ظهور نخستین ها، از الگوهای خاورمیانه فردا خبر می دهند؛ از تونس تا یمن و از کردستان عراق تا کردستان سوریه

0
45

دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری
عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

تونس به عنوان هم اولین دموکراسی خاورمیانه و هم نخستین الگو برای اسلامگرایان خاورمیانه

تونس نوین به عنوان نقطه عطفی نه فقط در بهار عربی که در “پیشرفت گام به گام” یک به یک جوامع و کشورهای خاورمیانه در مسیر دموکراسی و حقوق برابر همگان و همین طور آشتی اسلام و دموکراسی (برای اسلام گرایان خاورمیانه و کشورهای جهان سوم) ظهور کرد. در تونس انواعی از جریان ها و احزاب با تمام تنوع شان در فرآیندی دموکراتیک مرحله انتقال و تقسیم قدرت را (بدون تقلب در انتخابات) رقم زدند. هم قانون اساسی آزاد و مترقی تونس، الگویی مناسب برای تمامی کشورهای خاورمیانه است و هم روش و منش تونسی ها و فعالان و سیاست مداران و احزاب تونس الگویی عملی برای به عنوان نقشه راه انتقال مسالمت آمیز قدرت به “آشتی ملی” و “دموکراسی” است.
جایی که سراسر خاورمیانه در حال فرار شتابان از اسلام گرایان در همه کشورها به جز تونس اند، آن موفقیت دیگری برای النهضه به شمار می رود که تنها اسلام گرایان منطقه تا این لحظه هستند که “در عمل” آشتی دموکراسی و دین را کلید زدند. در طول همین چند دهه، ما در تاریخ جهان با زشت ترین و غیرانسانی ترین چهره های اسلام مواجهه بوده و هستیم که داعش تنها صورت غایی آن است و تاکنون تمامی اسلام گرایان منطقه بجز النهضه تونس ثابت کردند که اسلامی که آنان ارائه می دهند، دین جهل، جنون و جنایت است و تنها اسلام گرایانی می توانند مدعی غیر آن شوند و سخنان شان پذیرفته می شود که در عمل چون النهضه تونس آن را پیاده کرده و به ثبوت برساند که “اسلام شان هم شکلی دیگر از دیکتاتوری نیست و هم انسان گرا است”. از یاد نبرده ایم که انقلاب های دوم بهار عربی نیز از تونس شروع شد که جامعه مدنی تونس به صراحت اعلام کرد، حکومت های نیمه دیکتاتور سابق را سرنگون نکرده اند، تا حکومت های دیکتاتوری مذهبی را جانشین اش سازند. چیزی نگذشت که آن چون دومینویی تمامی کشورهای بهار عربی را فرا گرفت و اسلام گرایان تمامیت خواه و انحصار گرا را در همه جا سرنگون ساخت و امواج تحول زای آن هنوز نیز در خاورمیانه ادامه دارد.
تنها تونسی ها باید توجه کنند که نهال دمکراسی بسیار حساس است و “اگر به سختی رشد می کند، ولی به راحتی می تواند خشک شود” و فضای دیکتاتوری باز گردند و باید نسبت به تداوم راه درستی که آغاز کرده اند، “ثابت قدم” بمانند.

کردستان عراق الگویی موفق از یک دولت محلی دموکرات در خاورمیانه

کردستان عراق با پذیرش اپوزیسیون در حاکمیت و تقسیم قدرت با مخالفان و اقلیت ها و حل گام به گام مسائل پیچیده اش با دولت مرکزی عراق، الگویی موفق و دموکرات برای “هر حکومت و دولت محلی” در خاورمیانه فردا می تواند باشد که بدون توسل به اسلحه و از طریق گفتگو و البته صبر و حوصله به حقوق برابر خلق ها و مطالبات تاریخی ملتش می رسد، در عین حالی که بدنبال تضییع حقوق سایر اقوام در کشور (عراق) نیست.
کردهای عراق در حال تدوین قانون اساسی جدیدی نیز هستند که برای الگویی کنفدرال تنظیم می شود. آن مستلزم پیشرفت مذاکرات با دولت مرکزی عراق نیز هست که در عین حالی که اقلیمی برای سنی ها و اقلیمی برای اقلیت ها در عراق در قالب سیستم فدرال تشکیل می شود، اقلیم کردستان عراق به شکل “کنفدرال” (چون الگوی فدرال برای اقلیم کردستان در طول دو دهه قبل کاملاً موفق نبوده و نیاز به اصلاحاتی دارد) پذیرفته شده و بدون جدا شدن از سرزمین عراق در قالب الگوی کنفدرال با آن تعامل کند.

