عدم همآهنگی مسؤلان رژیم آخوندی، از چه حقیقتی سخن می گوید؟!

0
128

برای پذیرفتن اینکه میان مسؤلان درجه بالا تا پائین حکومت آخوندی، اختلافات زیادی وجود دارد؛ می توانیم به پرسش زیر و پاسخ های ارائه شده به آن توجه نمائیم. چرا طرح توسعه حرم شاهپراغ لغو شد، و چرا تب انقلاب در ایران فروکش کرده است؟!

هفته نامه اکونومیست که در لندن انتشار می یابد؛ در تحلیلی پیرامون مسائل هسته ای جمهوری اسلامی، و نتایجی که تا کنون از نشست های مربوط به مذاکرات هسته ای، که میان قدرتهای بزرگ جهان موسوم به ۱+۵ با نمایندگان مذاکره کننده از سوی حکومت آخوندی به دست آمده نوشته؛ که تب انقلاب در ایران فروکش کرده است. چقدر این تحلیل درست یا نادرست باشد؛ بستگی دارد به چگونگی مسائلی که به تازگی در ایران اشغال شده، از سوی عوامل رژیم آخوندی به وجود آمده و می آیند!

 در خبرها آمده، که طرح ۵۷ هکتاری توسعه حرم شاهچراغ در شیراز، که در سال ۸۹ پیشنهاد شده بود؛ با مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری وزارت راه جمهوری اسلامی، در چهاردهم مهرماه امسال لغو شده است. این تصمیم در صورتی گرفته شده، که پیشتر در همین سال، خامنه ای شهر شیراز را سومین حرم اهل بیت نامیده؛ و طی آن دستور توسعه شهر شیراز به محوریت حرم شاهچراغ را داده بود!

 چه دلایلی موجب صدور دستور لغو این پیشنهاد، و عدم تصویب و اجرای آن، توسط شورای عالی شهرسازی و معماری استان فارس می باشند؟ شورای عالی شهرسازی شیراز، در نامه ای که به استاندار و رئیس شورای برنامه ریزی و توسعه در استانداری فارس نوشته است؛ چنین مطرح کرده، این پیشنهاد چون دارای نقشه ای که ملاک عمل باشد نیست لغو می گردد؛ و نیز با بند ششم  مصوبه ضوابط میراث فرهنگی هم مغایرت دارد؛ و به این دلائل قابل اجرا نیست!

 پیشنهاد مورد نظر در چهاردهم مهر لغو می شود؛ در حالی که معاون اول رئیس جمهور اسحاق چهانگیری، در شامگاه روز شنبه ۱۹ مهر، در ملاقات با تولیت حرم شاهچراغ  اعلام کرده، هیچ مشکلی در زمینه طرح توسعه این حرم وجود ندارد؛ و به همه  دستگاهها ابلاغ شده، که با رفع تمامی مشکلات و موانع، این طرح در سال آینده به بهره برداری برسد!

  خامنه ای در شرایطی شیراز را سومین حرم اهل بیت نامیده؛ که شهر شیراز در جهان به عنوان یکی از معتبرترین مکان های موجود در ایران به لحاظ بافت تاریخی آن می باشد. عده ای که اصولا هیپ عرق ملی در وجودشان ندارند؛ و متأسفانه فقط در ایران به دنیا آمده و از کلیه مواهب آن استفاه می کنند؛ کوچکترین حسّی به چگونگی وضعیت تاریخی و فرهنگی ایران نداشته و ندارند؛ شروع کرده اند به تخریب بسیاری از خانه ها و ساختمانهای قدیمی شیراز، که از زمان ایلخانیان و قاجاریه قدمت ساخت دارند!

ازاینرو، این طرح ۵۷ هکتاری، جز در مسیر تخریب آثار باستانی سرزمین ما نیست؛ و همانگونه که مسؤلان شورای عالی شهرسازی و معماری استان فارس برای استاندار نوشته بوده اند؛ پیشنهاد مورد نظر، نه دارای نقشه عملی است؛ و با بند ششم مصوبه ضوابط میراث فرهنگی کشور نیز مغایرت دارد. در ارتباط با همین نامه، همچنین قرار شده که ” طرح تفصیلی بافت تاریخی شیراز ” جهت حفظ یکپارچگی بافت تاریخی این شهر، و ملاحظات اجتماعی و اقتصادی شهر، تا دو ماه دیگر در کمیته تخصص شورای عالی شهرسازی و معماری بررسی و در دستور کار این شورا گذاشته بشود. همپنین طبق این نامه نقشه ای که جهت عمل نمودن به طرح تفصیلی تهیه خواهد شد؛ به سازمان میراث فرهنگی کشور نیز ارائه گردد؛ تا از تخریب بافت تاریخی و فرهنگی شهر شیراز جلوگیری شود!

از آنجائی که صورت این مسأله دارای چندگانگی هائی مغایر با همدیگر است؛ و نیز از آن باب که بسیاری از فعالان حوزه میراث فرهنگی، پیشتر این طرح را بهانه ای برای تخریب بافت تاریخی اطراف حرم شاهچراغ معرفی کرده بودند؛ و صد البته انتشار یافتن خبر جدیدی که از اختصاص داده شدن زمینی به مساحت سیصد مترمربع در ضلع شمالی حرم شاهچراغ، برای ایجاد قبرهای دو طبقه ای در آنجا، و عنوان شدن قیمت ۵۰۰ میلیون تومانی برای هر قبر دو طبقه این زمین، چنین به نظر می رسد؛ که یک نزاع ناپیدای سودجویانه، میان مسؤلان ریز و درشت حکومت خودکامگان پول پرست در گرفته؛ و همگی شان تلاش دارند که از طرح د توسعه شهر شیراز، و داده شدن عنوان سومین حرم اهل بیت در ایران توسط خامنه ای به شهر شیراز که حرم شاهچراغ در آنجا قرار دارد. مانند همه این سی و شش سال پر رنج و تعب، دست هائی منفور در صدد بیشتر صدمه زدن به شائبه های ملی مردم ایران هستند!

مسؤلان این رژیم اهریمنی اسلامی، چون که باید هم ظاهر را حفظ بکنند، تا کسی پی به اختلافات میان آنها نبرد؛ و هم در باطن، با هر حیله ای که شده، خودشان را به منافعی که سایرین برای رسیدن به آنها نقشه کشیده اند برسانند؛ اشتباهاتی را مرتکب می شوند؛ که کاملا عدم همآهنگی ایشان با یکدیگر را نشان می دهد. و تمامی این مسائل باید به ما ملت ایران هشدار بدهند؛ که یادمان نرود آخوندها و همدستان شان، هر چقدر که با همدیگر اختلاف داشته باشند؛ چون از ابتدا به قصد از میان بردن ایرانیت ما به میدان آمده اند؛ همه سعی و تلاش خودشان را به کار خواهند گرفت؛ تا همه جلوه های باستانی و تاریخی و فرهنگی ما را به نابودی بکشانند. سپس با این تدابیر شیطانی، شخصیت ملی و پرستیژ تاریخی ملت ایران را بی رنگ کنند؛ و چهره کریه تروریست پرور اسلام ناب محمدی شان را بیشتر به رخ دنیا و ساکنان آن بکشانند!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیتراژدی مرگ یک قهرمان در بزرگراه چمران
مطلب بعدیحفاری برای دزدی از موزه “نقده”
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.