محمدهادی عرفانیان کاسب، وکیل علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی عقیدتی ۲۱ ساله‌ای که شامگاه ۲۰ خرداد ماه در زندان تهران بزرگ توسط دو هم بندی‌اش به قتل رسید با تایید این خبر گفت: «متاسفانه اصل تفکیک جرایم در زندان تهران بزرگ صورت نگرفته و اساسا جای مناسبی نیست مخصوصا برای کسانی که تحت عنوان زندانیان سیاسی در آنجا نگهداری می‌شوند. من یک بار علیرضا را در زندان ملاقات کردم. او انسانی اهل گفت‌وگو بود و نه نزاع.»

تاکنون مقامات قضایی نسبت به این قتل در زندان اظهارنظری نکرده‌اند.

این وکیل دادگستری درباره نحوه فوت موکلش گفت هنوز اطلاعات دقیقی ندارد و فقط در یک تماس تلفنی با زندان خبر تایید فوت را گرفته است: «قرار بود ۱۸ تیرماه دادگاه تجدیدنظر او برگزار شود و ما خیلی امیدوار به آزادی او با قرار وثیقه تا زمان صدور نهایی رای بودیم و حتی قول‌‌هایی هم به ما داده شده بود.»

به گفته یک منبع مطلع، یک زندانی به نام حمیدرضا شجاعی معروف به حمیدرضا خروس که متهم به اعدام به دلیل قتل است به همراه زندانی دیگری با اتهام مواد مخدر شامگاه ۲۰ خرداد ماه با علیرضا درگیر شده و با جسم برنده‌ای ضربات متعددی را به بدن او وارد کرده‌اند: «به گفته زندانیان داخل بند، آن قدر به او ضربه زده بودند که تا نگهبانان بند برسند او جان داده بود.»

علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی ۲۱ ساله و تک فرزند در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۷ بازداشت شد و پس از ۳۶ روز انفرادی به اندرزگاه ۱۱ در تیپ یک زندان فشافویه منتقل شد. به گفته این منبع، اندرزگاه ۱۱ که در میان زندانیان به «سوئیت» هم معروف است، پیش از این محل بازجویی دراویش بازداشت‌شده در دی ۹۶ بوده است. در تمام تیپ‌ها (بندهای) زندان تهران بزرگ اصل تفکیک جرایم طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها رعایت نمی‌شود و زندانیان عقیدتی و سیاسی در کنار زندانیان پرخطر و با جرایم مواد مخدر و قتل نگهداری می‌شوند. در این زندان دراویش، زندانیان اعتراضات دی ماه ۹۶ و مرداد ۹۷ به صورت پراکنده در تیپ‌ها (بندهای) مختلف نگهداری می‌شوند.

علیرضا شیرمحمدی پس از بازداشت به دلیل فعالیت در فضای مجازی به اتهامات «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به هشت سال حبس محکوم شد. دادگاه تجدیدنظر او قرار بود در تاریخ ۱۸ تیرماه در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تشکیل شود.

محمدهادی عرفانیان کاسب وکیل او درباره مبنای اتهاماتش گفت: «این اتهامات براساس نوشته‌های او در یک کانال تلگرامی است. او یک کانال تلگرامی داشته که مطالبی را در آنها می‌نوشته است. علیرضا در دادگاه انقلاب وکیل نداشت و من برای وکالت در دادگاه تجدیدنظر به پرونده او پیوستم و فقط یک بار او را در زندان ملاقات کردم.» به گفته این وکیل، او تک فرزند و کارگر خدماتی بوده که مخارج زندگی مادرش را نیز تامین می‌کرده است.

علیرضا شیرمحمدی در تاریخ ۲۳ اسفند ۹۷ تا ۲۷ فررودین ۹۸ دست به اعتصاب غذا زد. او در نامه‌ای که به همراه برزان محمدی، زندانی عقیدتی دیگر این زندان در تاریخ ۱۲ فروردین ۹۸ نوشته بود به خطر مرگ زندانیان سیاسی در این زندان هشدار داده بود. آنها در بخشی از نامه خود نوشته بودند: «ما از تاریخ ۲۳ اسفند ۹۷ تا امروز که ۱۲ فروردین ۹۸ است اعتصاب غذا کردیم، زیرا که این زندان جای ما نیست البته باید بگویم جای هیچ یک از زندانیان این زندان در اینجا نیست، زیرا در این زندان حقوق اولیه مددجو که شامل امکانات رفاهی، بهداشتی و درمانی می‌شود به ایشان تعلق نمی‌گیرد. به کرات زندانیانی بوده‌اند که به خاطر نبود این امکانات اولیه جان خود را از دست داده‌اند. ما ناخواسته و به اجبار در اینجا قرار گرفته‌ایم.»

در بخش دیگری از این نامه آمده است:

«ما به دلیل نبود این امکانات و نداشتن امنیت جانی در سوییت، اعتصاب غذا کرده‌ایم تا با این روش به بودن خود در اینجا اعتراض کرده باشیم، ولی سلامت جان ما هیچ اهمیتی برای عوامل زندان و روسای آن ندارد. حتی روز گذشته «رضا حق وردی» افسر نگهبان شیفت، خیلی صریح به ما گفت که انتهای این اعتصاب صدور گواهی فوت است. البته این جمله از ایشان با توهین به خانواده‌مان نیز همراه بود و به دلایل اخلاقی از ذکر آن معذوریم.»

علاوه بر این دراویش زندانی نیز بارها به دلیل رعایت نشدن تفکیک جرایم در بندهای این زندان، فقدان امکانات بهداشتی و رفاهی اعتراض کرده بودند. طبق گزارش‌های منتشر شده پیش از این، در زندان تهران بزرگ انواع و اقسام مواد مخدر رایج است و بیماری‌های ایدز و هپاتیت بیداد می‌کند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ پیش از این وحید صیادی نصیری، فعال حقوق بشر نیز به دلیل عدم رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان قم به مدت ۶۰ روز دست به اعتصاب غذا  زد. آقای نصیری اعتصاب خود را در تریخ ۲۱ مهرماه ۹۷ آغاز کرد و پس از ۶۰ روز اعتصاب به دلیل وخامت حالش به بیمارستان شهید بهشتی قم منتقل شد. او در همان‌جا پس از هفت روز بستری بودن در تاریخ ۲۱ آذر ۹۷ فوت کرد. مقامات قضایی هیچ واکنشی نسبت به مرگ او در اثر اعتصاب غذا برای دنبال کردن یک خواسته قانونی نداشتند.

مقاله قبلیویلموتس:به بازی‌های هجومی ادامه می‌دهیم
مقاله بعدیابراز ناراحتی دیپلمات‌های اروپایی از به خطر افتادن برجام
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.

1 نظر

نظرات بسته است