روز چهارشنبه ۸ مرداد ماه زندانی مهدی مهین فیل ۳۰ ساله که بیش از ۲ سال در سالن ۱۰ زندان مرکزی کرج زندانی بود در اثر ابتلا به بیماری ساده آسم وبه دلیل عدم درمان در سلول خود در مقابل چشمان بهت زده و بی دفاع همبندیانش و علیرغم تقاضای مستمر کمک از زندانبانان ولی فقیه جان سپرد.

زندانبانان ولی فقیه در پاسخ به همبندانیان این زندانی گفتند که عید فطر است و کسی نیست که او را درمان کند و این زندانی بی دفاع اینگونه مظلومانه جان باخت.

مرگ زندانیان بی دفاع در زندانهای ولی فقیه تبدیل به یک پدیده تقریبا روزانه و معمولی شده است علت اصلی آن عدم درمان می باشد .

زندانبانان ولی فقیه درمان زندانیان را بصورت نوبتی که گاها در بعضی از زندانها تا بیش از یک ماه طول می کشد تا نوبت زندانی فرا رسد و به بهداری زندان اعزام شود و مورد معاینه قرار گیرد و اگر معاینه شود در اکثر مواقع باید زندانی با هزینه خود و از بیرون زندان داروی تجویز شده را تامین نماید که به لحاظ زمانی مدتی طولانی را طی می کند.

رژیم قرون وسطایی ولی فقیه آخوند علی خامنه ای زندانها را تبدیل به اردوگاه های مرگ نموده است. در اثر عدم درمان ، نبود غذای کافی و سوء تغذیه ، شرایط غیر انسانی ، ازدحام بیش از حد در سلولها ، نبود سیستم تهویه و خنک کننده ، نبود بهداشت ، شکنجه های قرون وسطایی ، ورود انبوه به عمد مواد مخدر توسط زندانبان ولی فقیه که در آمد سرسارم آوری برای آنها دارد به سوی مرگ و نیستی هدایت می کند. از طرفی دیگر اعدام های جمعی که پیوسته در زندانها ادامه دارد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تبدیل شدن زندانهای ولی فقیه به اردوگاه های مرگ را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر می خواهد که بر رژیم ولی فقیه فشار وارد کند تا گزارشگر ویژه دکتر احمد شهید را در ایران بپذیرد و با حضور خویش در این اردوگاه مرگ واقعیتهای دردناک موجود در زندانها را به جهانیان گزارش نماید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۹مرداد ۹۳ برابر با ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیتبلیغات «آتش بس 2» از هفته آینده کلید می‌خورد
مقاله بعدیتجاوز مامور دادگاه شهر ری به زنانی که تحت عنوین مختلف به دادگاه منتقل می شدند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.