عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش محبوس در زندان بندرعباس پس از شنیدن خبر اعتصاب ۹ درویش زندانی و سایر دراویش اعتصاب غذای خود را از امروز آغاز کرد. وی خواستهٔ خود را خواستهٔ برادران خود اعلام کرد.

این درویش گنابادی دو روز پیش، در جلسه دادگاه رسیدگی به اتهاماتش به دلیل مخالفت با سپردن وثیقه، به زندان مرکزی بندر عباس منتقل شد. لازم به ذکر است از ۶ ماه پیش در زندان بندرعباس بند سیاسی ایجاد شده است اما این درویش گنابادی به «بند احسان» که مخصوص زندانیان با جرائم مواد مخدر و معتادین به موارد مخدر است، منتقل شده است.

تاکنون بیش از ۴۰۰ تن از دراویش گنابادی از سراسر ایران و همچنین سایر کشور‌ها در خارج از زندان پس از با خبر شدن از آغاز اعتصاب غذای ۹ تن از دراویش زندانی آقایان: حمیدرضا مرادی٬ فرشید یداللهی٬ مصطفی دانشجو٬ امیر اسلامی٬ امید بهروزی٬ مصطفی عبدی٬ رضا انتضاری و کسری نوری در زندان‌های کشور، در اقدامی همدلانه دست به اعتصاب غذا زده و خواسته خود را خواسته برادران زندانیشان اعلام کرده‌اند.

تعداد دراویش اعتصاب کننده در خارج از زندان لحظه به لحظه در حال افزایش است. دراویش با امضای «کمپین اعتصاب غذای دراویش سراسر جهان در همبستگی با دراویش زندانی» به جمع اعتصاب کنندگان می‌پیوندند. پیام این کمپین «به امید لقمه‌ای عدالت در قضاء؛ لب بسته‌ایم بر غذا» عنوان شده است.

خواسته دراویش زندانی رسیدگی به وضعیت درمانی سه نفر از وکلای دراویش در زندان و همچنین بازگرداندن افرادی است که روز گذشته به طور ناگهانی از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شدند، عنوان شده است.

اسامی دراویش غیر زندانی اعتصاب کننده که تاکنون اعتصاب خود را اعلام کردند را از این آدرس می‌توانید مشاهده کنید.

مقاله قبلیاعتصاب غذای بیش از ۲۰۰ درویش گنابادی در حمایت از دراویش زندانی؛ آمار رو به افزایش اعتصاب غذای دراویش
مقاله بعدیهشتم مارس روز جهانی زن بر همگان فرخنده باد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.