منصوری کربونادو بر پایه لامبورگینی اونتادور LP۷۰۰-۴ شکل گرفته است. از ویژگی‌های ظاهری آن می‌توان به کیت بدنه جدید که در قسمت جلو ۴۰ میلیمتر و در قسمت عقب ۵۰ میلیمتر پهن‌تر شده، سپرها و زیررکابی‌هایی با طراحی جدید، گلگیرهایی با دریچه‌های هوا چندگانه، پوشش موتور، دیفیوزر و پوشش مات چراغ‌های عقب و باله‌های جانبی جلو اشاره کرد.

به گزارش فرارو؛ کربونادو با الهام از جنگنده‌های خفاکار(رادارگریز) طراحی شده و به گفته شرکت منصوری این برای نخستین بار است که از بافت فیبر کربن با ظاهری خفاگونه روی یک خودرو استفاده می شود. طرح فیبر کربن به کار رفته در کربونادو همانند جنگنده‌های خفاکار مثلثی است. چراغ‌های LED رانندگی در روز این خودرو که در ورودی‌های هوا قرار دارند نیز به شکل جنگنده‌های خفاکار طراحی شده‌اند. در قسمت جانبی این خودرو خطوط روی درها که به شکل حرف Y هستند جلب توجه می کند.

منصوری کربونادو در بخش فنی نیز دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده که از آن جمله می‌توان به استفاده از دو توربوشارژر و تعویض پیستون‌ها، شاتون‌ها، میل لنگ و سرسیلندر اشاره کرد. مجموع تغییرات صورت گرفته نیروی موتور ۱۲ سیلندر V شکل کربونادو را به رقم خیره کننده ۱۲۵۰ اسب بخار رسانده که شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت ۲.۶ ثانیه و بیشینه سرعت ۳۸۰ کیلومتر در ساعت را برای آن به ارمغان آورده است. گشتاور این خودرو نیز به صورت الکترونیکی به ۶۹۰ نیوتن متر محدود شده تا از آسیب دیدن سیستم انتقال نیرو جلوگیری شود.

منصوری کربونادو از رینگ‌های آلیاژی ۲۰ اینچی در جلو و ۲۱ اینچی در عقب سود می برد که با تایرهای پیرلی پی زیرو با ابعاد ۲۵۵/۳۰ و ۳۴۵/۲۵ به ترتیب برای چرخ‌های جلو و عقب احاطه شده‌اند. در داخل کربونادو نیز از ترکیب چشم نواز چرم سفید و سیاه و فیبر کربن استفاده شده است. دکمه استارت هواپیماگونه این خودرو با سرپوش قرمز رنگ از کنسول وسط به سقف منتقل شده است. کربونادو خودرویی با تولید محدود بوده و تنها شش دستگاه از آن ساخته خواهد شد.

گفتنی است منصوری (Mansory)‏ یک شرکت آلمانی است که توسط کوروش منصوری در سال ۱۹۸۹ تاسیس شده و یکی از برجسته‌ترین کارخانه‌جات تولیدکننده قطعات تیونینگ برای ماشین‌های لوکس و سوپر اسپرت محسوب می‌شود. برخی از برندهایی که این کمپانی تاکنون با آنها فعالیت کرده‌ است، عبارتند از استون مارتین، لامبورگینی، مرسدس بنز، فراری، آئودی، رنجرور، پورشه، مازراتی و رولز-رویس موتور کارزو بنتلی.

مقاله قبلیشکنجه های وحشیانه و رفتارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و عادی در سلولهای انفرادی زاهدان..!
مقاله بعدیماموران امنیتی جمهوری اسلامی اطلاع رسانی فعالان رسانه‌ای را براندازی می نامند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.