کردهای سوریه الگویی موفق از آشتی چپ ها با دموکراسی در خاورمیانه

علاوه بر کردهای عراق، کردهای سوریه نیز خودمختاری هایی را در طول قیام سوریان در چند سال گذشته پس از بهار عربی، تشکیل داده اند.
قانون اساسی آنان نیز مترقی است و هم در حوزه نظری و هم عملی حقوق اقلیت ها را تظیم کرده اند. تنها نگرانی آن بود که نظام تک حزبی گرچه برای مردم امنیت اورده و خدمات می دهد، نظامی ایدئولوگ را بر سر کار تحمیل کند. اما خوشبختانه کردهای سوریه طی “تفاهم نامه دهوک” تقسیم قدرت را با احزاب دیگر پذیرفتند و امید است که این توافق از روی کاغذ فراتر رود و در مناطقی از خودمختاری های سوریه که حاکمیت کردها وجود دارد، اعمال شود. آنان سرمشقی برای سایر احزاب چپ خاورمیانه –که پس از فروپاشی کمونیست در جهان در سردرگمی به سر می برند- خواهند بود، در صورتی که عملا نشان دهد در قالب حزبی چپ بدنبال انحصار قدرت نیست و با سایر جریان ها و احزاب تقسیم قدرت می کند و به “دموکراسی پایبند” است (حتی وقتی در انتخابات شکست بخورد) و به “فرآیند انتخابات آزاد” ملتزم.

یمن الگویی موفق از نخستین فدرالیسم در خاورمیانه

یمن به سبب تبعیض های تاریخی، فقر و وضعیت ناگوار اقشار پایین جامعه، دیکتاتوری طولانی مدت گذشته –که هنوز در یمن دارای ریشه هایی است- و مأمن ترویست ها و مسلحه بودن همه مردم، و رقابت قدرت های منطقه ای متعارض در آنجا، استعداد آن را داشت تا به ویرانه و قتلگاهی حتی بدتر از سوریه بدل شود، اما خوشبختانه با درایت و ظرافت و البته انعطاف های به موقع، تا حد زیادی از آن خطر جست.
مطالبات حوثی ها و جنوبی ها در نقشه راه فدراتیو یمن گنجانده شد و به همین سبب آنان نیز چون دیگران، “قراداد آشتی ملی” را امضاء کردند. علاوه بر آن دولتی توافقی نیز تشکیل دادند و پروسه انتقال قدرت در آنجا با کمک سازمان ملل پیش می رود. با این همه، خطر در یمن هنوز رخت بر نبسته است. رئیس جمهور سابق یمن و باندش همچنان در مسیر تفاهم و بر علیه آرامش و امنیت توطئه می کنند که مورد آخرش “فروپاشی نهادهای دولتی در پایتخت یمن” و همدستی با شبه نظامیان انصارالله یمن بود. عربستان و ایران نیز به تعارضات با یکدیگر در یمن ادامه می دهند. دولت ایران در آرام ساختن و متعادل سازی مطالبات حوثی ها نقش مثبتی داشت، ولی سپاه و نهادهای امنیتی ایران همچنان به توطئه و ترور و تهییج انصارالله یمن ادامه می دهند و رفتارهای آنان در یمن موجب بروز خشونت و تحریک و تهییج سنی ها و مردم عادی در پایتخت و مناطق دیگر می شود. واقعیت این است که شیعیان نزدیک به یک سوم جمعیت یمن را تشکیل می دهند و حوثی ها مطالبات برحق دارند، اما نباید آنان در حد شبه نظامیان انصارالله که گروه بسیار کوچک و خشنی هستند و از ایران خط می گیرند، تقلیل یابند و نادیده گرفته شوند.
درضمن، انصارالله یمن و سنی های تروریست یمن در صورتی که قول بدهند، همچون گذشته به قصاص و مجازات یکدیگر و به خصوص سران جاه طلب شان ادامه دهند، و به مردم عادی کاری نداشته باشند، قضیه از نظر ما بلامانع است و می توانند همچنان به قصاص یکدیگر ادامه دهند و اگر لازم است که پس از بهار عربی اشخاصی مجازات شوند، چه کسانی درخورتر از آنان!

