عزت الله انتظامی: بس کنید، آخر ما هم تا حدی طاقت داریم

1
30

به گزارش تارنمای جرس، در ادامه واکنش ها نسبت به برخورد امنیتی و پلمب خانه سینما، این بار عزت‌الله انتظامی، طی یادداشتی معترضانه در روزنامه شرق نوشته است:

سلامی دوباره

پروردگارا کمک کن؛

کمک‌مان کن تا یکدیگر را دوست داشته باشیم و قدر همدیگر را بدانیم. به هم رحم کنیم و شاکر باشیم. در کشوری هستیم که در این روزها و شب‌های مبارک برای یکدیگر دعا می‌کنند تا همه امورمان ختم به خیر شود. اما به حرمت این ماه مبارک که ماه خداست و ماه بخشایش، بیایید سوءتفاهمات را کنار بگذاریم و همدلانه مسایل‌مان را حل کنیم. اگر با مدیران «خانه سینما» اختلاف‌نظر داریم، اگر عملکرد مدیری ایراد دارد، بیایید دست به تعامل بزنیم. به جای اینکه برادر «ناتنی» برای «خانه» پیدا کنیم، هوای همان «برادر بزرگ‌تر» را داشته باشیم و به دادش برسیم و نگذاریم آسیب ببیند. «خانه سینما» متعلق به تک‌تک اعضای هنرمند و زحمتکش سینماست. آیا نمی‌شود با قانون و مقررات و صبر و حوصله در کنار هم، مشکلاتش را حل کنیم. در جامعه سینمای ایران، هزاران نفر عاشقانه کار می‌کنند و کسانی عضو آن هستند که سال‌ها سابقه فعالیت در سینمای ملی کشورمان را دارند. ما ایرانی هستیم؛ همه مشاغل در کشورها دارای سندیکا و اتحادیه‌اند و به فکر پیشرفت صنوف‌شان هستند. اصلا اتحادیه و صنف، نشان پیشرفت و تحول در جامعه مدنی است. آیا انحلال این خانه عظیم و بزرگ جلوه‌دادن برادر ناتنی کوچک، در مقابل برادر بزرگ‌تر که حق برادری هم دارد نشان از تحول است؟ من به‌عنوان یکی از خادمان سینمای ایران و به‌عنوان سپیدموی هنر شریف و فاخر سینما، از فرزندان با عقل و درایت خودم انتظار دارم، با تعامل، همفکری و دوستی هنرمندانه و به دور از اختلافات و سلیقه‌های شخصی این مشکل را حل کنند و برای ما قوم و خویش درست نکنند. بیایید عاقلانه بیندیشیم و اگر گوشه‌ای از پیکره سینما به عللی احتیاجی به تعمیر دارد، شما را به خدا قسم

شما را به خدا قسم

شما را به این روزهای مبارک قسم

همه بنا را خراب و نابود نکنید.

حیف،

چه زود، دیر می‌شود…

پروردگارا به امید رحمت تو…

بگذارید ما بچه‌های این خانه، زندگی هنری همراه مشکلاتمان را ادامه دهیم و مشکل بزرگ‌تری دیگر برایمان به وجود نیاید. آخر ما هم تا حدی طاقت داریم.

مطلب قبلیدموکراسی از پایه تا انتهای آن!
مطلب بعدیکاروانسرای قوام‌آباد ویرانه‌ای در پاسارگاد!
پوریا نژادویسی
فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد برنامه برنامه سازی تلویزیون از دانشکده صدا و سیما. کارمند سابق معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما ( اداره کلّ اخبار و اطلاعات ) تهیه کننده و کارگردان برنامه‌هایی‌ چون : دختران فراری پارک ملت- مجموعه عاشوراییان- ماجرای ورود گوشت‌های آلوده به کشور- هویت- رنگ و نقش- سیمای خانواده؛ قسمت خانواده و جوان- سازنده اولین فیلم آموزشی در خصوص نحوه چگونگی‌ رأی گیری برای ستاد انتخابات وزارت کشور- فیلم مستند دیدار سفیر کشور ژاپن در ایران از شهر همدان- مجری و خبرنگار مراکز ؛ تهران ؛ کیش ؛ همدان ؛ فارس- مسول پوشش خبری زلزله بم در سال۱۳۸۲- سر تیم خبری جلسات هیات دولت- سر تیم خبری جلسات بیت رهبری- سر تیم خبری سفرهای هیات دولت- عضو تیم خبری سفرهای رهبری- یکی‌ از عکاسان پروژه محرمانه قرار گاه سازندگی خاتم الانبیا در سایت ( قرب نوح )- همکار در برنامه‌های مختلف با عناوین دیگر چون : مشاور ؛ یکی‌ از کارگردانان هنری ؛مشاور مجری طرح ؛ نماینده حراست ؛ ناظر کیفی و پخش و ... **- عضو شورای عالی‌ تحقیق و مبارزه با مواد مخدر در وزارت کشور - عضو هسته مرکزی گزینش کلّ کشور - دبیر کنگره وزرای شهید هیات دولت در ریاست جمهوری - نماینده بنیاد شهید در ستاد کلّ نیروهای مسلح ( سماجا ) ديگر مسئوليت های پوريا نژاد ويسی از اين قرار است: - همکاری با نشريه گل آقا - همکاری کوتاه مدت با روزنامه کيهان در سال ۱۳۷۸ - تهيه کننده ی برنامه پرسش و پاسخ با دختران فراری پارک ملت، که از بخش خبری شبکه دوم تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد - سازنده ی اولين فيلم آموزشی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا - دبير کنگره ی وزراء شهيد هيئت دولت - عضويت در گروه تحقيق مبارزه با مواد مخدر استاندری همدان - نماينده ی فرماندار همدان در اولين دوره ی انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در سال ۱۳۷۷ - سازنده ی فيلم مستند آشورا برای معاونت سياسی استانداری همدان - تهيه کننده و مجری برنامه ی خبری با عنوان "دانشجويان انقلاب چرا؟" برای بنياد حفظ آثار ارزشهای دفاع مقدس - مجری صدا و سيمای استان همدان، تهران و کيش در سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۲ - مسئول پيگيری جلسه ی سخنرانی حسين لقمانيان در همدان - يکی از همکاران مطبوعاتی در رابطه با سفر خامنه ای به همدان - مدير بازرگانی روزنامه ی اعتماد در همدان و ...

یک دیدگاه

  1. جناب انتظامی التماس چرا … اشک کباب باعث طغیان آتش است … از شما بزرگوار که نور چشمان ایرانی ان هستید می خواهم که چون استاد شجریان در سوی مردم ایران دوست روید و از داد پدافند نمایید … با در دو سو ایستادن سخن تان کار برد ندارد … .

Comments are closed.