مادر سپیده مرادی، درویشی که در جریان حوادث خیابان گلستان در بهمن ۹۶ بازداشت شد گفت فرزندش و الهام احمدی درویش دیگر روز پنجم آذر ماه پس از درخواست از معاون زندان برای بازپس گرفتن وسایل شخصی‌شان که از مدتی پیش ضبط شده است از سوی تعدادی از ماموران «قوی هیکل» زندان مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفته و از آن تاریخ ممنوع الملاقات شده‌اند.

سپیده مرادی و الهام احمدی پس از پنج ماه حضور در بند پنج زندان قرچک که بند زندانیان با جرائم جنایی است بدون موافقت مدیر زندان خود را به بند هفت منتقل کرده‌اند. به دنبال آن مسوولان زندان به نشانه تنبیه بخشی از وسایل شخصی‌شان از جمله پتو، زیرانداز، حوله و لباس‌های گرمی که در بند پنج باقی مانده بوده را ضبط کرده‌اند و پس از اعتراض آنها و تقاضا برای بازپس گرفتن وسایل‌شان، آنها را روز پنجم آذر ماه در دفتر معاون زندان مورد ضرب و شتم و پس از آن ممنوع الملاقات کرده‌اند.

در خرداد ماه ۹۶ زنان زندان قرچک که از زمان بازداشت در بند «مشاوره» این زندان در حبس بودند هر کدام بدون رعایت قانون تفکیک جرایم به بندهای مختلف منتقل شده‌اند. به گفته صدیقه خلیلی مادر سپیده مرادی، دختر او و الهام احمدی نیز از خرداد ماه به بند پنج این زندان منتقل شدند. بندی که به بند جوانان معروف است.

صدیقه خلیلی گفت: «بند پنج زندان قرچک که به بند جوانان معروف است به گفته دخترم بند بسیار پرخطری است که روزانه دخترها در آن اقدام به خودزنی و خودکشی با قرص، در تن ماهی و دیگر کنسرو می‌کنند. سیگار، مواد مخدر مانند شیشه هم در بند مرتب استفاده می‌شود. دخترم و الهام بارها درخواست انتقال به بند دیگری را باتوجه به قانون تفکیک جرایم به مسوولان زندان داده بودند اما هیچ ترتیب اثری داده نشد. تا اینکه بالاخره اواخر آبان ماه خودشان کمی از وسایل‌شان را جمع کردند و به بند هفت که معروف به بند سلامت است رفتند. یعنی خودشان بدون دستور رییس زندان دیگر طاقت نیاوردند و به بند دیگر رفتند. به گفته دخترم این بند هم وضعیت مناسبی ندارد اما حداقل از سیگار و مواد مخدر و خود زنی راحت شدند.»

خانم خلیلی در ادامه گفت: «اما روز بعد وقتی دخترم و خانم احمدی می‌روند که باقی مانده وسایل‌شان را مانند پتو، زیرانداز و لباس‌های گرم‌شان را با خود بیاورند می‌فهمند که به دستور رییس زندان این وسایل را برده‌اند. وقتی علت را پرسیده‌اند گفته‌اند که این کار را برای تنبیه آنها انجام داده‌اند و وسایل به خانواده‌هایشان منتقل می‌شود. بچه‌ها می‌گویند آخر وسایل شخصی آنها به چه درد خانواده‌هایشان می‌خورد. آنها این وسایل را برای زندگی روزمره در زندان  احتیاج دارند. ما واقعا نشنیده‌ایم که برای تنبیه حوله و پتو زندانی را به خانواده‌شان بدهند. البته ناگفته نماند که این وسایل به ما هم داده نشده است.»

به گفته این مادر، سپیده مرادی و الهام احمدی روز پنجم آذر ماه وقتی به دفتر خانم میرزایی معاون زندان قرچک برای تقاضا گرفتن وسایل‌شان رفته‌اند با ضرب و شتم و توهین ماموران بند مواجه شده‌اند: «پس از چند دقیقه صحبت با خانم میرزایی، چند مامور قوی هیکل وارد دفتر شده و با زور و کتک آنها را بیرون کردند. بعد از آن هم بهشان اعلام شده که برای تنبیه ممنوع الملاقات شده‌اند. من الان دخترم را دو هفته است که نتوانستم ببینم.»

صدیقه خلیلی گفت در مدتی که دخترش در بند پنجم زندان قرچک بوده مبتلا به مشکلات «ریه، پوست و عفونت چشم» به دلیل فضای غیربهداشتی و مملو از دود سیگار بند شده است. خانم خلیلی گفت: «در این مدت بارها با دادیار ناظر بر زندان، معاون و رییس زندان صحبت کردیم اما هیچ‌کس جواب مشخصی نمی‌دهد. مساله این است که قانون در زندان رعایت نمی‌شود. ماموران در زندان به بچه‌های ما طعنه می‌پرسند شکایت کردید جواب هم گرفتید. دیگر می‌دانند شکایت فایده‌ای ندارد. یک حکومت خودمختار در زندان برپاست.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ او اضافه کرد: «اگر بی‌قانونی از طرف آنها باشد، اجرای قانون تعریف می‌شود اما اگر بی‌قانونی از طرف زندانی صورت بگیرد او متهم به اقدام علیه قانون و نظم می‌شود.»

مقاله قبلیوحید صیادی‌نصیر پس از دوماه اعتصاب غذا و بی‌توجهی دستگاه‌قضایی به خواسته‌هایش جان‌باخت
مقاله بعدینگرانی خانواده از بازداشت اصغر فیروزی بدون تماس با خانواده یا وکیل
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.