صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه گفته «این‌که غرب به وسیله نفوذ برای انقلاب بازدارندگی ایجاد می‌کند امری روشن است،اما متاسفانه برخی آن را باور نکردند.»

لاریجانی افزوده «ما باید مساله نفوذ را جدی گرفته و آن را برای همه اقشار جامعه تبیین کنیم» و «برای مقابله با نفوذ دشمن باید نگاه توحیدی داشت.»

وی با بیان این‌که سکولار٬ دین را از سیاست و اقتصاد جدا می‌کند، گفته «سکولار با ترویج مصرف‌گرایی و تولید بیشتر صرفا به دنبال کسب ثروت برای خود است.»

وی «تولید انبوه موبایل یا تبلت و به دنبال آن ایجاد فضای مجازی» را یکی از نتایج گسترش سکولاریسم در ایران دانسته است.

به گزارش تارنمای دیگربان، آملی لاریجانی اضافه کرده «ما با تفکرات تجددمآبانه و اومانیستی غرب نمی‌توانیم به جایی برسیم.»

به گفته وی «نفوذ٬ منافذ زیادی دارد که هدف آن براندازی نظام است، در دوره اصلاحات و غیر آن برخی برای عبور از خطوط قرمز تز روشنفکران را مطرح می‌کردند.»

مقاله قبلیاولین اظهارات خامنه‌ای علیه رئیس جمهوری جدید آمریکا: “این آقا زحمت ما را کم کرد”
مقاله بعدیایرج نیری راوی وقایع بهمن ۴۹؛ خاطرات تنها بازمانده گروه سیاهکل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.