طرح استیضاح وزیر اقتصاد، جهت براندازی دولت روحانی! محترم مومنی روحی

0
100

از دیماه سال گذشته (۱۳۹۶) ، که مردم ایران جهت رساندن پیام های نارضایتی خویش به گوش حکومت و دولتمردان رژیم خون آشام اسلامی، برای تظاهرات به خیابان های کشور آمده بودند؛ و از آغاز سال جاری تا کنون، که با برپائی تجمعات متعدد همراه بوده است. و نیز بیشتر این اجتماعات معترضانه توسط برخی از اقشار مردم، مانند کارگران، مالباختگان، زنان، پرستاران، و اعتصابات کارگری در کارخانجات، همینطور اعتصاب رانندگان کامیون در سراسر کشور، حکومت خودکامه جمهوری نابخرد آخوندی در میهن مان، هرگز باور نداشت که این مردم به ستوه آمده و پاکباخته عزم آن دارند؛ که جز به براندازی حاکمیت ننگین ملاهای دزد و جنایتکار جمهوری اسلامی، و سرنگون کردن رژیم پوشالی این قدرت پرستان سودجو از حاکمیت کشورشان، به هیچ مورد دیگری نیندیشند. و بدون وقفه آنقدر به خیابان های میهن بزرگ و باستانی و سربلندشان بریزند و اعتراض نمایند؛ تا سرانجام، ایشان را از جایگاهی که متعلق به آنان نیست و غصب نموده اند. سرنگون کرده و براندازند. تا با متلاشی شدن رژیم نالایق آخوندها در ایران، با فراغ بال و بدون مشکلات چهار دهه اخیر، روزگار شادمانه ای داشته باشند؛ و آن را با سربلندی سپری کنند!

از هنگامی که بازاریان هم به صف های تظاهر کنندگان حق طلب پیوسته اند؛ تا که نسبت به گرانی ارز و بی سر و سامانی وضعیت اقتصادی کشور، معترضانه فروشگاه های خویش در بازار بزرگ تهران را ببندند؛ و با سر دادن شعارهائی مانند: « ما همه با هم هستیم، مغازه ها رو بستیم » و « مرگ بر دیکتار » که هم میهنان شان نیز در سراسر مملکت مشابه اینها را سر داده و به کار گرفته اند. به مسؤلان بدون مسؤلیت جمهوری مفلوک اسلامی بفهمانند؛ که ما تا گرفتن نتیجه نهائی با این مردم می مانیم؛ و به اعتصاب و تظاهرات خویش ادامه می دهیم!

حالا تازه آقایان به وخیم بودن اوضاع کشور، که در اثر ناکار آمدی خودشان به این روز افتاده پی برده اند. قصد دارند که جهت ماندگار نگاه داشتن این حاکمیت دیکتاتوری و بی کفایت، کاری بکنند و از پیشرفت تظاهرات اعتراضی به دیگر قشرهای مردم جامعه جلوگیری نمایند. از آنجائی که سرشت دست اندرکاران حکومت ننگین دامان اسلامی اینگونه است؛ که در شرایط خطر آفرین برای حکومت شان، و اوضاع نامساعد و ناآرام کنونی، همه تقصیرات را بر گردن همدیگر بیندازند. تا که شانه های گنهکار خودشان را، از زیر بار مسؤلیتی که داشته اند و انجام نداده اند بیرون بکشند؛ و همه چیز را به مردم برعکس نمایش بدهند. به همین خاطر مجبورند؛ که یکی از خودی های گناهکار و همدستان دزد و شارلاتان حکومت شان را قربانی کنند. تا بتوانند صدای اعتراض عمومی مردم به پا خاسته ایران را خاموش گردانند!

غافل از آن هستند که اکنون، دیگر دست شان نزد ملت شریف و آزادیخواه و حق طلب این سرزمین کاملا رو شده است؛ و این مزدوران اهریمن نخواهند توانست؛ بیشتر از این در کهندیار ایرانیان دوام بیاورند؛ و همچنان به کارهای ضد بشری و ضد ایرانی خویش ادامه بدهند!

