یک منبع مطلع روز پنج شنبه هفتم بهمن ماه گفت که «دادسرای مقدس» مستقر در زندان اوین برای شهناز اکملی (کریم بیگی)، فعال مدنی و مادر مصطفی کریم بیگی از کشته‎شدگان عاشورای سال ۸۸، قرار وثیقه صد میلیون تومانی صادر کرده‎است.

این منبع مطلع گفت شهناز اکملی روز پنجشنبه هفتم بهمن طی تماس تلفنی با خانواده از حضور خود در بند ۲۰۹ زندان اوین، بند مخصوص و متعلق به وزارت اطلاعات، خبر داده و گفته است که برای آزادی‌اش وثیقه صد میلیون تومانی صادر شده‎است. شهناز اکملی روز چهارشنبه ششم بهمن ماه(۹۵) توسط مأموران وزارت اطلاعات در محل کارش بازداشت شده و مأموران پس از بازداشت به محل زندگی او رفته و بخشی از وسایلش را ضبط و توقیف کردند.

به گفته همین منبع مطلع «دلایل بازداشت و اتهامات این فعال مدنی و حقوق بشر به درستی مشخص نیست» و شهناز اکملی(کریم بیگی) در تماس تلفنی با خانواده اشاره‌ای به اتهاماتش نکرده و مقامات قضایی نیز تاکنون به خانواده‌اش پاسخگو نبوده و توضیحی ارائه نکرده‌اند.»

مصطفی کریم‌بیگی، پسر ارشد شهناز اکملی، ششم دی ماه ۱۳۸۸ که همزمان با مراسم مذهبی «عاشورا» بود، در تهران حین حضور در اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. خانواده مصطفی کریم بیگی گفته‌اند که پیکر او کالبد شکافی شده بود و اثر گلوله در پیشانی‌اش مشهود بود.

مأموران امنیتی همچنین اجازه دفن مصطفی کریم بیگی را در تهران و شهر محل زندگی‎اش ندادند و خانواده‌اش پیکر او را در روستایی در اطراف تهران به خاک سپردند.

اعتراض و دادخواهی خانواده مصطفی کریم‌بیگی برای شناسایی عاملان قتل فرزندشان و اجرای عدالت به نتیجه‌ای نرسید ولی شهناز اکملی، مادر مصطفی، هر سال با برگزاری مراسم یادبود برای فرزندش و با حضور موثر در اجتماعات مادران کشته‎شدگان اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ و نیز ارتباط با خانواده برخی دیگر از قربانیان دستگاه‎های امنیتی و انتظامی و نظامی از جمله مادر ستار بهشتی، ضمن اعتراض به بی‎عدالتی نقش فعالی در حمایت از زندانیان سیاسی و عقدیتی و دفاع از حقوق آنها داشت و به همین دلیل بارها از سوی نهادهای امنیتی با تذکر و تهدید روبرو شده بود.

 گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل ازکمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛«مادران خاوران»، «مادران پارک لاله» و «مادران صلح» گروه‌های مختلفی از مادرانی بوده‎اند که طی سه دهه گذشته با هدف دادخواهی در ایران فعالیت کرده‌اند. این مادران عموما پس از قتل و یا اعدام و یا زندانی شدن فرزندانشان به دست «عوامل حکومتی» یا توسط «عوامل ناشناس» با هدف مطالبه عدالت فعال شده‎اند و با گره‌زدن خواست‌های فردی خود با  دادخواهی جمعی، هویت اعتراضی عام پیدا کرده‌اند. نهادهای امنیتی ایران نه تنها تاکنون به خواسته‌های آنان مبنی بر رسیدگی و اجرای عدالت پاسخ نداده‎اند بلکه به فعالیت‎ها و اعتراضات آنها به چشم تهدیدی امنیتی نگاه کرده و آنها را سرکوب می‎کنند. منصوره بهکیش، راحله راحمی پور و سیمین عیوض زاده از جمله دیگر «مادران» فعال‎اند که طی یک سال گذشته به دلیل دادخواهی یا اعتراضات مسالمت‎آمیز احضار، بازداشت یا زندانی شده‎‎اند.

مقاله قبلی‘دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا می‌شوند’
مقاله بعدیشرکت‌های هواپیمایی قطر، ترکیه و امارات، برای ایرانیان محدودیت گذاشتند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.