در صدمین سال پایان یافتن جنگ اول جهانی، حمله نظامی آمریکا به سوریه چه پیامی را داشت؟!

0
199

صد سال پیش جنگ جهانی اول، از ماه اوت ۱۹۱۴ میلادی آغاز گردید؛ و تا ماه نوامبر ۱۹۱۸ میلادی به طول انجامید. علت اصلی برخاستن چنین جنگ عظیمی در جهان، به طور کاملا مشخص بیان نگشته است. اما یکی از دلائل عمده آن، کشته شدن آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد امپراطوری اتریش – مجارستان در ماه ژوئن ۱۹۱۴ میلادی در سارایوو بوسنی به وقوع پیوست. سپس به همین بهانه میان چند کشور کوچک و بزرگ آن بخش از کره خاکی، نبردهای بسیار سخت انتقامجویانه ای آغاز گردید. بعد از آن بود که کشورهای قدرتمند یکصد سال پیش، تصمیم گرفتند؛ جهت پایان دادن به آن نبردهای مختلف و پراکنده، که بین چندین کشور دنیا در چندین منطقه از گیتی در جریان بود؛ به جنگ غدرقدرت های آن مخاصمه بپردازند؛ تا به آنهمه خونریزی و کشتار بی سابقه در دنیا خاتمه بدهند!

 در هیچ جنگی پیش از جنگ جهانی اول، بیشترین تجهیزات نظامی به کار گرفته نشده بود. مناطق غیر نظامی به صورت انبوه مورد بمباران واقع گردیدند؛ و به همین خاطر هم، تعداد کشته شدگان غیرنظامیان در آن، به گونه بسیار فراگیری گسترده شد. در آن جنگ بود که برای نخستین بار، از سلاح های شیمیائی استفاده گردید. نخستین جنگ جهانی، از برجسته ترین رخدادهای تاریخ بشر می باشد؛ و به گونه مستقیم و غیرمستقیم، نقش بزرگی در تاریخ سده بیستم داشته است!

شاید سبب اصلی حمله نظامی آمریکا در صدمین سال آن جنگ خانمانسوز، به پایگاه هوائی ” الشعیرات ” در سوریه، فقط یک حمله نظامی معمولی، جهت ترساندن بشار اسد جنایتکار رئیس جمهور خودکامه این کشور نبوده است. بلکه هدف اصلی آمریکائی ها از چنین حمله ای به سوریه، یادآوری جنگ نخست جهانی با تمام فجایعی را که در برداشت؛ به یاران و قیم های اسد، به پوتین و خامنه ای بوده باشد. که می خواسته به این طریق به یادشان بیاورد؛ که در صد سال پیش جنگ اول جهانی نیز، به دلیلی مشابه همین دلسوزی های بی جای این دو نفر(پوتین و خامنه ای) از رئیس جمهور سوریه، و حضور بی وقفه نظامیان این دو حکومت با تمامی سلاح های خطرناک شان در این کشور، و کشته شدن بسیاری از مردم بی پناه و بی گناه سوریه، در اثر حملات هوائی اسد قاتل و یاران تبهکارش، مانند رئیس جمهور روسیه و رهبر جمهوری رو به فنای اسلامی در ایران، به مناطق مسکونی ملت بدبخت و ستمدیده این کشور بوده است. تا دست از چنین اعمال وحشیانه ای بردارند. و بیش از این به کشتار مردم رنجدیده سوریه ادامه ندهند!

شاید به همین دلیل نیز می باشد؛ که هم خامنه ای جنایتکار و هم پوتین جانی و زیاده طلب، ماست های شان را کیسه کرده اند؛ و از ترس آغاز گشتن یک جنگ جهانی گسترده تر از جنگ های اول و دوم جهانی، و به خطر افتادن موقعیت های خودشان، و از دست دادن اعتبار و مقام شان، مانند اهالی رؤیائی منطقه فانتزی ” برره ” ، برای اعتراض به کارهای رئیس جمهوری آمریکا، و اهدافی را که در نظر دارد تا به انجام برساند؛ مشغول شکستن شیشه های پنجره های خانه خویش می باشند. تا فریادهای معترضانه شان را، به گوش ساکنان این دنیای بحرانی کنونی برسانند!

حال آنکه اگر خود سیه دل شان، افکار پلید و ضد بشری خویش را نتوانند مهار نمایند. و دست از کشتارهای بی وقفه مردم مناطق گوناگون در جهان برندارند؛ و به دلیل جاه طلبی های غیر منطقی خویش، سراسر گیتی را به آشوب نکشانند. نه فقط مردمان بقیه مناطق جهان، بخصوص کشورهائی مانند افغانستان، پاکستان، سوریه، عراق، مصر، یمن و سایر ممالکی که مورد کنش های تروریستی نوزادان پست و وحشی و نادان حاکمیت فرومایه و منفور اسلامی، مانند القاعده، الشباب، بوکوحرام، حوثی ها، داعش، طالبان و ….. واقع هستند؛ از چنین مصیبت هائی رها می شوند. بلکه اینهمه جوان و سالمند، که فریب این جنایتکاران را خورده اند؛ و جذب این گروه های وحشی گشته اند. نیز از شر بدکارگی ها و اعمال حیوانی و وحشیانه ای که نسبت به مردمان بی گناه و مظلوم دنیا انجام می دهند نجات خواهند یافت!

محترم مومنی

مطلب قبلیاسماعیل‌پور ؛ نامزد کسب عنوان بهترین فوتسالیست جهان
مطلب بعدیاحمدی نژاد کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.