یکی از بستگان عرفان فائقی که یکشنبه، ۲۶ آبان بر اثر اصابت گلوله جان باخت گفت که گلوله بر قلب او اصابت کرده و بیمارستان جنازه‌اش را تحویل نیروهای امنیتی داده است.

به گفته او، خانواده عرفان فائقی را تهدید کرده‌اند که در صورت اطلاع رسانی، نبش قبر کرده و جنازه فرزندشان را خواهند برد.

عرفان فائقی ۲۱ سال داشت و در هنگام بازگشت از محل کار مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. یکی از بستگانش که نسبت به جزییات وقایع آگاه است گفت: «عرفان جوشکار بود، نان آور خانواده بود و  از سر کار برمی‌گشت. او جزو معترضان نبود و در ماشین با برادر و دوستانش بود که در چهاردانگه می‌بینند شلوغ است حدودا ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه شب یک لحظه از ماشین پیاده می‌شوند ببینند چه خبر است و همان یک لحظه هم گلوله بر قلب‌اش می‌نشیند.»

چهاردانگه در جنوب غربی تهران قرار دارد و محل کار عرفان فائقی در این منطقه است همچنین محل سکونت او نزدیک به این منطقه است. یکی از بستگان او گفت: «عرفان که گلوله خورد دوستانش بلافاصله سوار ماشین کرده و برده‌اند بیمارستان و الان به شدت پشیمان هستند که ای کاش نمی‌بردیم بیمارستان و می‌بردیم خانه. چون بیمارستان تحویل گرفته و تحویل نیروهای امنیتی داده بود. در حالیکه گلوله که به قلب خورده بود عرفان تمام کرده بود فقط یک لحظه به برادر ۱۲ ساله‌اش گفته بود که مراقب مامان باش و تمام.»

خانواده عرفان فائقی چهار روز بعد و در روز ۳۰ آبان جنازه فرزندشان را از پزشکی قانونی تهران تحویل می‌گیرند. یکی از بستگان او به کمپین گفت: «می‌گفتند باید در بهشت زهرا دفن شود و هیچ کسی هم حق ندارد در تشییع جنازه باشد. یکی مادرش خیلی بی قراری می‌کرده و بالاخره با پی‌گیری یکی از فامیل‌های او که کمی آدم بانفوذی است بعد از ۴ روز پیگیری جنازه عرفان را تحویل می‌دهند و خانواده در یک فضای کاملا امنیتی در یک امامزاده‌ای در جنوب غربی تهران به اسم امامزاده زید که نزدیک خانه‌شان هم است دفن می‌کنند.»

او گفت که «ابتدا گفته بودند که ۵۰ میلیون تومان برای تحویل جنازه می‌گیرند اما در نهایت هیچ پولی نگرفتند اما از خانواده تعهد گرفته‌اند که هیچ گونه اطلاع‌رسانی نباید انجام شود. تهدید کرده‌اند که اگر بفهمیم اطلاع‌رسانی کردید می‌آییم نبش قبر می‌کنیم و جنازه عرفان را بر می‌داریم. این واقعا باعث شده که خانواده بترسند. حال همه واقعا بد است برادرش رسما روانی شده. فکر کنید  بچه ۱۲ ساله چه وضعیتی می‌تواند داشته باشد عرفان عملا در آغوش او جان داده و قبل از جان دادن، مادرش را به او سپرده است.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ به گفته او «در تدفین عرفان هم اینقدر فضا امنیتی بود که امامزاده زید پر از گارد ویژه بود و بالای سر همه ایستاده بودند. فقط خانواده و بستگان درجه یک حضور داشتند و بالای سر همه مامور ایستاده بود حتی پلیس زن اورده بودند. اجازه ندادند فیلم و عکسی از تدفین گرفته شود و فیلمی هم که از لحظه تیر خوردن عرفان دوستانش داشتند براثر فشارها و تهدیدها پاک کردند.»

مقاله قبلیعبدالصمد خرمشاهی: مهناز افشار به تبلیغ علیه نظام متهم شد
مقاله بعدیآژانس فضایی اروپا ماموریت نجات بشر را تایید کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.