نخستین انقلاب اینترنتی، مبارزه مثبت و جنبش خاموش جهان در ایران

مبارزه و جنبش سبز ایرانیان در سال ۱۳۸۸ یکی از اصلی ترین عوامل مهیج جوانان عرب در سال ۱۳۸۹ بود و گرچه قیام بهار عربی نیز خود محرکی مضاعف شد برای تداوم تظاهرات خیابانی و تقویت جنبش سبز ایرانیان. با وجود این که، جنبش سبز یکی از مهمترین جنبش های ایرانیان بوده، اما نباید جنبش ها و قیام ها و مبارزات متنوع ایرانیان در حد آن فرو کاسته شوند و ما شاهد رنگین کمانی از تحولات در قوالب مختلف در ایران هستیم که برخی از آن ها توسط رسانه ها شکار می شوند و برخی دیگر تنها در دام چشمان بعضی تحلیلگران و استراتژیست ها می افتند.
زمانی که جنبش سبز با ریزش سیل آسای تصاویر و ویدئوهای ارسالی از جوانان و معترضان خیابانی سال ۸۸ به وسیله موبایل های جیبی توسط مدیران رسانه ها و شبکه اینترنت رصد شده و غافلگیر شدند، لقب “نخستین انقلاب اینترنتی دنیا” به آن داده شد؛ جایی که هر شهروند و معترض، خود یک رسانه بود. سپس موج مشابهی در بهار عربی برخاست که نقطه عطف آن قرارهای اینترنتی و فیس بوکی در دنیای مجازی بود که مردم و جوانان را به خیابان فرا می خواند و تمرکز می داد و سازماندهی می کرد. ویکی لیکس اقیانوسی از اطلاعاتی را در اختیار افکار عمومی قرار داد که تا قبل از آن جهان از آن بی اطلاع و محروم بود. حالا دنیای مجازی اینترنت به کابوس دیکتاتورها و دشمن شماره یک نیروها و نهادهای امنیتی سراسر جهان بدل شده است.
“جنبش خاموش” آن استراتژی بود که ما در فاز دوم جنبش سبزبرای اولین بار در جهان خلق کردیم: ما چراغ ها را خاموش کردیم و تلفات مردمی جنبش تقریباً متوقف شد و تلفات حکومتی شروع شدند. گرگ ها به جان هم افتادند و به خودزنی پرداختند؛ تحت عنوان فتنه گر، برانداز، ساکتین فتنه، جریان انحرافی و غیره و حالا بزن کی نزن که هنوز نیز ادامه دارد. سپس اولین “مبارزه مثبت” را در تاریخ مبارزات ملت ها کلید زدیم. یعنی تهییج، هدایت و رهبری جامعه بریده از حاکمیت به سوی اهداف و برنامه هایی درست عکس درخواست و انتظار حاکمیت. حاکمیت به شعارهایش دلخوش کرده، اما مردم و جامعه مدنی آنچه را که خود می پسندد و در اغلب موارد عکس درخواست حاکمیت است، دنبال می کند؛ نه در اعتصابات که طی کارهای اداری و حتی دولتی، نه در اعتراضات و تظاهرات خیابانی که طی کارهای روزمره زندگی و نه زیر نگاه حاکمیت که پشت نگاه آن، و نه در ظواهر شهر که زیر پوست شهر و روستا، تمام زندگی را به شیوه خود و بر عکس درخواست حاکمیت ملاها پیش می برند؛ به این می گویند مبارزه مثبت.
حالا مدتی است ما جنبش سبز را در کنار مبارزات مدنی ایرانیان به فاز سوم وارد کردیم: فشار خارجی مدام و تصاعدی؛ از زمین زدن رژیم و مزدورانش در سوریه تا شکستن کمرش در عراق و اخیراً فشار کاهش خردکننده قیمت نفت. بازی ادامه دارد و کار ما تازه با ملاها شروع شده و اتفاقاً به جاهای شیرین رسیده است و هر کس که خود را به خواب زده، بدجوری خوابنما خواهد شد؛ موج بنفش تنها یکی از آن غافلگیری ها بود که حاکمیت بخش بزرگی از قدرت اش از دست داد و “دولت و شوراها” به دست معترضان وضع موجود افتاد و مبارزه ابعادی جدید یافت و علاوه بر “تداوم اعتراضات به شکل مدنیگ، بخش اجرایی و خدمات شهری را در دست خود گرفت.

