بنابه گزارشات رسیده صدور حکم ضدبشری اعدام علیه ۲ زندانی سیاسی هموطن بلوچ در زندان مرکزی زاهدان.

زندانی سیاسی محمود شه بخش ۲۲ ساله و زندانی سیاسی وحید شه بخش ۲۳ ساله از اهالی شهر زاهدان پس از نزدیگ به ۲ سال بازداشت و بلاتکلیفی حکم ضدبشری اعدام آنها توسط فردی به نام مه گلی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب زاهدان صادر گردید و مدتی پیش توسط نماینده مه گلی در زندان به آنها ابلاغ گردید.

زندانی سیاسی محمود شه بخش اوایل هفته به شکنجه گاه اداره اطلاعات زاهدان منتقل گردید و به مدت ۳ روز تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت تا او را وادار به اعترافات تلویزیونی علیه خودش نمایند ولی او از اینکار خوداری نمود و پس از ۳ روز وی را به بند ۱ معروف به بند جوانان منتقل نمودند.

این ۲ زندانی سیاسی هموطن بلوچ در بهار ۱۳۹۱ با یورش مامورین وزارت اطلاعات در حومه شهر زاهدان دستگیر شدند آنها در حالی که در منزلی بسر می بردند مورد یورش مسلحانه مامورین وزارت اطلاعات و واحد مرصاد وابسته به سپاه تروریستی قدس قرار گرفتند و در اثر اصابت گلوله به وحید شه بخش وی شدیدا زخمی گردید. اما علیرغم گذشت نزدیگ به ۲ سال هنوز گلوله در بدن وی می باشد و بازجویان وزارت اطلاعات از درمان این زندانی سیاسی ممانعت می کنند .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش مسلحانه به منازل مردم زخمی کردن آنها و تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار دادن زندانیان سیاسی و صدور حکم اعدام علیه آنها به صرف داشتن اعتقادات مذهبی و سیاسی را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه های کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۰ دی ۹۲ برابر با ۱۰ ژانویه ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیایران و روسیه برای مبادله پایاپای نفت با کالا در حال مذاکره هستند
مقاله بعدییک مدیر در اهواز به خاطر آلودگی آب به ۱۰ماه حبس محکوم شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.