ظاهرا قربانی مورد نظر که صدالبته بی گناه هم نیست. شیخ حسن روحانی رئیس جمهور حراف و لاف زن رژیم اشغالگر آخوندی است؛ که باید از بابت عدم توانائی، در تثبیت نرخ ارز، و نیز به خاطر متورم نمودن اوضاع اقتصاد کشور، و بیمار ساختن بازار داخلی و داد و ستدهای خارجی مملکت، که روزگار مردم ایران را به شام تاریک بدل کرده، مقصر شماره اول در این ماجرا، و در رخ دادن این اعتراضات و اعتصابات مردمی دانسته بشود. به همین دلیل می خواهند؛ که با قربانی کردن او و متلاشی نمودن دولت دوازدهم به ریاست وی، قدرت نداشته خویش را به مردم ایران و اصلاح طلبان نشان بدهند؛ و به سایر قوای سه گانه مانند مجلس و قوه قضائیه نیز تاکید نمایند؛ که هیچ اشتباهی مرتکب نشوند. تا سرنوشت شان مانند حسن روحانی به طوفان بلا گرفتار نگردد!

بر اساس چنین طرز تفکری می دانند؛ برای استیضاح رئیس جمهور در این رابطه، می بایست که پیش از رئیس جمهور، پای فرد دیگری از دولتمردان را به میان بکشانند؛ تا مورد سرزنش و اعتراض سایر قوا و نهادهای حکومتی مخالف با خودشان واقع نشوند. از اینرو نخست، وزیر اقتصاد را در مجلس شان، مورد پرسش و پاسخ و استیضاح قرار بدهند. تا بعد موضوع را به سوی خود رئیس دولت هم بکشانند!

مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی، در پی اعتصاب بازاریان گفته است: « اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می شود. » به نظر می آید که طرح استیضاح وزیر اقتصاد دولت حسن روحانی، نخستین گام در مسیر سرنگون کردن دولت دوازدهم باشد. این طرح که دارای ۱۶ محور است. با امضای ۵۰ نماینده مجلس به هیات رئیسه ارائه شده است. و بدون هرگونه توضیحی مشخص است؛ که این امر از سوی مشاور نظامی آخوند خامنه ای رهبر انقلاب سیاه اسلامی به وی القاء گشته است. تا بلکه با این شیوه، بتوانند معترضان داخلی را فریب بدهند. و مخالفان خارجی شان را، در وادی گمراهی سرگردان نمایند!

سردار یحیی رحیم صفوی مشاور ارشد سید علی خامنه ای در امور نظامی، هنگامی این سخنان را بیان می نمود؛ که از قدرت سپاه پاسداران تمجید می کرد. وی می گفت که سپاه جمهوری اسلامی را، به « قدرت نخست منطقه » بدل کرده است. یحیی رحیم صفوی می گوید: « مردم به ادارات و سازمان ها و شهرداری ها مراجعه می کنند؛ و مشکلات شان برطرف نمی شود. و همین مسائل ایجاد نارضایتی کرده، و ضد انقلاب نیز بلافاصله سوء استفاده می کند؛ و مردم را ناراضی جلوه می دهد. که بخشی از این نارضایتی ها، به دلیل ناکار آمدی بعضی از مسؤلین است. » !

سرلشگر یحیی رحیم صفوی، در حالی از نارضایتی های مردم از ادارات، سازمان ها و شهرداری های مملکت سخن می گوید؛ که همین چند ماه پبش، مدیر نسبتا کاردانی مانند محمد علی نجفی شهردار پیشین تهران را، در پی فشار هائی که گفته می شود؛ از سوی نهادهای قدرتمند حکومتی به او وارد شده بود. ناگزیر گرداند که به بهانه بیماری، از مقام شهردار تهران کناره گیری کند؛ و استعفای خود در این مورد را اعلام نماید. گفته می شود افشاگری او در باره شهرداری سردار قالیباف، یکی از عواملی بوده است؛ که وی را به کناره گیری از شهرداری واداشته بود. پرونده فساد شهرداری در دوران قالیباف، ماه هاست که از سوی شورای شهر تهران به قوه قضائیه ارجاع داده شده است. اما تاکنون، هنوز هیچ خبری از رسیدگی به این پرونده در دست نیست!