سنی های عراقی نخستین قیام خاموش جهان

سنی های عراقی در زمان دولت مالکی نخستین قیام خاموش جهان را با موفقیت کلید زدند؛ طی قیامی رعدآسا یک سوم خاک عراق و تمامی مناطقی را که اکثریت سنی در آن ساکن بودند، از دست ارتش عراق و نیروهای امنیتی مالکی و سپاه قدس ایران چنان بیرون کشیدند که هنوز که هنوز است نمی دانند از کجا و چگونه خورده اند. گرچه در رسانه ها این قیام در حد حملات نظامی داعش فرو کاسته می شود، ولی واقعیت این است که تعداد سنی های ناراضی بالغ بر ۱۳۰ هزار نفر بود و تعداد داعشی ها از ۳ هزار نفر کمتر و ریزش حاکمیت و سقوط امنیتی آن مناطق پیش از این که پای هیچ داعشی به آنجا برسد، اتفاق افتاد و داعشی ها وقتی رسیدند، پایگاه نظامی و برخی از سلاح های باقیمانده را که رها شده بود، آتش زدند. موصل ۷۲ ساعت قبل از این که داعشی ها برسند، سقوط امنیتی کرده بود و نیروهای نظامی و دولتی فرار کرده بودند و نیروهای محلی سنی معترض، آنجا را در اختیار داشتند؛ به این می گویند قیام خاموش. داعشی ها و بعثی های عراقی چون از افسران و جنگجویان با سابقه و دوره دیده بودند، تنها به سرعت در رأس فرماندهی نیروها قرار گرفتند.
به هر روی، داعشی ها رفتند و می روند، اما نیروهای سپاه قدس و شبه نظامی شیعه دیگر هرگز به مناطق سنی نشین بازنگشتند و حالا هم با تشکیل گارد ملی از مردم بومی و محلی به آرزوی دیرینه شان رسیدند و از دست زورگویی های سپاه قدس و شبه نظامیان شان راحت شدند و هم دولت ملکی- دست نشانده ایران، نیز ساقط شد و مزدوران مالکی نیز از نیروهای ارتش، امنیتی و دولتی پاکسازی می شوند و دولت کنونی مورد اجماع تقریباً همه طرف های داخلی و خارجی قرار گرفته است.

مصر اولین دخالت بدون کودتای ارتش

ارتش مصر پس از این که انقلاب دزدهای اخوانی ها را – که با سپاه قدس ایران در ارتباط بودند- که همچون باند خمینی ملعون پس از رسیدن به قدرت زیر قول های سابق شان زدند و در حال صورت بستن یک فاشیست دینی چون رژیم ملاها در ایران بودند، گوش شان را گرفت و انداخت در زندان، اما ارتش تشکیل دولت نظامی نداد و دولتی انتقالی از همه جریان های فعال کشور تشکیل داد که به سرعت انتخابات در مصر را در دستور کار گذاشت و رئیس جمهوری منتخب و محبوب را طی انتخاباتی واقعی (و نه صوری) و بدون تقلب در انتخابات به خود دید. آن به سرعت الگویی برای لیبی نیز شد و ارتش لیبی نیز آنجا را از دست انقلاب دزدان اسلام گرای لیبی که در انتخابات شکست خورده بودند، اما تمکین نمی کردند، نجات داد و مابقی مناطق را نیز به زودی آزاد خواهد کرد و کشوری را که همه از دست رفته می شمردند، با “توصیه و تصمیمی” به موقع نجات داد.
با این همه، اغراق خواهد بود که اگر دولت کنونی مصر را کاملاً موفق بپنداریم. دولت مصر هنوز در رعایت حقوق بشر و اجازه به تظاهرات مسالمت آمیز و فضای باز سیاسی به هیچ وجه گامی قابل ملاحظه برنداشته و وضع از این نظر بر پاشنه سابق می چرخد که لازم است در این خصوص اقداماتی معنادار و مشهود صورت دهد.

اولین دولت تکنوکرات در فلسطین ظهور کرد

در فلسطین بود که فتح و حماس هر دو به این نتیجه رسیدند که مردم به جای دعواهای سیاسی به کسانی که مشکلات شان را حل کند و به شهروندان خدمات دهد، نیاز دارند و اولین دولت تکنوکراتی شد که سایر دولت های بهار عربی از آن الگو گرفتند. ما در فلسطین پس از تصویب کشور مستقل فلسطین با دولت وحدت ملی و طی آشتی ملی به سوی “رفع اشغال اسرائیل” از آن سرزمین گام برمی داریم که در اختلافات اعراب و اسرائیل در قرن گذشته بی سابقه است.