عضوی از خانواده فریبا پژوه، روزنامه نگاری که از ۱۹ تیرماه در انفرادی به سر می برد در خصوص آخرین وضعیت این روزنامه نگارگفت:« فریبا همچنان در انفرادی است و بازجوییش همچنان ادامه دارد. روز گذشته در تماس تلفنی به ما گفت که خوب است، زود آزاد می شود و ما نگران نباشیم. اما همین حرف ها را از ده روز پیش وقتی دستگیر شد تا الان به ما می زنند. کسی که در اوین و در انفرادی است مگر می شود حالش خوب باشد؟ حتما برای اینکه ما نگران نشویم اینها را می گوید.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ فریبا پژوه، روزنامه‌نگار روزنامه های اصلاح طلب روز چهارشنبه ۱۹ تیرماه در منزلش توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. چهار مامور امنیتی پس از مراجعه به منزل این روزنامه نگار و تفتیش آن و جمع آوری لپ تاپ و و گیرنده ماهواره، او را با خود به زندان اوین برده اند. این روزنامه نگار در ماه های اخیر با هیچ رسانه های همکاری نداشت.

این عضو خانواده با اشاره به اینکه بارها به دادسرای شهید مقدس برای پیگیری وضعیت او رفته اند، گفت:« تنها راه پیگیری ما رفتن به دادسرای شهید مقدس است که در هفته گذشته سه بار مراجعه کردیم اما جواب درستی نگرفتیم. فقط به ما گفتند که او ممنوع الملاقات است و پرونده اش را به شعبه دوم بازپرسی می فرستند.»

خانم پژوه پیش از این در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران سال ۱۳۸۸ بازداشت و پس از صد و بیست و چهار روز تحمل زندان، با سپردن پنجاه میلیون تومان وثیقه از زندان اوین آزاد شد. این روزنامه‌نگار در دادگاه بدوی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آمد.

این عضو خانواده در پاسخ به اینکه اتهام فریبا پژوه چیست، گفت:« تا به حال هیچ اتهامی را مشخص نکردند. فقط فریبا خودش در تماس تلفنی گفته است که یک سری شبهات بوده که باید برطرف می شده است. البته من نمی دانم این شبهات در چه موردی بوده است. فریبا از فرودین ماه امسال در هیچ رسانه ای مشغول به کار نبود و قبل از آن به صورت پراکنده با روزنامه اعتماد همکاری می کرد. حتی در زمان انتخابات هم در تهران نبود. من واقعا نمی دانم چه بگویم. او هیچ کار خلاف قانونی انجام نداده و هیچ فعالیت خاصی هم نداشته است.»

این عضو خانواده فریبا پژوه در خصوص درخواستش از مقامات قضایی کشور گفت:« ما از آنها خواهش می کنیم که فریبا را آزاد کنند. فریبا قرار نبود که کشور را ترک کند. پاسپورتش را هم بهش پس داده بودند و می توانست راحت برود اما نرفت. او که اینجا زندگی می کرد و نمی خواست فرار کند پس چه لزومی دارد که او را برای سوال و جواب به انفرادی ببرند؟ می توانستند فقط او را احضار کنند و جواب و سوال کنند. لزومی ندارد که حتما برای بازجوی فردی را به انفرادی ببرند آن هم در ماه رمضان و خانواده اش را نگران کنند.»

مقاله قبلیکارمند سفارت ایران در یمن ربوده شد
مقاله بعدیمحکومیت چهار درویش گنابادی در دادگاه انقلاب شیراز به مجموع ۸ سال حبس تعزیری و ۱۲ سال تبعید..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.