آل پاچینو و میشل فایفر بازیگران اصلی، برایان دی پالما کارگردان و استون بائر بازیگر نقش مکمل درام مشهور «صورت زخمی» در سی و پنجمین سالگرد اکران این فیلم در جشنواره فیلم ترایبکا گرد هم آمدند.

نشستی با حضور عوامل فیلم «صورت زخمی» که همه بلیت‌هایش به سرعت به فروش رفته بود در جشنواره فیلم ترایبکا در نیویورک برگزار شد.

گرچه این فیلم سال ۱۹۸۳ اکران شده بود اما هنوز از چنان شخصیت پردازی برخوردار است که کاملا امروزی به نظر می‌رسد زیرا شخصیت اصلی یعنی تونی مونتانا چنان خودپسندی دارد که معتقد است همه امکانات را خودش خلق کرده است.

در این نشست جسی کورنبلات نویسنده و روزنامه‌نگار نقل قولی از تونی مونتانا را به یاد آورد و گفت شبیه زندگی امسال خود ما آمریکایی هاست.

البته آل پاچینو حاضر نشد وارد مباحث سیاسی شود و گفت: فکر نمی‌کردم بخواهیم سیاسی شویم اما دی پالما درباره شخصیت‌های معاصر که یادآور مونتانا هستند، صحبت کرد و گفت همیشه به ساخت فیلم‌هایی علاقه داشته که درباره مردمی هستند که کارشان را از پایین شروع می‌کنند و بعد به قدرت می‌رسند و ناگهان دچار انزوا می‌شوند و در جهان خودشان زندگی می‌کنند.

وی افزود: با صدای بلند می‌گویم آیا این همان چیزی نیست که امروز تجربه می‌کنیم؟

بازسازی این فیلم که خودش بازسازی یک فیلم دیگر بود چند سالی است که مورد نظر است اما هنوز برنامه‌ای برایش تعیین نشده و یونیورسال پس از به هم خوردن برنامه‌اش با کارگردان دیوید آیر دیگر در این مورد اطلاعی نداده است.

پاچینو نیز پیشتر ساخت این فیلم را خیلی جالب توجه خوانده بود.

در نشست عوامل این فیلم کورنبلات از بازیگران سوال کرد آیا فکر نمی‌کنند مونتانای امروز می‌تواند یک زن باشد که همه حتی میشل فایفر پاسخ منفی به این سوال دادند.

فایفر گفت کار کردن با پاچینو یکی از چیزهایی بوده که او را علاقه مند کرد تا در این نقش بازی کند چون از همان اول که بازی او را تماشا می‌کرد، می‌دید که او خیلی به شخصیتی که برایش نوشته شده توجه دارد و سعی دارد همان فرد را نشان دهد.

فایفر ادامه داد: من هم همیشه سعی کردم همین کار را انجام دهم و به نقشی که ایفا می‌کنم احترام بگذارم. فکر می‌کنم همین نگاه بود که بازیگری فیلم را خیلی قابل توجه کرد.

باوئر نیز از خاطراتش در فیلم صحبت کرد و درباره نظر مهاجران کوبایی نسبت به شخصیت‌های فیلم حرف زد. این بازیگر که خودش متولد کوبا است گفت نصیحتی که از آنها می‌گرفت این بود که آرام باشد چون این یک فیلم است.

به گزارش مهر به نقل از ایندی وایر، این فیلم به داستان زندگی تونی مونتانا می‌پردازد که یک پناهنده کوبایی است که به فلوریدا آمده‌ است. چگونگی تبدیل شدن مونتانا به گانگستر شماره یک میامی در فیلم به تصویر ‌کشیده شده است.

مقاله قبلیظریف آمریکا را تهدید به از سرگیری برنامه هسته‌ای کرد
مقاله بعدیممنوعیت خرید و فروش ارزهای مجازی به بانک‌ها ابلاغ شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.