قدرت هائی نظامی و مذهبی در پشت پرده های تاریک سیاست کشور، در همه امور مملکت دخالت دارند. و نفوذ همین شخصیت های مذهبی و نظامی است؛ که مسایل را پیچیده تر و حاد تر نیز می نماید. از وقتی که ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورده است. شواهدی نشان می دهند؛ که بعضی از جناح های درونگروهی جمهوری اسلامی، پیگیرانه در صدد در هم شکستن سیاست های داخلی و خارجی حسن روحانی بوده اند!

ابراهیم رئیسی که با حکم رهبر جمهوری اسلامی، در راس امپراتوری اقتصادی آستان قدس رضوی قرار دارد؛ که یکی از بزرگ ترین نهادهای اقتصاد کشور با دهها زیرمجموعه است. سال هاست که از عدم پرداخت مالیات نهادهای اقتصادی زیر مجموعه های این آستان انتقاد می شود. اما این نهاد کلان اقتصادی، با تکیه بر احکام شرعی رهبری جمهوری اسلامی، از سیاست های مالیاتی دولت پیروی نمی کند!

یکی از شانزده محور استیضاح وزیر اقتصاد دولت حسن روحانی، که او را به ناکار آمدی متهم کرده، « عدم شفاف سازی و سالم سازی اقتصاد کشور» است. باید پرسید: در حالی که آستان قدس رضوی، و بنیادهای تحت پوشش رهبری جمهوری اسلامی، مانند « بنیاد شهید » و « بنیاد مستضعفان » که دهها سال است از پرداخت کردن مالیات می گریزند؛ چگونه امکان دارد که یک وزیر، در این رابطه به شفاف سازی و سالم سازی مقوله اقتصادی کشور بپردازد؟!

آنچه که مسلم است؛ « کفگیر حکومت جنایت پیشه ملاها در ایران به ته دیگ خورده است. » چیزی به سرنگونی حاکمیت استبدادی خامنه ای دیکتاتور نمانده، به همین دلیل برای نگاه داشتن جمهوری پلید آخوندی در ایران، در پی ساختن راهی هستند؛ که هر چه زودتر دولت حس روحانی را متلاشی کنند. به این امید هستند؛ شاید که در این رهگذر، رضایتمندی مردم ایران را فراهم بیآورند؛ و بتوانند چند صباح دیگری بر جایگاهی که اشغال نموده اند بمانند!

حاشا که مردم ایران، این بار هم مانند به پا خیزی سال ۸۸ خورشیدی، پس از کشته شدن نداها و سهراب ها، و آنهمه زندانی که درون شکنجه گاه های دژخیمان رژیم ننگین آخوندی در ایران، جان گرامی شان را از دست دادند. از اوج تظاهرات خویش بکاهند؛ و به همان وادی سکوت پیشین باز گردند. چنین نمی کنند و چنین نخواهد شد. زیرا که عزیزترین و گرانبهاترین دارائی ملت شریف ایران، میهن همواره سربلند آنهاست؛ که چهار دهه متوالی، در دست این بی وطنان خونریز اشغال شده، و اکنون از این گرامی تر و گرانبهاتر چیز دیگری را ندارند که از دست بدهند. بنابراین تا پایان کارزار و سرنگون نمودن حاکمیت این جلادان، درون خیابان های سرزمین اهورائی شان می مانند. تا اشغالگران سرزمین شان را، به همان ذلت و ضلاتی که از آن واهمه دارند تنزل بدهند!

محترم مومنی

مطلب قبلیاروپاییان به سرعت خرید نفت از جمهوری اسلامی را کاهش می‌دهند
مطلب بعدیآرش صادقی به تومور استخوانی مبتلا شده و از درمان مناسب محروم است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.