شیمعون پرز، رئیس جمهوراسرائیل اعلام کرد، ایران و اسرائیل می توانند پشت یک میز نشسته و مذاکره کنند. اسرائیل دشمنی ابدی با ایران نداشته و ندارد.

به گزارش العربیه؛ وی که با روزنامه بریتانیایی ” دیلی تلگراف” مصاحبه می کرد، در مورد خصومت فعلی بین دو کشور گفت: اسرائیل هیچگونه دشمنی با ایران ندارد و کورش کبیر، پادشاه یزرگ ایران، اولین پادشاهی بود که یهودیان را از بردگی در بابل رها کرد و آنها را بار دیگر به سرزمین شان باز گرداند و از یهودیان ایران نیز خواست که به “ارض اسرائیل” مهاجرت کنند، پس وی اولین صهیونیست جهان بود”.

پرز که در ماه اوت سال جاری، نود ساله می شود و مسن ترین رهبر یک کشور جهان است افزود:” رهبران حکومت فعلی اسلامی ایران تمام هم و غم خود را بر روی ساخت بمب اتم متمرکز کرده اند تا کشور یهودی را از صفحه جهان محو کنند، اصلا نمی دانم که به چه نتیجه ای خواهند رسید؟

در صورتی که اسرائیل هیچ کشور یا طرفی را تهدید نکرده و نمی کند، اما آنها همواره ما را تهدید به نابودی می کنند.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا ایران و اسرائیل می توانند وارد مذاکره مستقیم شوند گفت:” چرا که نه ، ایرانیان دشمن ما نیستند و ما بر علیه آنها نیستیم . وی در ادامه تاکید کرد که هیچ نفرتی از ایرانیان ندارد.

پرز این مصاحبه را پیش از پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران انجام داده است، به نوشته همین روزنامه در اوج جنگ ایران و عراق، مهندسین و تکنیسین های اسرائیلی به ایران رفته و هواپیماهای جنگی این کشور را تعمیر می کردند.

مقاله قبلیآلن ایر: ایران همکاری کند، آماده‌ایم تحریم‌ها را برداریم
مقاله بعدیبیانیه پایانی هشت کشور بزرگ صنعتی جهان با اشاره به سوریه و ایران انتشار یافت
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.