا به خیابان‌ها ریختند و خوشحالی خود را از پایان دوران سرکوب و دیکتاتوری ابراز کردند.

پیام به تهران: فروریختن تابوی «مصونیت رهبران»

اعلام دستگیری و خروج نیکلاس مادورو از سوی دونالد ترامپ، در تهران تنها به‌عنوان یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین دیده نمی‌شود. این رخداد، در کنار تجربه جنگ دوازده روزه و نفوذ امنیتی موساد در داخل ایران، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که آیا دوران مصونیت رهبران مستقر به پایان رسیده و قواعد بازی برای جمهوری اسلامی تغییر کرده است؟

ترامپ تنها چند روز پیش در پیامی مستقیم به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داده بود: «اگر به معترضان شلیک کنید و آنها را بکشید، ایالات متحده برای کمک به مردم ایران وارد عمل خواهد شد و برای این اقدام آمادگی دارد».

دستگیری مادورو نشان می‌دهد که این هشدار صرفاً یک تهدید لفظی نیست. ترامپ با این اقدام به جمهوری اسلامی پیام داد که دوران مصونیت دیکتاتورها به پایان رسیده و هیچ رهبری که علیه مردم خود جنایت می‌کند، دیگر در امان نخواهد بود.

عملیات ونزوئلا نشان داد که ایالات متحده تحت رهبری ترامپ پیام روشنی به تهران است: زمان مصونیت به پایان رسیده و رهبران جمهوری اسلامی باید بدانند که اگر به سرکوب مردم ایران ادامه دهند، سرنوشت مشابهی در انتظارشان خواهد بود.

مردم ایران که در شش روز گذشته با شجاعت به خیابان‌ها آمده‌اند، اکنون با امید بیشتری می‌دانند که جهان آزاد در کنار آنهاست و دیکتاتوری دیگر پناهگاهی ندارد.

به امید آزادی ایران و پایان دیکتاتوری، پاینده ایران.

مقاله قبلیطوفان آزادی در ایران: ملتی که به پا خاست
مقاله بعدیتماس‌های مخفیانه مقامات ارشد جمهوری اسلامی با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی؛ نشانه‌های فروپاشی رژیم
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.