پنج هفته پس از جراحی سنگین منجر به تحلیه بخش‌هایی از فک فوقانی و عضلات صورت و همچنین چشم راست علیرضا رجایی، این روزنامه‌نگار و فعال ملی ـ مذهبی همچنان درگیر عوارض عمل سنگین است.

به گزارش سایت ملی مذهبی آن‌چنان که بستگان این فعال سیاسی حامی جنبش سبز می‌گویند، هرچند حال عمومی وی مناسب است اما او در چالش جدی با پیامدها و آسیب‌های جراحی و همچنین دشواری در تغذیه بسر می‌برد.

برمبنای این گزارش، صحبت کردن و غذا خوردن به‌علت آسیب به لب‌ها و فقدان عضلات سمت راست صورت، برای این روزنامه‌نگار پیشکسوت سخت و رنج‌آور است.

اگرچه رجایی با صبوری و ایمان و روحیه خوب در حال تحمل مصائب و درد و رنج مترتب بر عوارض سخت جراحی سنگین است اما مشکلات جدی وی در بلع غذا و تکلم و تحرک فیزیکی و بینایی قابل انکار نیست.

قابل اشاره است که در عمل جراحی انجام شده در هفته نخست شهریورماه گذشته، استخوان ماگزیلار و بخشی از فک فوقانی و قسمتی از عضله ماستر و چشم راست رجایی بخاطر سرطان برداشته شد.

رجایی در دوران زندان با درد مشکوک و آزاردهنده در ناحیه فک درگیر بود؛ مسئولان زندان و دادستانی با وجود تاکید پزشک معتمد و بهداری زندان و تاکید متخصصان، اجازه پیگیری و درمان تخصصی در خارج از زندان ندادند. پس از آزادی از زندان در آبان ۱۳۹۴ بود که سرطان محرز شد. وی ناگزیر از تحمل چهار دوره شیمی‌درمانی سنگین و ۳۵ جلسه رادیوتراپی شد؛ با وجود این، بیماری او ادامه یافت و در پی آن شش دوره شیمی‌درمانی مجدد صورت گرفت؛ درمان‌هایی که درنهایت، عمل جراحی را منتفی نکرد، و او ناچار از جراحی سنگین شد.

رجایی دانش‌آموخته دکترای علوم سیاسی و عضو شورای فعالان ملی ـ مذهبی ایران، در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ دبیر گروه سیاسی روزنامه‌های پرآوازه جامعه، توس، خرداد، عصر آزادگان و نشاط بود؛ روزنامه‌های اصلاح‌طلبی که جملگی توقیف شدند. او همچنین عضو شورای سردبیری نشریاتی چون ایران فردا، نامه و پیام هاجر بوده است؛ نشریاتی که آنها هم هدف توقیف واقع شدند.

رجایی در انتخابات مجلس ششم نامزد شهر تهران و جزو ۳۰ نماینده منتخب شهروندان پایتخت شد؛ شورای نگهبان اما با ابطال بیش از ۷۰۰ هزار رای مانع ورود وی به مجلس شد و بجایش غلامعلی حداد عادل از فعالان سیاسی محافظه‌کار و بستگان رهبر جمهوری اسلامی را روانه مجلس کرد.

افزون بر بازداشت پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ که منجر به چهارسال و نیم حبس رجایی شد، وی در سال ۱۳۷۹ به همراه شماری از فعالان ملی ـ مذهبی بازداشت و بعدتر محکوم به سه سال زندان و پنج سال محرومیت از عضویت در گروه‌های سیاسی و حقوق اجتماعی شد. این حکم منجر به محرومیت وی از فعالیت روزنامه‌نگاری و نیز  تدریس در دانشگاه شد.

مقاله قبلیپاسخ آملی لاریجانی به “کنایه‌های” روحانی: “احضار‌ها از سر بیکاری نیست”
مقاله بعدیگاز متان در گذشته سبب حفظ آب در مریخ شده است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.