به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان به نقل از فارس، عزت‌الله ضرغامی در حاشیه جلسه امروز هیئت وزیران در جمع خبرنگاران اظهار داشت: در جلسه امروز دولت درباره برنامه‌های تلویزیونی نامزدها صحبت شد.

رئیس‌ صدا و سیما درباره قطع برنامه انتخاباتی محمدرضا عارف، گفت: کمیته نظارت بر تبلیغات ریاست‌جمهوری متشکل از نمایندگان دستگاه‌های مختلف است و ربطی به صدا و سیما ندارد.

ضرغامی افزود: این کمیته با سعه‌صدر برنامه‌های نامزدها را رصد می‌کنند و تا جایی که می‌دانم فضا را طوری حفظ می‌کنند که نامزدها بتوانند نظراتشان را بدهند.

وی ادامه داد: قطع برنامه یکی از نامزدها مشکل فنی بود که اگر همانجا دوستان سؤال می‌کردند می‌گفتم که با چند دقیقه تأخیر ادامه یابد.

ضرغامی اضافه کرد: در عین حال برای اینکه عدالت رعایت شده و تفاوتی بین افراد به وجود نیاید، به خاطر چند دقیقه تأخیر رئیس شبکه برنامه را به طور کامل بازپخش کرد.

رئیس صدا و سیما در خصوص حذف بخش‌هایی از برنامه محسن رضایی نیز توضیح داد: آنچه از برنامه یکی از نامزدها حذف شد یک کلمه بود که بیشتر جنبه امنیت ملی داشت و به نفع خود او بود که این کلمه پخش نشود.

مقاله قبلی“زهرا نعمتی” برنده جایزه اسپورت آکورد شد..
مقاله بعدینامه پدر «عسل بدیعی» به پدر آتش‌نشان فداکار..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.